شهدای آغاجاری و اميديه

اين وبلاگ منعكس كننده ي زندگينامه ، عكس ها و خاطرات شهداي گرانقدر آغاجاري و اميديه مي باشد.

روز شمار جنگ در سپاه آغاجاری 11 :
ساعت ۱۱:۱٤ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/۱/٢۳   کلمات کلیدی:

 

 

 

 

 

روز شمار جنگ در سپاه آغاجاری 11 :

 

از : همچون پرنده ای در پرواز »

 

نیروهای آغاجاری – امیدیه از بی پناه ترین نیروهایی بودند

  که در خرمشهر می جنگیدند.همه جا منطقه ی درگیری

 بود. نیروها مدام درگیر بودند. بدون خواب . بدون غذا. بدون

  استراحت و حمام.

 در روز 9 مهر ماه دشمن از در جنوبی وارد شهر شد...

 شبی بود که نیروهای آغاجاری – امیدیه باید عوض

 می شدند.آن ها یک هفته بود که جنگیده بودند. فرسوده

 شده بودند و وارفته.

 جهان آرا نزد عظیم آمد و گفت:اوضاع در گمرک خراب

 است...

عظیم بچه های آغاجاری – امیدیه را سوار تویوتا کرد

 و گروه 17 نفره به طرف گمرک رفتند. جایی که هیچ

 شناختی از آنجا نداشتند...

 دو نفر از بسیجای آبادان جلوی آنها آمدند و خط گمرک را

 تحویل آنها دادند و رفتند و باز همان هفده نفر شدند و با

 چند اسلحه...

 

 

 

یاد تمام حماسه آفرینان گرامی باد.

 


 
منطقه ی عملیاتی دارخوین:2
ساعت ۱۱:۱۱ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/۱/٢۳   کلمات کلیدی:

 

 

منطقه ی عملیاتی دارخوین:2

 

راوی : یکی از رزمندگان

 

دیگر کانال آماده شده بود و ما آماده برای حمله بودیم. در همین حین بنی صدر هم از فرماندهی کل قوا عزل شد و امام فرمانده کل قوا شد. دیگر در جبهه آماده باش داده شده بود  و مرخصی ها لغو.

یه روز یکی از بچه ها گفت: این سرباز بهبهانی نیستش

 چند لحظه ی بعد عراق شروع به آتش باری شدید نمود. بعضی ها به شک افتادند که نکند این سرباز به طرف عراقی ها رفته است. صبح زود یکی از رزمندگان خبر داد که سرباز از طرف عراقی ها می آید. او را نزد فرماندهی بردیم.

فرمانده گفت: کجار رفته بودی؟

گفت: شما که من را در عملیات شرکت نمی دهید . من رفتم راهی برای عملیات پیدا کردم تا خودم در عملیات شرکت کنم.

مدتی او را تحت نظر داشتیم تا عصر روز عملیات. او دوباره نزد رحیم صفوی آمد و قسم می داد : تو را به خدا من را هم در عملیات شرکت دهید. دوست دارم خونم را با شما آدمای خوب  در راه خدا بدهم.

همه تحت تاثیر قرار گرفته بودیم. رحیم صفوی دستور داد که لباس سپاهی بر تن او بپوشانند، زیرا در آن عملیات همه لباس سپاه پوشیده بودند.

از کانا رد شدیم و حمله آغاز شد. حمله ی فرمانده ی کل قوا ، خمینی روح خدا. مجموعاً 300 کیلومتر مربع پیشروی کردم. فردای آن روز عراق با صدها تانک و توپخانه پاتک را شروع کرد و منطقه ی عملیاتی را از ما باز پس گرفت. وقتی به عقب برگشتیم ، همه دور هم نشستیم و وضعیت تمام شهداء و مجروحین مشخص شد ولی کسی از آن سرباز بهبهانی اطلاعی نداشت. این عملیات نشان داد که عراق بسیار ضربه پذیر است و 6 ماه بعد رزمندگان اسلام از آن منطقه حمله کردند و اجساد تعدادی از شهداء به دست آمد. پیکر این سرباز بهبهانی هم جزء آنان بود. نام او شهید رجبی بود و برای تشییع جنازه اش همه در شهرستان بهبهان شرکت کردیم. او در وصیت نامه اش نوشته بود که نمی خواهم روی قبرم سنگ بگذارید و دوست دارم قبرم گلی باشد.

