شهدای شهرستان آغاجاری و امیدیه

این وبلاگ منعکس کننده ی زندگینامه ، عکس ها و خاطرات شهدای گرانقدر آغاجاری و امیدیه می باشد.

علی هاشمی سردار گمنام اسلام ٢
ساعت ۱۱:٤۳ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱٢/٢۸   کلمات کلیدی: شهید علی هاشمی 2

 

     

 

علی هاشمی سردار گمنام اسلام ٢

 

دکتر محسن رضایی:

 علی هاشمی یک جوان انقلابی حصیر آبادی بود که در کوچه پس کوچه های حصیر آباد اهواز با رژیم شاه می جنگید و در سال 57 چند بار دستگیر شد اما به طور معجزه آسایی از دست       ساواک و نیروهای شهربانی خودش را نجات داد. یک جوان انقلابی، یک جوان مبارز یک جوانی که در صف ملّت ایران برای آزادی ایران مبارزه می کرد و پس از پیروزی انقلاب در تشکیل کمیته انقلاب اسلامی حصیر آباد و کمیته اهواز نقش موثری داشت.   با تشکیل سپاه پاسداران وارد سپاه شد و سپاه حمیدیه را تشکیل داد.

تشکیل سپاه در ابتدای انقلاب خود، کاری انقلابی و سخت بود و کمتر از دفاع در برابر دشمن و مقابله با تجاوزات ضد انقلاب نبود چرا که سازماندهی نیروهای جوان انقلابی در قالب نیروی نظامی و با حفظ ارزش ها و فرهنگ مردمی و انقلابی کاری بسیار پیچیده و سخت بود و معمولآ کشورهای بسیار پیشرفته به عنوان مستشار سیاسی و یا نظامی در کشور های جهان سوم انجام می دهند و لذا وقتی برادری در شهری مثل حمیدیه مسئول تشکیل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی می شود با انبوهی از سوالات مواجه است و نیاز به الگوهای فراوانی دارد که بر اساس آن الگوها سازمان سپاه را تشکیل دهد.

 

 

 

 

 

 

 

 مثلآ منابع انسانی چگونه باید باشد، گزینش چگونه صورت پذیرد، استخدام چگونه باشد، تشخیص نیروی انقلابی از غیر انقلابی چگونه باشد، ساختار سازمان و روابط چگونه شکل بگیرد، آموزشها چگونه باشد؟ لذا یک فرمانده باید تمام این مسائل را به تنهایی حل کند چرا که از طرف مرکز سپاه هم الگویی نبود. در سال های 59-58 مرکزیت سپاه هم نوبنیاد بود و دستورالعمل ها به صورت کلی صادر می شد و گاهی سرکشی های ماهیانه ای صورت می گرفت.   کسی که مسئول سپاه می شد خودش با قدرت، خلاقیت، ابداع و نوآوری همه سوالات را می بایست پاسخ دهد.و علی هاشمی به خوبی قبل از شروع جنگ، جوانان انقلابی حمیدیه را سامان داد و سپاه حمیدیه توانست پیش از شروع جنگ هم در برقراری امنیت نقش ارزنده ای داشته باشد و هم در مبارزه با اشرار و ضد انقلاب و قاچاقچیان اسلحه و مهمات موفق بود.

 

 

 

 

 

 

به محض شروع جنگ در یک مقطع ما نیاز پیدا کردیم که تیپ ها را شکل دهیم، عملیات فتح المبین را انجام دادیم و احساس کردیم که باید در بخش «طراح» و در «کرخه نور» در جبهه سوسنگرد عملیاتی انجام دهیم و آقای علی هاشمی مسئول عملیات شد و عملیاتی را آنجا انجام دادند. وقتی این مقطع از نبرد را بررسی می کنیم، می بینیم که آقای علی هاشمی یکی از فرماندهانی است که مسئول تشکیل تیپ های جنگ می شود و تیپ 37 نور را شکل دادند. سپاه در آن زمان از یک نیروی کوچک به یک نیروی بسیار بزرگ و به صورت انفجاری توسعه پیدا کرد و راز توسعۀ سپاه در جنگ تشکیل تیپ ها بود.
تیپ 37 نور به فرماندهی شهید علی هاشمی در عملیات بیت المقدس و آزادی خرمشهر شرکت موثر داشت و با اینکه جبهه سختی در جنوب کرخه نور وجود داشت، علی هاشمی و دوستانش که عمومآ از جوانان بومی خوزستان و حمیدیه و سوسنگرد بودند ماموریت خود را در قرارگاه قدس به خوبی انجام دادند و خط دشمن را شکستند و نقش موثری در آزادسازی خرمشهر به عهده گرفتند. در آستانه عملیات والفجر مقدماتی تیپ 37 نور تبدیل به سپاه سوسنگرد شد و بعدها از دل سپاه سوسنگرد، قرارگاه نصرت را درست کردیم که تحول اساسی در جنگ به وجود آورد.
  تا اینکه بعد از عملیات رمضان متوجه شدیم که باید در طراحی عملیات تغییرات اساسی به وجود بیاوریم. اولین تغییر اینکه ما باید از تک های جبهه ای و رودررویی مستقیم با دشمن پرهیز می کردیم. در ابتدای سال سوم جنگ، ما به بن بست رسیدیم و هر جا حمله می کردیم شکست می خوردیم. یاید فکری می کردیم چون هر جا تک جبهه ای انجام می دادیم راه باز نمی شد.   در عملیات رمضان به نتیجه ای نرسیدیم، در والفجر مقدماتی هم به نتیجه نرسیدیم. باید جایی را برای عملیات انتخاب می کردیم که دشمن اعتقاد و باوری به عملیات ما در آن مکان نداشته باشد و اگر هم متوجه شد نتواند در مدت کوتاه وضعیت منطقه را تبدیل به تک جبهه ای بکند یعنی از یک حالت مطلوب وضعیت را به حالت نامطلوب تبدیل نکند. این سرزمین را در همان عملیات والفجر مقدماتی و انتهای عملیات رمضان پیدا کرده بودیم؛ منطقۀ هورالهویزه در جنوب و نقاطی در غرب.   نقطه اول، هورالهویزه با آبگرفتگی وسیع و باتلاقی با ابعاد تقریبی 100 کیلومتر در 40-30 کیلومتر، نیزارهایی را شامل می شد که مرز ایران و عراق از میان آنها می گذشت. و نقطۀ دیگر مناطق کوهستانی و ارتفاعات غرب کشور بود که البته منطقه غرب مناسب نبرد نیروهای ما بود اما باوراندان اینکه می شود در هویزه و نیزارها و باتلاق ها عملیات انجام داد برای دوستانی که در دشتهای خاکی به دشمن حمله کرده بودند و فرهنگ جنگ های زمینی را در خود رشد داده بودند کاری بسیار دشوار بود.   زمین، درب های خود را به روی ما بسته بود و ما مصصم بودیم که از باتلاق ها به دشمن حمله کنیم. همۀ نگاه ها به آسمان بلند شده بود. یادم می آید که من و شهید بزرگوار حسن باقری و شهید بقایی سوار هلیکوپتر شدیم و در سپاه سوسنگرد پیاده شدیم.   البته من به بچه های اطلاعات گفته بودم که شناسایی هایی در جنوب جادۀ چزابه به العماره در منطقۀ هورالهویزه آغاز کنیم. منتها من دیدم به دلیل همان عدم باور دوستان این حرف را جدی نگرفتند. به طوری که من خودم و شهید حسن باقری و شهید علی هاشمی سوار قایق شدیم و به همان منطقه هورالهویزه (هورالعظیم) وارد شدیم و وارد منطقۀ آبهای العزیر شدیم و قصدم هم این بود که به دوستان ارادۀ خودمان را برسانیم و نشان دهیم که اینجا برای ما جدی است. چون در سپاه دوستانمان براساس اعتماد و اقناع شدن کار می کردند و سلسله مراتب نظامی در بین ما معنا نداشت.   شهید باقری و شهید هاشمی مرتب در قایق به من می گفتند که شما فرماندۀ سپاه هستید نباید وارد آبهای عراق شوید و اگر شما اسیر شوید چطور خواهد شد و از این گونه حرفها. و من گفتم تا جایی که ممکن است باید به جلو برویم. آنها مرتب به من می گفتند که نباید در آبهای عراق می آمدید و اصلاً آیا شما از امام اجازه گرفته اید؟ به دوستان ثابت شد که مسئله جدی است اما به هر صورت نتوانستیم از هور در عملیات والفجر مقدماتی استفاده کنیم.
بعد از والفجر مقدماتی در جنوب غربی شهر هویزه و نزدیکی آبگرفتگی ها قرارگاهی را زدیم که
 با محوریت آقای علی هاشمی بود. قرارگاه سرّی نصرت، فرماندهی می خواست که هم بینش عملیاتی داشته باشد و هم بینش اطلاعاتی و این فرمانده علی هاشمی بود. من مرتب برای کسب گزارش به قرارگاه نصرت می رفتم اما هیچ کس از فرماندهان ما از این قرارگاه مخفی، اطلاعاتی نداشت.   حدود 8 - 7 ماه بعد از تاسیس قرارگاه نصرت من در ملاقاتی خدمت حضرت امام (ره) عرض کردم که ما داریم کار مخفیانه انجام می دهیم و حضرتعالی برای ما دعا بفرمائید. 9 ماه بعد تازه به اولین نفرات بعد از خودم یعنی برادرانم آقای شمخانی، آقای رشید و آقای صفوی گفتم و 10 ماه بعد به مسئولین اصلی کشور اطلاع دادیم که منطقه ای را برای عملیات آماده کرده ایم. سرّ نگه دار چنین راز بزرگی در جنگ، آقای علی هاشمی و جوانان غیرتمند و وفادار دشت آزادگان بودند.   این چنین مسئله مهم و بکلی سری را با آقای علی هاشمی داشتیم و در واقع پیچیده ترین طرح و پیچیده ترین قرارگاه و پر رمزترین و رازترین قرارگاه جنگ قرارگاه نصرت بود. هیچ قرارگاهی در جنگ چنین راز و رمزی نداشت. دوستان و برادران قرارگاه نصرت کاملآ مورد اعتماد بودند و جالب است بدانید که اکثر این دوستان از برادران عرب ما در استان خوزستان بودند، شهید علی هاشمی، آقای عباس هواشمی، آقای علی ناصری، و البته شهید حمید رمضانی که ایشان اهوازی بودند. اکثرآ از برادران عرب خوزستان بودند و نشان دادند که محرم ترین و سر نگه دار ترین افراد نظام در طول هشت سال دفاع مقدس بودند. نیروهای بومی دشت آزادگان حق بزرگی بر گردن دفاع مقدس دارند.