 

یاد او و تمامی شهداء گرامی باد

 


 
زندگینامه پاسدار شهید اکبر فرهادی
ساعت ۱۱:٠٤ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/۱/٢۳   کلمات کلیدی: زندگینامه پاسدار شهید اکبر فرهادی

 

زندگینامه پاسدار شهید اکبر فرهادی

 

در سحرگاه 1350 در شهر محروم آغاجاری کودکی پای به جهان گشود که او

را اکبر نام نهادند. به این امید نامش را اکبر نام نهادند که راه علی اکبر ابا عبدالله

الحسین (ع) را ادامه دهد.

تولدش فضای شادی را به خانه افزون نمود.

 

 


 
ارتحال پدر بزرگوار شهید قاسم جمعه پورنیان :
ساعت ٢:٠٩ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۱/۱٠   کلمات کلیدی:

 

 

 

 

 

 

ارتحال پدر بزرگوار شهید قاسم جمعه پورنیان :

 

پدر شهید قاسم جمعه پورنیان ، پس از مدت ها بیماری در روز چهارشنبه

مورخ  ۹/۱/۹۱ در شهر آغاجاری دارفانی را وداع گفتند. تشییع جنازه ی

آن مرحوم در روز پنجشنبه ساعت ۴ بعد از ظهر از درب بیمارستان به طرف

مزار شهدای آغاجاری برگزار می گردد تا در کنار فرزند شهیدش آرام گیرد.

شهید قاسم جمعه پورنیان تا زمانی که زنده بود، احترام زیادی برای پدرش

قائل می شد و می گفت برای تربیت ما زحمات طاقت فرسایی را تحمل

 کرده است .

 

یادش گرامی و روحش شاد باد.

 


 
تصاویری از حماسه آفرینی گردان دلاور آغاجاری
ساعت ٢:٠۸ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۱/۱٠   کلمات کلیدی: تصاویری از حماسه آفرینی گردان دلاور آغاجاری

 

 

تصاویری از  حماسه آفرینی گردان دلاور آغاجاری

 

hfj5nx78paa54npi775.jpg


 
تصاویری از حضور رزمندگان آغاجاری در میادین خون و شرف
ساعت ٢:٠٦ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۱/۱٠   کلمات کلیدی: تصاویری از حضور رزمندگان آغاجاری در میادین خون و ش

 

 

تصاویری از حضور رزمندگان آغاجاری در میادین خون و شرف

 

 

 

dxdjeiz49b8a4pv56l.jpg


 
تصاویری از حضور رزمندگان آغاجاری در جنگ تحمیلی :
ساعت ٢:٠٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۱/۱٠   کلمات کلیدی:

 

 

تصاویری از حضور رزمندگان آغاجاری در جنگ تحمیلی :

 


 
تصاویری از حضور رزمندگان اغاجاری در میادین نبرد
ساعت ٢:٠۳ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۱/۱٠   کلمات کلیدی:

 

 

تصاویری از حضور رزمندگان اغاجاری در میادین نبرد

rd8e9d06lq6ox9u7qfw0.jpg


 
تصاویری از حضورر زمندگان‌اغاجاری در میادین خون و شرف:
ساعت ٢:٠۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۱/۱٠   کلمات کلیدی: تصاویری از حضورر زمندگان‌اغاجاری در میادین خون و ش

 

تصاویری از حضورر زمندگان‌اغاجاری در میادین خون و شرف:

 

 

eqw2rmivfsh9kusgvjyw.jpg


 
عید
ساعت ۱۱:٤٠ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/۱٢/٢٠   کلمات کلیدی:

 

 

 

 

 

 

 

فرا رسیدن عید باستانی نوروز و بهار

 طبیعت بر  خانواده ی معظم شهداء ،

رزمندگان و جانبازان مبارک باد.


 
روز شمار جنگ در سپاه آغاجاری 10 :
ساعت ۱۱:۳٢ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/۱٢/٢٠   کلمات کلیدی:

 

 

 

 

 

روز شمار جنگ در سپاه آغاجاری 10 :

 

از : همچون پرنده ای در پرواز »

 

در خرمشهر وضعیت جنگ بحرانی بود.

 

وضعیت نیروها بدتر.

 

 هر لحظه امکان سقوط شهر می رفت.

 

نیروهای آغاجاری – امیدیه وضعشان از دیگران بدتر بود.

 

 


 
زندگینامه پاسدار شهید قاسم جمعه پورنیان
ساعت ۱٠:٢٦ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/۱٢/٢٠   کلمات کلیدی:

 

 

 

 

زندگینامه پاسدار شهید قاسم جمعه پورنیان

 

در سال 1346 در خانواده ای مستضعف ، در آغاچاری

 

دیده به جهان گشود.

 

او سومین فرزند خانواده بود و با ورودش به جمع

 

 خانواده  گرمی زیادی به ارمغان آورد و فضایی از

 

شور و شعف را بر خانواده حاکم نمود.

 


 
شهید سید علی رحم موسوی خاص :
ساعت ۱٠:۱٥ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/۱٢/٢٠   کلمات کلیدی: شهید سید علی رحم موسوی خاص :

 

 

شهید سید علی رحم موسوی خاص :

 سال 1358 بود. سید علی رحم موسوی خاص در مدرسه ی راهنمایی

 اباذر( شهید تاراج )درس می خواند. گروهک ها در مدارس فعال بودند و

 بعضی از دبیران هم از آنها حمایت می کردند. سید علی رحم موسوی

 خاص هر جا که می دید ، اعضای گروهک ها سعی در جذب افراد داشتند

 به آنها نزدیک می شد و ماهیت پلید آنها را افشاء می کرد. وجود او در

 مدرسه بد جوری آنها را ناراحت کرده بود ، بطوری که چندین بار جلوی او را

  گرفتند و با او درگیری فیزیکی درست نمودند تا شاید بترسد و دست از سر

 آنها بردارد ولی در عین حال که با آنان درگیر می شد ، می گفت : تا آخرین

 لحظه نمی گذارم بچه های مردم را منحرف کنید.

 نگامی که خبر شهادتش در همه جا پیچید ، این گروهک های خائن

 خیلی خوشحال شدند ، چون احساس می کردند ، می توانند بیشتر

  فعالیت کنند  ، ولی اشتباه  می کردند ، زیرا  این خون ها  نتیجه داد و

  طومار تمام آنان را در  هم پیچید.

  

یادش گرامی باد.

 


 
یادواره ی شهید دقایقی
ساعت ۱٠:۱٠ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/۱٢/٢٠   کلمات کلیدی:

 

 

 

یادواره ی سردار شهید اسماعیل دقایقی:

 

یادواره ی سردار رشید اسلام و فرمانده ی دلاور لشکر 9 بدر 

 در روز پنجشنبه 27 / 11 / 90 در شهرستان اهواز برگزارگردید.

  در این یادواره که با برنامه های متنوع و مختلفی همراه بود و

 پیام های وزیر نفت و دفاع هم قرائت گردید ، سردار سلامی

  جانشین فرماندهی سپاه پاسداران طی سخنانی گفتند :

 

 

 


 
منطقه ی عملیاتی دارخوین:1
ساعت ۱٢:۱٩ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۱۱/٢۸   کلمات کلیدی: منطقه ی عملیاتی دارخوین:1

 

 

 

 

منطقه ی عملیاتی دارخوین:1

 

راوی : یکی از رزمندگان اسلام

 

بعد از سقوط خرمشهر ، سپاه آغاجاری با فرماندهی محمد رضا دنبال

جبهه ای بود تا نیروهای رزمنده که در خرمشهر تجارب زیادی آموخته

 بودند ، برای دفاع از میهن عزیزمان بکار بردند.

دارخوین انتخاب شد. رحیم صفوی  و بچه های اصفهان در این جبهه

 مستقر بودند و محمد رضا به آنجا رفت و محل استقرار را مشخص نمود

و سپاه آغاجاری بار دیگر راهی شدند.

راهی جبهه ای دیگر. در میان بدرقه ی مردم و مادرانی که اشک می ریختند.

مسافتی زیادی را با ماشین طی کردیم. خسته رسیدیم به منطقه. نامش

 دارخوین یا مارد بود. در سنگر ها مستقر شدیم. کم کم با منطقه بیشتر آشنا

شدیم. عراقی ها در جلویمان پیدا بودند. اکثر مواقع به شدّت شلیک می

کردند.گلوله های خمپاره بعضی ها را مجروح کرد.