          

بالا بود. و مسئلۀ ساده ای نبود؛ مسئلۀ بسیار بزرگی بود.   ایشان در ایده های عملیاتی که بدست آورده بود و در نحوۀ سازماندهی بسیجیان خیلی نقش موثری داشتند. شاید هیچ عملیاتی به اندازۀ عملیات خیبر و بدر اینقدر محرمانه نبود، ما برای شکستن بن بست در جنگ، قرارگاه نصرت را تشکیل دادیم و ثمرۀ آن تلاش ها فتح جزایر خیبر و نا امن شدن جادۀ شمال به جنوب عراق بود که تا پایان جنگ از تقریباً برای عراقی ها از خاصیت افتاد و همچنین تجربۀ هور باعث فتح فاو و عملیات پیروز مندانه کربلای 5 شد. ما هم در فاو و هم حمله به پنج ضلعی و شلمچه از تجربه هور و قرارگاه نصرت استفاده کردیم. آقای علی هاشمی در بکارگیری نیروهای بومی تخصص فوق العاده ای داشت یعنی از نیروهای بومی توانسته بود عناصر اطلاعاتی زبردستی را آموزش دهد.


سپاه از توانایی های بومی مردم، در شناسایی ها استفاده می کرد. ساختن چنین سازمانی با چنین شیوه های نبردی متکی به انسان هایی خلاق و سازمان دهنده است که آقای علی هاشمی بخشی از ساخت سازمان سپاه و دستیابی به نوع نبردهای سپاه را بر عهده داشت. شهید حسن باقری، آقای غلامعلی رشید، شهید احمد متوسلیان، شهیدان محمد ابراهیم همت، حسین خرازی، مهدی باکری، احمد کاظمی، مهدی زین الدین، اسماعیل دقایقی و مجید بقایی اینها نیروهای موسس بودند و تنها مدیریت نمی کردند. در تاسیس نوع نبرد و خلق تاکتیک ها و ابتکارات رزم و همچنین در مسئلۀ سازماندهی ابتکاری و رزمی و نظامی نقش موثری داشتند.
برادران قرارگاه نصرت سوار بلم ها می شدند و چهل، پنجاه کیلومتر را در آبهای عراق می رفتند و کنار دجله نیروهای شناسایی را پیاده می کردند. حتی آبراه های دجله را متر می کردند که اگر قرار شد نیروها از جایی از دجله عبور کنند، عرض دجله را در نظر بگیرند. اتوبان بغداد - بصره را فیلم برداری می کردند و اطلاعات تهیه می کردند.
آنقدر علی هاشمی و دوستانش بر هور مسلط شده بودند که یک هفته قبل از عملیات خیبر تصمیم گرفتیم همه فرماندهان جنگ را با لباس مبدل عربی و دشداشه و چفیه سوار بلم ها کنیم و فرستادیمشان به کنار دجله تا آنها به زمینی که قرار بود بسیجی ها چند روز بعد عملیات بکنند، دست بزنند و اوضاع را بررسی کنند. کافی بود یکی از فرماندهان لشکر اسیر می شد.
آقای مرتضی قربانی، آقای محمد باقر قالیباف، شهید احمد کاظمی، شهید حسین خرازی، شهید مهدی باکری، شهید محمد ابراهیم همت همۀ اینها سوار بلم ها می شدند و لباس عربی به تن می کردند و با هدایت علی هاشمی و برادران قرارگاه نصرت از این دریای عظیم هور عبور می کردند و از صبح تا شب کنار دجله می نشستند و یادداشت برداری می کردند، خط حد تعیین می کردند که گردان به گردان نیروها در کجا قرار بگیرند. حتی شهید باکری و شهید کاظمی را در جزیره پیاده کردند در حالی که دشمن در جزایر مستقر بود. این مهارت های اطلاعاتی آقای علی هاشمی و دوستانش فوق العاده

 

  در اردیبهشت، خرداد و تیر سال 67 وضع جبهه عوض شد. چون عراق وضعیت جدیدی پیدا کرد و تمام دنیا پشت سر عراق قرار گرفتند تا جنگ را پایان دهند. همچنین مجوز استفاده از سلاح های شیمیایی و غیر متعارف از طرف دنیا به عراق داده شده بود و به عراق اجازه دادند از خط قرمز عبور کند، به کشتی ها حمله کردند، و به هواپیمای مسافربری حمله کنند. همه محدودیت ها را در جنگ از روی صدام برداشتند لذا دشمن به فاو حمله کرد و به جزایر حمله کرد و در حمله به جزایر آقای علی هاشمی که مسئول آن منطقه بود و دفاع از جزایر را بر عهده داشت تا آخرین فشنگ و تا آخرین نفس مقاومت سختی انجام داد.   این نبرد کاملآ نابرابر بود. دشمن به 300 - 200 متری قرارگاه نصرت رسیده بود. تا آن نقطه مقاومت کرد که اگر عقب نمی آمدند به دست دشمن می افتادند و به آنها گفتم که نباید اسیر شوید و سریع منطقه را تخلیه کنید، اما عراق آمد با هلیکوپتر پشت سر آنها نیرو پیاده کرد و آنها در حال آمدن به عقب با نیروهای عراقی مواجه شدند.   بر اثر استقامت شدید علی هاشمی و قرارگاه نصرت تعداد نیروهای باقیمانده حدود 15 نفر شده بود در مقابل چند لشکر تا دندان مسلح بعث. از آن 15 نفر حدود 9 نفر از طریق اختفاء در نیزارها به ایران آمدند و 2 نفر اسیر شدند و 4 نفر هم مفقود شدند. علی هاشمی جزو این عده بود که بعدها ما مطمئن شدیم که علی هاشمی شهید شده است و به لقاء الهی پیوسته است اما نحوۀ شهادت او در پردۀ ابهام است.   زندگی شهید علی هاشمی و مجاهدت و مبارزات ایشان در مقابل عراق یکی از بهترین الگوها برای اتحاد ملی است چون نژاد عراقی ها عرب بود و بیشترین مقاومت در مرزهای خوزستان هم از برادران عرب ما بود و اعراب خوزستان ثابت کردند که ایرانی هستند و به ایران وفادار هستند و نمونه بارز اتحاد ملی را ما در قرارگاه نصرت و تلاشهای فراوان شهید علی هاشمی می بینیم. علی هاشمی را می توان به عنوان نماد اتحاد ملی معرفی کرد.   آقای علی هاشمی و قرارگاه نصرت بهترین الگو برای اتحاد ملی هستند. یعنی برادری که از نژاد عرب بود اما در مقابل اعراب متجاوز بعثی و وابسته به استکبار، ایستاد و مقاومت کرد و با تمام وجود از سرزمینش و از وطنش و از ملتش دفاع کرد و با اینکه از سرّی ترین راز و رمز عملیات های جنگ تحمیلی در اختیارش بود، آن ها را در دل خود حفظ کرد و با کمال صداقت و اخلاص در تحقق دفاع مقدس از جان خود گذشت و بالاخره جان خود را تقدیم ملت ایران و کیان اسلام نمود.


یکبار من و آقای علی هاشمی و دوستانش چند روز مانده به عملیات خیبر سوار قایق شدیم و کیلومترها رفتیم تا نزدیک جزیرۀ شمالی؛ به طوری که سیل بندهای جزیرۀ شمالی را می دیدیم و قدم زدن نیروهای عراقی را هم من شخصآ دیدم. آنچنان این نیروهای بومی که آقای علی هاشمی سازماندهی کرده بود ما را به خوبی به منطقه بردند و برگرداندند و بعد هم از لو رفتن عملیات جلوگیری کردند که فکر نمی کنم در هیچ ارتشی چنین مهارتی برای فرماندهان آنها حاصل شده باشد.
بعد از عملیات فاو، شهید علی هاشمی را فرمانده سپاه ششم کشور کردیم. که هم سپاه و هم بسیج خوزستان زیر نظرش بود و هم لشکر 5 نصر و چند تیپ دیگر. از گوشه کوشک تا چزابه که حدود 200 کیلومتر می شد، خط پدافندی سپاه ششم امام جعفر صادق (ع) بود و در واقع علی هاشمی در این میدان از سطح یک فرمانده لشکر به سطح یک فرمانده سپاه که چندین لشکر زیر نظرش است ارتقاء پیدا کرد.

یادش گرامی و جاوید باد.

 

  منبع: ماهنامه تخصصی راست قامتان        شماره دوم، تیر و مرداد 1386    

    

 

 

 

 


 
اسامی شهدای گرانقدر منطقه آغاجاری 3
ساعت ۱۱:٠٥ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱٢/٢۸   کلمات کلیدی: اسامی شهدای آغاجاری

 

 

 

 

 

اسامی شهدای گرانقدر منطقه آغاجاری٣

ردیف

نام شهید

تاریخ شهادت

محل شهادت

101

گلناز صفایی لرکی

3/7/59

بمباران هوایی اهواز

102

نوروز علی صفایی لرکی

3/7/59

بمباران هوایی اهواز

103

لطیف حمودی

22/7/60

جبهه آبادان

104

ایرج کاکاخانی

24/4/61

کوشک

105

محمد رکنی

 

دشت عباس

106

بیژن مداحیان

 

 

107

حمزه نصاری

23/6/60

آبهای خلیج فارس

108

علی حیدری باغبادرانی

26/9/62

مهران

109

حسن چمانی ریگ

24/10/65

سومار

110

منوچهر شقاقی پور

5/1/61

رقابیه

111

محمد علی رفیعی نژاد

18/11/61

فکه

112

داریوش زمانی

17/7/61

امیدیه آموزش نظامی

113

رضا قلی اشرف

 

 

114

اسماعیل مختاری

21/3/60

دارخوین

115

قاسم مختاری

 

غرب کشور

116

علی محمدی

27/3/64

مریوان

117

اسماعیل گودرزی

1359

خرمشهر 

118

سید عبدالرسول سادات

١٣۶٠ 

شیراز به دست منافقین

119

منوچهر بهمئی

23/4/61

شرق بصره

120

محمد آقاجری

59

بندر عباس

121

عین اله آور

21/3/60

دارخوین

122

ابراهیم امیری

9/12/65

شلمچه

123

زهرا علوان نصاری

6/12/62

اروند کنار

124

 

 

 

125

 

 

 

5

 

 

 


 
اسامی شهدای گرانقدر آغاجاری 2
ساعت ۱٠:٥٦ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱٢/٢۸   کلمات کلیدی: شهدای آغاجاری

 

      

 

اسامی شهدای گرانقدر منطقه آغاجاری

ردیف

نام شهید

تاریخ شهادت

محل شهادت

51

حمید ململی قلعه سفید

22/8/62

پاسگاه زید

52

فرزاد نصیرزاده

19/2/61

خرمشهر

53

غلامرضا نیکروانی

19/2/61

جزیره مجنون

54

غریب ولادت

6/6/66

فاو

55

عروجعلی ولی پور

18/11/61

فکه

56

هوشنگ مطوری

28/11/64

فاو

57

جهانگیر مؤمنی

29/1/67

فاو

58

احمدرضا احمدی

4/4/67

جزیره مجنون

59

جمشید اورنگی

21/4/67

نهر عنبر

60

خداکرم  اله قلیان

26/12/62

جزیره مجنون

61

غلامرضا حسن زاده

4/10/65

ام الرصاص

62

نجفقلی خلیلی

8/12/62

جزیره مجنون

63

اسماعیل دشمن زیاری

23/4/61

کوشک

64

بارون شیرعلی

30/8/60

آبهای خلیج فارس

65

امان اله فولادی وندا

18/11/61

شیب نیسان

66

اصغر قنواتی

28/11/64

فاو

67

اکبر فرهادی

4/4/67

جزیره مجنون

68

عباس کاظمی اسفه

8/12/62

دجله و فرات

69

حسن کلاه کج

29/11/64

فاو

70

محمد رشید جعفری

18/11/61

شیب نیسان

71

رمضان جهانتابپور

6/8/66

فاو عراق

72

نوری حسن پور ثوامری

9/2/61

دارخوین

73

منوچهر قشقایی پور

5/1/61

رقابیه

74

غریبعلی دژمند

18/11/61

شیب نیسان

75

عبدالمجید زادبود

26/10/65

دجله و فرات

3

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

=

4

اسامی شهدای گرانقدر منطقه آغاجاری

ردیف

نام شهید

تاریخ شهادت

محل شهادت

76

عبدالحمید زادبود

23/12/61

جزیره مجنون

77

اصغر سوقی

27/10/65

شلمچه

78

مذکور شهبازی

5/7/59

بمباران هوایی اهواز

79

اسماعیل گودرزی

 

خرمشهر

80

حسین طیبی

24/12/65

شلمچه

81

یاور عباسی لرکی

3/7/59

بمباران هوایی اهواز

82

اسفندیار طاهری

8/9/60

بستان

83

پرویز صفایی لرکی

3/7/59

بمباران هوایی اهواز

84

الیاس قنواتی

1/11/65

شلمچه

85

نصراله قنواتی نژاد

25/4/65

فاو

86

محمد قنواتی

28/4/67

بمباران هوایی ماهشهر

87

پرویز کاظمی

19/10/65

غرب رود کارون

88

علیرضا گیاهخوار

22/12/64

فاو

89

علیرضا صادقی

14/7/65

پالایشگاه بیدبلند

90

مظفر معنوی

65

بمباران هوایی امیدیه

91

حبیب اله آباد

4/4/67

جزیره مجنون

92

شکر اله زنگنه

29/11/64

فاو

93

عبدالرضا ساری شرفی

19/7/59

خرمشهر

94

ابراهیم مطوری

4/4/67

فاو

95

علیمراد کرمی

61

 

96

عزیز سالمی اصل

19/10/59

اروند کنار

97

محمود سالمی اصل

19/10/59

اروند کنار

98

منصور سالمی اصل

19/10/59

اروند کنار

99

کرمعلی صفایی لرکی

3/7/59

بمباران هوایی اهواز

100

افلاطون صفایی لرکی

3/7/59

بمباران هوایی اهواز

 

 

 


 
اسامی شهدای آغاجاری1
ساعت ۱٠:٤٥ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱٢/٢۸   کلمات کلیدی:

 

 