 

در آن موقع فرمانده ی کل قوا بنی صدر بود. یک سرهنگی را به همراه دو

 سرباز جهت نظارت بر کار ما به آن جبهه فرستاده بود. این سرهنگ کارش

نظارت بر کار ما بود و دو سرباز هم به عنوان گماشته کارهایش را انجام

می دادند. ما برای انجام حمله کانالی می کندیم تا از پشت سر عراقی ها

 در بیاییم. یکی از این سربازان بچه ی شهرستان بهبهان بود و نزد ما آمد که

 من هم می خواهم با شما در این عملیات شرکت کنم.

بچه ها به او گفتند که نمی شود.این حمله مخصوص بچه های سپاه است.

 او ناراحت شد و رفت. چندین بار دیگر می امد و ما را قسم می داد که

 بگذارید من هم در این عملیات شرکت کنم که جواب رد می شنید

 


 
روز شمار جنگ در سپاه آغاجاری 9 :
ساعت ۱٢:٠٧ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۱۱/٢۸   کلمات کلیدی: آغاجاری ،شهدای آغاجاری

 

   

 

 

 

روز شمار جنگ در سپاه آغاجاری 9 :

 

از : همچون پرنده ای در پرواز »

 

 

نیروهای امیدیه در دو جبهه می جنگیدند. خرمشهر و

 

 جاده ی اهواز سوسنگرد.

 

نیروهای آغاجاری – امیدیه در سوسنگرد 60 نفر بودند...

 

بچه ها سوار بر اتوبوس به طرف حمیدیه حرکت کردند.

 

 فرمانده ی عملیات غیور اصلی  بود.

 

باید در این محور حمله صورت می گرفت.در حمیدیه نیروها

 

تقسیم شدند و مشغول کار...

 

درگیری با حمله ی دشمن به حمیدیه آغاز شد.

 

درگیری دو ساعت ادامه داشت و دشمن عقب نشست.

 

نیروها پس از شکست دشمن به صورت دشتبان به طرف

 

 سوسنگرد رفتند.

 

سپاه اغاجاری – امیدیه در سالن امتحانات مدرسه ای مستقر

 

شدند. سوسنگر پر بود از ستون پنجم.

 

ستون پنجمی که برای دشمن کار می کردند.

 

حمید و بچه های آغاجاری به شکار آنها در سوسنگرد رفتند

 

 و 20 نفر از آنها را دستگیر کردند.

 

فرمان داده شد که نیروهای امیدیه – آغاجاری وارد هویزه شوند.

 

 آنها هم رفتند و به انتظار دشمن نشستند. دو ساعت گذشت و

 

 خبری از تک دشمن نشد.

 

نیروها بعداً به اهواز برگشتند.

 

یاد تمام حماسه آفرینان گرامی باد.

 


 
قسمتی از سخنان شهید عبدالله زاده :
ساعت ۱۱:٥٧ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/۱۱/٢۸   کلمات کلیدی:

 

قسمتی از سخنان شهید عبدالله زاده :

 

 

بدانید که تنها راه سعادت دنیا وآخرت و رستگاری درخط

خمینی بودن است. هر کس راهش ، اسلامی ، دینش

 بدون از خمینی باشد گمراه است وگمراهان  بد عاقبتی

 دارند. ملت گرامی ایران به یاری انقلاب بشتابید.

 

 یادش گرامی باد

 

 


 
زندگینامه پاسدار شهید رضا آقاجری:
ساعت ۱۱:٥۱ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/۱۱/٢۸   کلمات کلیدی:

 

زندگینامه پاسدار شهید رضا آقاجری:  

 

در سال 1341 در خانواده ای از اقشار طبقه سه و مستضعف در

آغاجاری دیده به جهان گشود و با خود شادی را راهی خانه ی فقیرانه

 نمود. پدر و مادر با وجود استضعافی که در آن سال ها در خانه ، مانند

 دیگر همسایگان حاکم بود ، بسیار خوشحال شدند و نامش را رضا

نهادند  ، به این امید که راه امام غریبش را ادامه دهد و مورد عنایات

 ایشان قرار گیرد. دوران ابتدایی را در دبستان مهرداد( شهید عطوفت

 فعلی ) همراه با دیگر هم

 


 
زندگینــــامه شهـــید رمضان برم شوری
ساعت ۱۱:۳۸ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/۱۱/٢۸   کلمات کلیدی:

 

 

 

 

باسمـــه تعـــالی

 

  زندگینــــامه شهـــید رمضان برم شوری

 

به سال 1340 بهنگام وزیدن بادهای گرم جنوب در محله ای فقیر نشین از شهر زرخیز

 ورمضان پرور،  آغاجاری در یک خانواده کارگری طفلی از تبار رمضانیان بدنیا آمد که

 نامی درخوروشایسته برایش انتخاب شد.