اسامی شهدای گرانقدر منطقه آغاجاری

ردیف

نام شهید

تاریخ شهادت

محل شهادت

1

عین اله آور

21/3/60

دارخوین

2

ابراهیم امیری

9/12/65

شلمچه

3

داد علی آزادی وش

6/12/62

هورالهویزه

4

رضا آقاجری

4/4/67

طلائیه

5

محمد علی آذری

21/1/62

فکه

6

ناصر ایزد

2/2/61

غرب کارون

7

احمد آقاجری

18/1/61

فکه

8

مهدی بیغوله

4/2/63

جزیره مجنون

9

محمدرضا بلادی

28/3/60

دارخوین

10

غلامعباس بخرد

2/7/59

پالایشگاه آبادان

11

امیر بامری زاده

1/8/61

زندان موصل عراق

12

رمضان برمشوری

9/7/61

سومار

13

حمیدرضا بهمئی

6/12/62

دجله و فرات

14

محمدعلی پوسایی

20/2/61

غرب رود کارون

15

عبدالحسین پورنصاری

25/6/60

آبهای خلیج فارس

16

علی اکبر تاراج هفشجانی

2/7/59

خرمشهر

17

مهدی باصری

31/4/67

سومار

18

بایرام حسین پور

27/12/61

جاده امیدیه - ماهشهر

19

حسین چکی

7/1/61

کرخه نور

20

قاسم جمعه پورنیان

7/12/64

شطعلی

21

غلامرضا جهانگرد

23/4/61

شرق بصره

22

حیدر  جام گوهری

4/3/67

شلمچه

23

علی  حیدری

26/9/62

مهران

24

محمد  حسن زاده

7/7/60

دارخوین

25

بهنام خاوری

10/2/61

غرب رود کارون

1

 

                                                                                                                   

ردیف

نام شهید

تاریخ شهادت

محل شهادت

26

یداله رمضانی پور

21/2/65

پالایشگاه گاز شهید مکوندی

27

علی سالاری

4/12/62

جزیره مجنون

28

داریوش زمانی

17/7/61

آموزش نظامی

29

غلامعباس سلیمانزاده

21/3/60

دارخوین

30

عباس سادات الموسوی

23/10/59

دارخوین

31

غلامحسین سرمکس

29/11/61

شیب نیسان

32

ولی اله سرمکس

1/9/66

ماسوت

33

جمشید شیرشکن

27/3/64

مریوان

34

حسین داودی

30/3/60

آغاجاری- آموزش نظامی

35

رستم دیلمی

31/4/67

سومار

36

علی کرم دهبان

28/11/61

فاو

37

نوراله طواف

18/11/61

فکه

38

سید جواد طیبی

6/12/62

دجله و فرات

39

عباسعلی عباسی لرکی

3/7/59

بمباران هوایی اهواز

40

ولی اله عباسیان

6/12/62

هورالهویزه

41

بهروز عطوفت

5/7/60

دارخوین

42

احمد عبداله زاده

24/1/63

آغاجاری

43

مصطفی کوهگرد

6/12/62

دجله و فرات

44

عباس کلاه کج

20/2/61

غرب رود کارون

45

اسماعیل کنارکوهی

28/11/64

فاو

46

اردشیر کریمی مطلق

22/4/61

کوشک

47

صیدال ملحانی

27/1/63

غرب کشور

48

نعمت اله موسوی

18/11/61

شیب نیسان

49

محمد موسوی

24/12/64

فاو

50

رمضان مؤمنی

18/11/61

شیب نیسان

 

 

 

 


 
پاسدار شهید اصغر سوقی:
ساعت ۱٠:۳٠ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱٢/٢۸   کلمات کلیدی:

     

 

 

پاسدار شهید اصغر سوقی:

 

از افرادی بود که حالت معنوی خاصی داشت. اکثر افراد به او می گفتند

 

که تو شهید می شوی. ما را فراموش نکن. برای ما هم دعا کن.

 

اصغر با خلوص نیت خاصی می گفت : شهادت نصیب خوبان می شود ولی

 

من....

 

در نماز و  عبادت در مقر تیپ همیشه جلو دار بود. تا صدای اذان بلند

 

می شد ، با عجله وضو می گرفت و به طرف مسجد می رفت و نمازش را

 

با خلوص و حالت معنوی خاصی می خواند. در جبهه هم همینطور بود.

 

نماز شبش را در موقعی که اکثر رزمندگان بر اثر

 

خستگی در خواب بودند ، می خواند و در دل شب و در بیابان های  

جبهه ها گریه ها می کرد و شاید از خدا می خواست که شهادت را نصب

 

او کند و دعایش خیلی زود

 

مستجاب شد و در جبهه بر اثر ترکش خمپاره به دیدار معشوق شتافت و به

 

پرواز خود ادامه داد. شهادت او تمام افرادی که حتی یک بار هم او را

 

دیده بودند ناراحت کرد و اشک همه را در آورد و بر ماست که ادامه

 

دهنده ی  راه خونبار او باشیم.

 

 

                                                    یادش گرامی و جاوید باد...

 

 

 


 
آسیب سلاح های شیمیایی
ساعت ۱۱:۳٧ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱٢/٢٥   کلمات کلیدی: شهدای شیمیایی

 

 

آسیب سلاح های شیمیایی به

 

               ١٠٠ هزار نفر  از ایرانیان

 

مدیر عامل انجمن حمایت از جانبازان شیمیایی

 

کشور گفت :

 

٣۵٠ بار بمباران مناطق کشور در زمان جنگ

 

 باعث شد که یکصد هزار نفر از سلاح های

 

 شیمیایی آسیب ببینند. رژیم عراق برای اولین

 

 بار در جهان ،  با استفاده از گازهای شیمیایی

 

  ، اعصاب ، خردل ، تایون و سارین بیش از 350

نقطه از مرزها و شهرهای کشورمان را بمباران

شیمیایی کرد که 30 مورد آن مربوط به مناطق

 غیر جنگی و شهرها می باشد. در این بمباران

یک میلیون نفر  این مواد را استشمام کردند که

دزهای آن پایین می باشد. ... جنگ ایران و

عراق طولانی ترین جنگ جهان بود و کشور ما

در این جنگ 183 هزارشهید و 600 هزار جانباز

تقدیم انقلاب نمودند....

 

 

 

 

 

 


 
یادواره ی ٢٠٠ معلم شهید شهرستان رامهرمز:
ساعت ۱۱:۱٥ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱٢/٢٥   کلمات کلیدی: باداره شهدای رامهرمز

     

 

یادواره ی ٢٠٠ معلم شهید شهرستان رامهرمز:

 

یادواره ی ٢٠٠ معلم شهید شهرستان رامهرمزبا شکوه فراوان

برگزار گردید. دکتر حاج بابایی وزیر آموزش و پرورش طی سخنانی

از مقام شهداء تجلیل نمودند وگفتند :

ما برای این یادواره ی شهدا را برگزار می کنیم  ، برای اینکه 

همیشه از خدا می خواهیم ما را در صراط مستقیم و مسیر شهیدان

قرار دهد. شهید یک نام نیست ، بلکه یک راه است...

باید راه شهیدان را اشتباهی نرویم و آن را عوض  نکنیم.  شهیدان

دنیا رامتحول خواهند ساخت. امروز ملت ایران سرافرازند و برای

گذشته و آینده کاری برای حساب باز  کرده اند. ما راه را اشتباه

نرفته ایم ،

زیرا یاد شهیدان را فراموش نکرده ایم. یک روز در این خوزستان

برای شکستن مقاومت مردم ، بمب شیمیایی استفاده شد ، اما مردم

عقب نشینی نکردند. امروز دشمن از بمب هایی استفاده می کند که

هزار بار ازبمب های شیمیایی قبل خطرناک تر است. ماهواره ها ،

فیلم ها و دیگر برنامه ها از      جمله ی آنهاست. کسی که ازبمب

خطرناک فرهنگی امروز استشمام می کند ، می میرد و هر کس هم

به آن نگاه کند ، خواهد مرد. هر حرکت فرهنگی ، مخدر برای غبار

آلود کردن چهره های شهیدان است.

خانواده ها باید مراقب  فرزندانشان باشند

و نباید دست فرزندانشان را از دست شهداء جدا کنند .

دست شهیدان ، امروز دست رهبری است و صراط مستقیم

امروز رهبر است. رهبری که دنیا دربرابر او زانو زده است و        

همه ی کشور ها ارتباط نزدیک با ایران دارند، در صورتی که این

ارتباط با آمریکا کم است  ،

یا وجود ندارد  که این  از برکت خون

شهداست. هر افتخاری که در دنیا داریم به خاطر دین اسلام است...

کسی که بخواهد مسیر شهیدان را منحرف کند ، خداوند در همین

دنیا او را به سزای عملش می رساند. اگر می خواهید کشور رشد

یابد ، باید به آموزش و پرورش  نگاه کنید.  چهل هزار دانش آموز

و معلم در دوران دفاع مقدس شهید شدند ، البته همه ی شهیدان

معلم بودند. اگر   نگاه کلیدی به آموزش و پرورش شود ، کشور

نجات و توسعه می یابد......

 

 


 
یادواره ی شهدای شهرستان فسا
ساعت ۱۱:٠٦ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱٢/٢٥   کلمات کلیدی: بادواره شهدای فسا

 

 

 

یادواره ی شهدای شهرستان فسا

 

یادواره ی یک هزار شهید شهرستان فسا با شکوه فراوان برگزار شد.  

 

در این یادواره سردار قاسم سلیمانی طی سخنانی گفتند : 

 

 

برگزاری یادواره ی شهداء  سد محکمی در مقابل تهاجم فرهنگی

دشمنان است  و هیچ عملی تاثیرگذار تر  و زیبا تر از این کاری

 نیست.اگر فردی حقیقت جنگ  را بداند و آن را  بیان کند ، هیچکس 

نخواهد توانست چیز گزافی  را به چنگ نسبت دهد...

 


 
یادواره ی حاج محمد ایراهیم همت:
ساعت ۱٠:٥٤ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱٢/٢٥   کلمات کلیدی: یاداره شهید همت

 

 

 

 

 

 

یادواره ی حاج محمد  ابراهیم همت:

 

یادواره ی سردار رشید اسلام حاج محمد همت  

 

فرمانده ی  دلاور لشکر ۲۷ محمد رسول الله و ۷۲۵

 

شهید شهرستان شهرضا با شکوه فراوان برگزار 

 

  گردید. در این مراسم سردار کریم نصر طی 

 

  سخنانی  گفت : « شهید همت در عملیات 

 

 

 فتح المبین نقش بسزا و تعیین کننده ای داشت. پیام

 

شهید همت در طول عمر با برکتشان این بود که  

 

 اطاعت از رهبری اصل است و امروز مانند دوران  

 

دفاع  مقدس جنگ تمام عیاری بر علیه ایران  

 

اسلامی شروع شده است  و دشمن اعتقادات و  

 

 ارزش های اسلامی را هدف قرار داده است و با  

 

 ابزارهایی مانند ماهواره و  سایت های مستهجن  

 

 اهداف خود را دنبال می کند. از اهداف دیگر دشمن  

 

 مایوس کردن جوانان از اسلام و انقلاب است و تنها  

 

 راه فائق آمدن بر این توطئه ها ، تبعیّت از رهبری

 

است. ایشان از شهدای شهرضا در طول دفاع  

 

مقدس تجلیل کرد....

 

 

 


 
به یاد آنان که تحمل ماندن را نداشتند
ساعت ۱٠:٠٤ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱٢/٢٥   کلمات کلیدی:

 

 

به یاد آنان که تحمل ماندن را نداشتند

نوشته های دوستان :

کبوتری دیدم  به خون آغشته


گفتمش به کجا ها پر میکشی

گفت : به آنجا که باد گلبرگهای لاله ها را می برد

 

راستی، به کبوتری که پلاک ندارد ، چه میگویند؟

 

در گلزارها، روی بعضی از سنگها نوشته اند ، شهید گمنام


مگر میشود شقایق ، بی نام باشد؟

 

مگر میشود که نام شهید ، گم باشد؟

 

هر نام، به اعتبار (( شهبد )) نامی میشود.

-----------------------------------------------------------

چی میشه اگه یکبار دیگه بیایی ....

با همون لبخند های مهربان و آسمانی....

 
چی میشه اگه یکبار دیگه ، فقط یکبار دیگه بیایی

 
و بگی بچه ها چتونه ؟!

دمتون گرم، بابا دنیا ارزش این حرفا رو نداره....

 
و دوباره ماها رو با هم آشتی میدادی.....  

چی میشه اگه دوباره زمان به عقب بر میگشت.....  

و من چقدر بی امان بغضم میترکید وقتیکه پرچم ایران

 
را بر تابوتت کشیده بودند و فریاد هایی رو میشنیدم  

که میگفتند:

 
این گل پرپر از کجا آمده.....  

(
حرف های تنهایی.... سایه روشن)


بر اساس خاطره ایی از شهید حمید ململی....




(حرف های تنهایی.... سایه روشن)

آمدی پروانه‌ای تر با تو بود

یادِ زنبق‌های پرپر با تو بود

گریه بر آغوشمان پیشی گرفت

یک بغل بوی کبوتر با تو بود

(
استاد علی بداغی ) شاعر بلند آوازه ایل غیور بختیاری

*********************************************
انگار که از پنجره این جا خبری نیست

از پچ‌پچِ پاییز و پرستو خبری نیست

جز باد که تابوتِ مرا می‌برد از یاد

در کوچه‌ی بی‌حادثه‌ها رهگذری نیست

(
استاد علی بداغی )

*******************************************
بی روی تو با این همه روشن چه کنم؟

با پنجره و نسیم و سوسن چه کنم؟

در خلوتِ خاکستریِ خاطره‌ها

جز تکیه به شانه‌های شیون چه کنم؟

(
استاد علی بداغی )

******************************************
ز پشتِ ناگهان طوفان به‌درشد

وساطت‌های دریا بی‌اثر شد

میانِ بارشِ آهسته‌ی برف

شقایق در پرِ قو غوطه‌ور شد

علی بداغی

*******************************************
در این تنهانشینِ بی‌قراری

که غیر از بی‌کسی سهمی نداری

مگر خوابی گشاید پَر قناری!

که سر بر دامنِ زنبق گذاری

 

 

 


 
وصیت نامه پاسدار شهید هوشنگ مطوری
ساعت ٩:٥۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱٢/٢٥   کلمات کلیدی: شهید هوشنگ مطوری

 

 

وصیت نامه پاسدار شهید هوشنگ      مطوری

    

 

اشهدان لا الا الله و اشهدان محمداً  رسول الله و اشهدان علیاً ولی الله

 

         با درود  بی پایان به آقا امام زمان (عج)و با سلام بر نائب بر حق او امام خمینی و درود و سلام بیکران بر شهیدان از صدر اسلام تا شهیدان گلگون کفن جنگ تحمیلی و درود بر پدر و مادرانی که فرزندان خود یعنی پاره ا ی  از تن خود  را ، به جهبه های حق علیه باطل می فرستند.

 ای برادران و خواهران دنیا را بر آخرت انتخاب نکنید که رسول خدا(ص)

می فرمایند:

 پس دنیا را برای معاد و حیاه اخروی خویش بکار نگیرید. الدنیا مزرعه الاخره برهمه شما باد که صمیمانه و خالصانه پیروی از امام که اطاعت از امام فرمان خداست،  همانطوری که در قرآن آمده است:

 اطیعو اله و اطیعو الرسول و اولی  الا مر منکم .

ای ملت،  تنها امید امام به خدا و شماست. امام را در یابید و مبادا از بیعت با حضرتش سر باز زنید  و به یاد آورید سر نوشت مردم کوفه و بی وفائیشان و شکستشان را . از همه ی  شما ، ملت شهید پرور می خواهم که از روحانیت متعهد مسئول پیروی کنید. چرا که چراغ راه و راهنمایی هستند که ما را به هدف نزدیک تر میسازند. اگر می خواهید به هدف برسید و قلب همگی شما جهت رسیدن به هدف می تپد ، روحانیت را تنها نگذارید که از قافله ی انسانیت عقب می مانید و یا به جلو می روید که هر دو برابر با نابودی شماست. در تمام مسائل بکوشید و مسئولین را یار و یاور باشید و کمتر مشکلات را به رخ بکشید و خدا شاهد است همگی مسئولید،  برای آنها محرم راز باشید نه خودتان برملا کنندگان مشکلات و کمبود ها باشید.