شهید اولین روزهای دوران معصومیت خودرا با ورود به دبستان مهرداد پشت سرنهاده 

 و تحصیلات خود را تا  تا سال اول دبیرستان  در آموزشگاه شهید محممدی ادامه داد

.او برای کمک به خانواده ، درتابستان ها به کار مشغول می شد تا بتواند کمکی به

 خانواده ی خود باشد.

 

 


 
سالروزحماسه آفرینی مردم آغاجاری
ساعت ٩:٤٤ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/۱۱/۱٦   کلمات کلیدی: آغاجاری

 

 

 

 

سالروز حماسه آفرینی مردم آغاجاری

  ۱۶بهمن ۱۳۵۷ 

 

 حدود ساعت ۳۰ : ۹ بامداد سرود «ای شاه خائن»

 

 در بازار شهر طنین انداز  شد. عده ای از مردم هم

 

 دور آن نوار فروش  جمع شده بودند. گزارش به

 

 شهربانی می رسد. عده ای را برای دستگیری

 

 او می فرستد و موفق به دستگیری و بردن او

 

به شهربانی می شوند. حضرت  حجت الاسلام

 

حاج آقا مطلق (ره) اقدام شهربانی را محکوم

 

می کند و مراتب اعتراض خود را با ماموران

 

رژیم شاهنشاهی اعلام می کند. فردی به نام

 

عزت پهلوان که از اهالی شهر بود هم مرگ  بر

 

شاه می گوید. ماموران  او را هم می گیرند.

 

به حاج آقا مطلق (ره) هم شهربانی بی حرمتی

 

 می کند. مردم  پس از مطلع شدن از بی حرمتی

 

 به حاج آقا مطلق (ره) از روحانیون این شهر  و

 

 دستگیری دو نفر کم کم در فلکه ی شهر جمع

 

می شوند. هر لحظه جمعیت زیادتر می شود.

 

 شعار مرگ بر شاه در همه جا طنین انداز

 

می شود. جمعیت حدود ۱۰۰۰ نفر شده است.

 

عده ای سنگ به  طرف شهربانی می اندازند که

 

 ماموران هم با تیر اندازی به طرف مردم پاسخ آنان

 

 را می دهند. کم کم نیروهای ژاندارمری و پاسگاه

 

 امیدیه هم به کمک شهربانی می آیند. تیر اندازی

 

هر لحظه گسترده تر می شود. تیر اندازی به طرف

 

 افراد شعار دهنده است.

 

 ۱۳ نفر مجروح و  بر اثر تیر بر زمین می افتند که

 

 توسط مردم به  بیمارستان شرکت نفت امیدیه

 

 منتقل و بستری می شوند.

 

مردم هم  با سوزاندن لاستیک در خیابان ها مانع از ،

 

ز حرکت ماشین های شهربانی می شوند. یک

 

 دستگاه موتور سیکلت شهربانی به دست مردم

 

 می افتد و به آتش کشیده می شود. مردم عصبانی

 

 به طرف منزل یکی از ماموران که به طرف  مردم

 

 تیراندازی نموده بود ، هجوم می برند. خانه خالی

 

 بود. خانه را آتش می زنند.

 

و این نقطه ی عطفی می شود در تاریخ آغاجاری.

 

 

این شهر مظلوم.

 

 

شهر سر شار از نفت که رژیم پهلوی جای جای آن

 

 را  مانند زالو می مکد و هیچ توجهی به آن نمی کند.

 

یاد حاج آقا مطلق (ره) و تمامی مبارزینی که با

 

فداکاری خود انقلاب اسلامی را به پیروزی رساندند

 

 گرامی می داریم.

 


 
← صفحه بعد