 

 

 

 

 برادران و خواهران سفارش باد شما را به روآوردن به قرآن آن را بخوانید که سعادت در تفکر و تعقل در آیات قرآن میباشد وبه آن عمل کنیدف  چون که دشمنان ما از قرآن خیلی می ترسند و همیشه جهان خواران سعی داشتند قرآن را از میان ما مسلمانان بر دارند،  چون قرآن راه سعادت را پیش روی ما می گذارد و از خواهران گرامی می خواهم که حجاب خود را حفظ کنید چو ن بی حجابی یک عمل شیطانی و ضد خدا و پیامبر و امامان است و از کلیه برادران وخواهران حزب الله میخواهم ، به پاس خون شهدا هم که شده جلوی بی حجابی را بگیرند  .

 

والسلام و علیکم و رحمت الله و برکاته

هوشنگ مطوری

 

 

 

 

 

 

 


 
وصیت نامه ی شهید اصغر قنواتی
ساعت ٩:٥٦ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱٢/٢٥   کلمات کلیدی: شهید اصغر قنواتی

 

 

 

 

وصیت نامه ی شهید اصغر قنواتی

 

 

                             

 

بسم الله الرحمن الرحیم

انالله و انا الیه را جعون

ولا تقولو لمن تقبل فی سبیل الله اموات بل احیاء ولکن لا تشعرون

به کسانی که در راه خدا کشته شده اند مرده مگویید ، آنها زنده هستند ولی شما نمی دانید .

با درود به پیر مرد جماران و با درود و سلام بر تمامی شهیدان و با سلام بر شمشیر زنان راه خدا ،حقیت چیزی برای وصیت نوشتن ندارم فقط چند کلامی را زو نیاز است . ای خدا ستایش و حمد مخصوص توست . ای یاری کننده و تنها معبود ناس . ای اقیانوس رحمت ای خداوند قادر و عظیمم و ای پروردگار ی که هستی به یکتایی میخواندت . ای مهربانترین مهر بانان و ای خدای بخشنده ترین بخشنده ها . ای قدوس عدالت گستر هستی . ای مالک یوم الدین اکنون که عازم جبهه حق علیه باطل هستم نمیدانم که آیا لیاقت شهادت در راه اسلام علیه نصیبم میشود یا نه ؟ و اگر هم این افتخار نصیبم شد و با شهدای صدر اسلام حسین بن علی (ع) و دیگر یارانش قرار میگیرم ؟ نمیخواهم زیاد سرتان را درد بیاورم ولی این وظیفه ای  است که بر دوش هر مسلمان که وصیتی داشته باشد . مزاحمتان نمیشوم عرضی به آن صورت ندارم عرض کوچکی دارم که امید وارم مورد قبول باشد انشاءالله خواهران و برادران دنیا را بر آخرت انتخاب نکنید که رسول خدا حضرت محمد (ص) فرموده این دنیا را برای معاد خود و حیات اخروی خویش بکار بگیرید

 

 

 

 ( الدنیا مزرعه الاخره ) برادران وخواهران برهمه شما باد صمیمانه و خالصانه پیروی از امام که اطاعت از امام فرمان است (( اطیعوا... و اطیعو الرسول و اولی الا مر منکم )) ملت تنها امید امام به خداست امام را دریا بید مبادا از بیعت با حضرتش سر باز زنید . بیار آورید سر نوشت مردم کوفه و بیوفاییشان و پیمان شکنیشان را برادران و خواهران . سفارش با د شما را به روی آوردن به قرآن ... آنرا بخوانید که نجاتتان در تفکر تعقل در آیات آن است برادران و خواهران از همه شما خواهشمندم که از روحانیت متعهد و مسئول پیروی کنید چرا که چراغ راه و راهنمایی هستند که ما را به هدف نزدیکتر میسازند اگر میخواهید به هدف برسید و قلب همگی شما جهت رسیدن به هدف می تپد رو حانیت را تنها نگذارید که یا از قافله انسانیت عقب می مانید و یا به جلو می روید که هر دو برابر نابودی شماست . در تمام مسائل مسئولین را یار و یاور باشید و کمتر مشکلات را به رخ بکشید که خدا شاهد است همگی مسئولید برای آنها محرم راز باشید نه خودتان برملاء کننده مشکلات و کمبود ها باشید بطور کلی خود را جهت ظهور امام زمان آماده سازید برادران و خواهران سفارش بر نمازتان مسجد ها را پر کنید و تا میتوانید به جامعه خدمت کنید و آنرا سبک نشماری نافله را به جای آورید خصو صاً نماز شب را به جای آورید و کلیه برادرانی که توان رزمی دارند و می توانند در جبهه ها حضور پیدا کنند خود را معطل نکنند و به سوی جبهه ها که جایی با صفاتر و رو حانی تر از سنگر های خط مقدم نیست خود را برسانید .به سنگر ها ی امام زمان که این افتخار نصیب هر کس نمی شود سعی کنید این افتخار را نصیب خود کنید .

 

                 پدر و مادر م . از زحماتی که برای من کشیدید تشکر میکنم و حقیقت خجالت میکشم که این را بگویم چون من نتوانستم آن زحمات را جبران کنم ولی مجبور هستم مرا ببخشید و حلالم کنید چونکه ما یک امانت پیش نیستیم و این امانتد دیر یا زود باید به صاحبش برگردد ما باید خود را بسازیم و اسیر دنیا  نشویم  باید بدانیم که روز قیامتی وجود دارد و گول منافق را نخوریم . سکوت در برابر منافق و صدام و دیگران خیانت به قرآن است پدر و مادرم این را بدانید که میدانید تمام کسانی که در سنگر ها ی اسلام دفاع می کردند چشمهایشان از شدت اشکی که به عشق و خوف خدا ریخته بود صدمه دیده شکمهایتان از روزه های فراوان لاغر شده و لبهایشان از دعا خشکیده و رخسار شان از بیداریها ی شبانه  زرد گشته اما به چهره های آنان همواره غبار پر طراوت نشسته بود .آری برادران من این چنین کسانی بودند که رفتند پس راستی سزاوار است که تشنه دیدار شان باشم مادرم هر وقت به یاد من افتادی . یاد آن مادران فرزند در آغوش را بسوی لو له های مسلسل شتافتند بیاد آر ...... 8- خواهرانم و برادرانم . امیدوارم که مرا ببخشید و مرا هلال کنید چون خیلی حق گردنم دارید و امیدوارم که مرا ببخشید و حلالم کنید . اما خواهرانم . فرزندانت (پسرانت ) را همچون علی اکبر علی اصغر قاسم و عباس بزرگ کنید و ( دخترانت ) را همچون زینب وار بزرگ کنید و آنها را از همین کوچکی به قرآن دعوت کنید 9- وای شما برادران عزیز . سلاح بر زمین افتاده ام را بر گیرید و بر سینه تان بفشارید که تنها یادگار من است و باید گلو له های سر بی  اش را بر قلب دشمنان اسلام فرود آورید و جای خالیم را در سنگر پر کنید که امروز درخت اسلام نیاز به آبیاری خون من و تو دارد . و اما برادرانی که از من ناراحت و دلخور هستند امیدوارم که به بزرگی  خود مرا حلال ببخشند . خدایا از تو میخواهم که

                         مرگم را کشته شدن در راه خود قرار بدهی با دوستانت زیر پرچم رسول ت ( یک مقدار نماز و روزه بدهکار هستم و از برادران حزب الله و مسلما ن و از دوستان خصو صاً از برادران  سپاه و بسیج میخواهم که برایم بگیرند . ( مرا پایئن پای شهید حمید بهمئی خاک کنید.

                        ( لاله این چمن آلوده برنگ است هنوز  ***

                                   سیر از دشت نینداز که جنگ است هنوز

                            بیا مادر حلالم کن که عزم ترک جان دارم             

                                       به دیدار افروزی عروج آسمان دارم

                                بنه بر بسته با عزمی گذر از مرزجان دارم  

                                     این گلخن هوای گردش باغ چنان دارم

 

خدایا خدایا تا انقلاب ،مهدی خمینی را نگهدار

 

خدا نگهدار

من الله التوفیق

اصغر قنواتی                                                                             

مورخه : ۱۸/۱۲/۶۳

 

                  

 

 

 


 
نگاهی به زندگی سردار رشید اسلام علی هاشمی ۱
ساعت ٩:٢۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱٢/٢٥   کلمات کلیدی: شهید علی هاشمی

 

 

 

 

نگاهی به زندگی سردار رشید اسلام علی هاشمی ۱

 

به بهانه ی برگزاری اولین یادواره ی این شهید

 

در سال ۱۳۴۰، کودکی در شهر اهواز چشم به جهان گشود که نامش را علی نهادند. کودکی او مصادف با دوران سیاه ستم‌شاهی بود، و علی هاشمی از همان زمان با افکار سبز و روشن اسلام پیوندی عاشقانه یافت.
وی ارتباط تنگاتنگ خویش را با کوثر زلال وحی از همان سنین حفظ نمود و تفسیر قرآن و درس اخلاق را از برنامه‌های مهم خویش قرار داده و با علاقه و ارادتی که به نماز داشت مرید و مؤذن مسجد شد.هاشمی پس از پیروزی انقلاب با تکیه بر مطالعات عمیق و آگاهی‌های دینی خود در بحث‌های گروهک‌های مختلف شرکت کرده و با بحث‌های منطقی آنان را به تسلیم در برابر اسلام وامی‌داشت. وی از همان زمان ابتدا عاشق و دلباخته امام (ره) و پیشتاز مبارزه بود و به همین دلیل به قصد خدمت به نظام وارد کمیته انقلاب شد و سپس به همراه حسین علم الهدی، آقایی و .... جهت تشکیل بسیج و سپاه تلاش‌های بسیاری نمود.
زندگی در جنگ مرحله نوینی از دوران پرتلاطم حضور حاج‌علی در دنیای خاکی بود اوج ایثار و رشادت او در شناسایی‌هایش نمایان بود. آنچنان که تمام طرح‌های عملیاتی‌اش را با تعداد اندکی نیرو با موفقیت به انجام می‌رساند. با گسترش محورهای عملیاتی، حاج‌علی تیپ ۳۷ نور را در محور حمیدیه تشکیل داد. و پس از عملیات بیت‌المقدس توانست سپاه بستان و هویزه را تشکیل دهد. ایجاد پاسگاه‌های مرزی و مسئولیت پدافندی کل منطقه از فعالیت‌های دیگر او بود.
وی پس از تشکیل قرارگاه «نصرت» و ارائه طرح کلی عملیات خیبر و بدر، مسئولیت سپاه ششم امام جعفر صادق (ع) را عهده‌دار شد که حاصل آن سازماندهی ۱۳ یگان رزمی و پشتیبانی در استان خوزستان بود.و شاید به همین دلیل او را سردار هور نامیدند. سرانجام قرارگاه نصرت در محاصره‌ی دشمن قرار گرفت و تعدادی از نیروهای اسلام به اسارت نیروهای بعثی درآمدند و علی هاشمی چهره محبوب و خندان عرصه‌های عشق و ایمان سرانجام در چهارم تیر ماه سال ۱۳۶۷ در سن۲۷ سالگی به آسمان پیوست و نامش ستاره درخشانی شد بر تارک تاریخ ملت ایران تا نسل فردای ایران راه درست زیستن را از او بیاموزند.

یادش گرامی و جاوید باد

بر ماست که ادامه دهنده ی راهش باشیم. 

 

 

 

 

 

 


 
آخرین اذان دلنشین: شهید علیرضا حیدریان از شهدای آغاجاری
ساعت ۱٢:٢۸ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/۱٢/٢٤   کلمات کلیدی: شهید علیرضا حیدریان

 

 

   

 

آخرین اذان دلنشین:

روایت از قدرت الله خارا از رزمندگان دفاع مقدس

 

نیروهای رزمنده ی آغاجاری در قالب یک گردان در سال 1360 در جبهه ی شوش دانیال مستقر شده بودند. از طرف فرماندهی فرمان حرکت به طرف خط مقدّم صادر شده بود.مغرب در محلی استراحت کردیم. شهید علیرضا حیدریان از آرپی جی زن های ماهر ،  با آن حالت خستگی ، وضو گرفت و با صدای بلند اذان بسیار زیبایی خواند. طنین صدای دلربایش خستگی را از تن همه بیرون کرد.همه در آن بیابان جذب صدای او شده بودن و همه وضو گرفته و نمازشان را خواندند...

هنگامی  که عملیات فتح المبین آغاز گردید ، علیرضا حیدریان که سر از پا نمی شناخت ، با آرپی جی 7 به شکار تانک های عراقی رفت  و در قسمتی از جبهه که جلوتر از نیروها حرکت می کرد ، عراقی ها او را محاصره کردند و قصد دستگیرش را داشتند که او با آنان درگیر و بر اثر تیراندازی مزدوران عراقی از قفس دنیا به سوی جهان باقی هجرت گزید و به خیل شهیدان انقلاب پیوست و پیکر پاک و مطهرش به آغاجاری منتقل و با شکوه فراوان تشییع و در قطعه ی شهدای این منطقه و در کنار دیگر دوستان و همسنگرانش آرام گرفت. شهید علیرضا حیدریان که از نیروهای بزرگ شده ی آغاجاری بود، علی رغم اینکه خانواده اش به گچساران رفته ودند ، آنقدر در جبهه ها ماند تا به درجه ی رفیع شهادت نائل آمد و عااقبت در همین شهر هم به خاک سپرده شد.

 

 

یادش گرامی و پر رهرو باد

  

 

 


 
به یاد خط شکنان گردان انشراع
ساعت ۱٢:٢۱ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/۱٢/٢٤   کلمات کلیدی: شهدای شیمیایی ،شعر شهداشششششششششششئ

 

 

 

به یاد خط شکنان گردان انشراع آغاجاری

جانبازان شیمیایی که بر روی تخت  نقاهتگاهها در انتظار شهادتند.

 

ماهی های سرخ عاشق ، توی حوضی از اسیدن

               دلشون یه دریا درده ، کی می دونه ، چی کشین

 

می دونی چه دردی داره ، بی صدا ترانه خوندن

              می دونی چه سوزی داره ، تو آتیش نفس کشیدن

 

هد هد صبا شدیم  و هفت شهر عشقوگشتیم

             ما نفس کم  نیاوردیم ، معلومه  کیا   پریدن

 

سینه آتیش خلیله ، اینجا عشقه که دلیله

             ببین این دلای عاشق ، چه بهشتی آفریدن

 

بچه های خط دوم ، سرشون به خاک ، اما

             بچه های خط اول، آسمونو سر کشیدن

 

فکر اون گلای سرخم، که سرا رو خم نکردن

              می میرن ، ولی نمی گن که گلوشونو بریدن

 

              لاله ها کی گفته، همونایند که رفتن ؟

               اینایی گه پرشکسته ن ، مگه کمتر از شهیدن

 

                     علیرضا قزوه

 

 


 
یادواره ی شهدای ایلام:
ساعت ۱٢:٥٤ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱٢/۱٦   کلمات کلیدی: یادواره شهدای ایلام

 

Go to fullsize image     Go to fullsize image

یادواره های شهدای دیگر شهر ها:

 

یادواره ی شهدای ایلام:

رئیس مجلس شورای اسلامی در یادواره ی ١٢٠٠ شهید شهرستان ایلام طی سخنانی گفتند : اکنون از سرداران ایرانی با افتخار یاد می کنیم و یاد آنها در قلب مردم است ، اما در مقابل  از سرداران عراقی یادی نمی شود و نفرین بر آنها می فرستند. همات طوری که  اکنون صدام را  نفرین می کنند ، این همان تفاوت  مسیر حق و باطل است. مسیری که

در را ه خدا طی شود، پایدار و جاویدان است و از یاد نمی رود و همواره این مصاف در طول تاریخ وجود داشته است. شهدا راه حق را نشان می دهند به گونه ای  که اکنون برای پیدا کردن راه حق از باطل  باید راه شهدا را پیمود ، واکنون بعد از 1400 سال  حق و باطل  را از راه سید الشهداء درک می کنند. کاری که شهدا کردند  با هیچ صنف دیگری  قابل مقایسه نیست ، چرا که  بدون شهداء  و مجاهدان فی سبیل الله  کار به نتیجه نمی رسد و عزتمند نیست. شهداء  باعث عزت کشور و امت هستند..

 امروز استواری ، پایداری  و استقلال ایران در پناه خون شهداء  حاصل شده است.

شهداء این درس را به امت اسلامی دادند که اگر برای کشورشان  عزت  و استقلال می خواهند ، باید  در راه  آن مجاهدت  و ایستادگی کنند ...

شهداء نگران امت اسلامی هستند.  شهداء می خواهند  که راه امام و ولایت فقیه در کشور پایدار بماند. این همان سخن امام  است که فرمود:

پشتیبان  ولایت فقیه باشید تا به کشورتان آسیب نرسد...

 

 

جمهوری اسلامی ١۴/١٢/٨٩ ص۴

Go to fullsize image

 

 

 


 
قدرت آرامگاه شهداء:
ساعت ۱٢:٤۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱٢/۱٦   کلمات کلیدی: قبور شهدا

 

        

قدرت آرامگاه شهداء:

 

شبکه ی خبری راشا تو دی در گزارشی از بهشت زهرای تهران

 

اعلام کرد:

 

آرامگا ههای شهیدان یک بعد قدرت ایرانی ها حتی بیشتر از

 

قدرت هسته ای هستند و بسیاری از مردم هنگام زیارت آرامگاهها

 

از خداوند می خواهند که آنها هم در راه خدا شهید شوند. آنها

 

دعا می کنند و خیرات می کنند. مردم حضور خدا را بر مزار آنها

 

احساس می کنند. در اینجا مردم از هر قشری    

 

حضور دارند ........

 

 

کیهان  ١۴/١٢/٨٩

           

 

 

 


 
ما چه کرده ایم؟
ساعت ۱٢:٥٧ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱٢/۱٠   کلمات کلیدی:

 

شهیدان به وظیفه ی خود عمل کردند 

 

ما چه کرده ایم ؟

 

 

 

 

 

 

 

 

 


 
به یاد شهدای آغاجاری
ساعت ۱٢:٤۳ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱٢/۱٠   کلمات کلیدی: شهدای آغاجاری ،آغاجاری ،شهدا

 

 

 

 

کبوتری دیدم  به خون آغشته....


گفتمش بکجا ها پر میکشی....

گفت : به آنجا که باد گلبرگهای لاله ها را می برد....

راستی، به کبوتری که پلاک ندارد ، چه میگویند؟....

در گلزارها، روی بعضی از سنگها نوشته اند ، شهید گمنام.....

مگر میشود شقایق ، بی نام باشد؟....

مگر میشود که نام شهید ، گم باشد؟....

هر نام، به اعتبار (( شهبد )) نامی میشود.....

(حرف های تنهایی.... سایه روشن)

 

 

 

 

 


 
شهید اسماعیل کنارکوهی شهیدی از آغاجاری
ساعت ۱٢:۳٧ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱٢/۱٠   کلمات کلیدی: شهدای آغاجاری ،آغاجاری ،شهدا ،شهید اسماعیل کنارکوهی

 

 

 

 

 

وصیت نامه شهید اسماعیل کنار کوهی

                                        بسم الله الرحمن الرحیم

( والعصر. ان الا نسان لفی خسر. الا الذین آمنوا و عملو ا الصالحات و تواصو بالحق و تواصو ابالصبر ))

شهادت ارزشی است که از اولیاء به ما رسیده است . (امام خمینی )

با سلام و درود به امام و ملت شهید پرورو قهر مان

پدر و مادر عزیز سلام علیکم ، امیدوارم که حال همگی شما در پناه حق خوب باشد و در راه اسلام کوشا باشید و امیدوارم که برای من ناراحت نباشید ، برای اسلام ناراحت باشید که مباداشکست بخورید و در تمام اجتماعات شر کت نمائید و برای من گریه نکنید و لباس سیاه نپوشید بلکه برای امام حسین (ع) گریه کنید و به خواهرانم بگویید که به دعای کمیل ها  بروند و همچنین به برادرانم بگویید که مسجد ها را خالی نگذارید و امام بزرگوارمان را تنها نگذارید و چه زیبا است آگاهانه به پیشواز شهادت رفتن ، چه شیرین است جان دادن در راه خدا و چه عظیم است تکلیف دفاع از اسلام و مسلمین .

و به اینها ئیکه دل به این دنیا بسته اند بگویید که دنبال پول و ثروت نروند و همیشه یار و یاور اسلام و امام باشند و به جبهه ها بیایند و جبهه ها را خالی نگذارند و به آنها بگویید که از این کارهای زشت و غیر انسانی دوری کنید و جلوی نفس اماره خود را بگیرند و به آنها بگویید که این جهان مزرعه آخرت است و تا آنجا که       می توانید کارهای خوب و خدایی انجام دهند و به برادرانی که به  مسجدها می آیند بگویید که جلوی کارهای این منافقان را بگیرند و فرصت کار کردن برای آمریکا و شوروی ندهید و آنها را سرکوب کنید و به اینها بگویید که هنوز فرصت است که به دامن اسلام بر گردند و من از خدا می خواهم که مرا ببخشد و مرا از این همه گناه

 

 

 

 

پاک بدارد و من بلکه با شهادتم بتوانم این همه گناه را از روی دوشم بر دارم و جزء بندگان خدا باشم :

خوش بهاری آمد از خون جوانان عین خوش را     

                            آفرین صد آفرین تا فکه را یکسربگیرند .

 و از مادرم متشکرم  که من را به این راه تشویق کرد و امانت خدا را پس داد و از پدر و مادرم می خواهم که مرا ببخشند که برای آنها کاری نکردم و باعث زحمت آنها شدم و امیدوارم که از من ناراحت نباشند . و مرا ببخشید که نتوانستم برای آنها فرزند خوبی باشم. امیدوارم که مرا حلال کنید، چون اگر مرا حلالم نکنید دیگر مرا جزء شهداء قرار نخواهند داد و از اینکه نتوانستم در این دنیا برای شما کاری بکنم در آن دنیا شما را شفاعت می کنم و از برادران و خواهرانم بخشش می خواهم که آنها را ناراحت کردم و از بچه های لین(محله ) می خواهم که مراسم عزاداری من را خیلی خوب برگزار کنند و می خواهم که به نماز جماعت و نماز جمعه ها بروند و مسجد ها را خالی نگذارید و همیشه یار امام باشید .

و از بچه ها می خواهم که مرا ببخشند ، اگر کاری ناپسند از من دیده اند و اگر کسی از من پولی دارد مرا ببخشد و از بچه ها و دوستان می خواهم که یک ماه روزه و نماز برای من بگیرند و اگر جسد مرا پیدا کردید از کسانی که جسد مرا حمل کرده اند متشکرم و جسد مرا در پهلوی قبر منوچهر عباسی دفن کنید .

ســــــوی دیار عاشــــــقان ،

رو بخدا می روم ، رو بـــه خدا می روم .

 

خدایا خدایا ، تا انقلاب مهدی خمینی را نگهدار ، رزمندگان اسلام پیروز شان بفرما .

 

 

 

 

 

 

مرگ بر آمریـــــکا، مرگ بر شـــــوروی

 

والسلام

دوســـــتار همـــگی شما

اسماعـــیل کنــــار کوهی

 

 

 


 
شهید جهانگیر مومنی از آغاجاری
ساعت ۱٢:۱٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱٢/۱٠   کلمات کلیدی: شهدای آغاجاری ،آغاجاری ،شهدا ،شهید جهانگیر مومنی

 

 

 

 

 

باسمه تعالی

وصیت نامه پاسدار شهیدجهانگیر مؤمنی:

 

اگر من به فیض شهادت رسیدم هیچکس برای من گریه نکند وسیاه نپوشد وعوض آن به امام دعا کنید وفرج امام زمان (عج) را از خدا درخواست کنید.

 به کلیه دوستان وآشنایان توصیه می کنم که دعا ونماز را فراموش نکنند،  بخصوص در نماز های جماعت وجمعه شرکت کنند،  چون در جماعت انسان آگاه می شود.

 ای پدر ومادری که این وصیت نامه را می خوانید:

 در تربیت کودک خود ویاد دادن قوانین اسلام از کوچکی به فرزند خود غافل نباشید. به او قرآن یاد بدهید و او را آماده کنید که فردی مفید برای اسلام باشد.

 ای برادر وخواهر عزیزم:

 مساحد را ترک نکنید مساجد را پر کنید. کلاسهای عقیدتی در آن بگذارید مردم را آگاه کنید.

پدر ومادر عزیزم:

 مبادا در سوگ من ناراحتی کنید. اگر ناراحت شدید،  بروید نزد پدر ومادر بقیه شهدا واز آنها درس صبر بگیرید.

 پدر ومادر عزیز به حزب الله کمک کنید ، چه از نظر مادی وچه از نظر معنوی.

پدر ومادر عزیزم :

برای من در خانه یک پرچم  قرمز (سرخ) آویزان کنید وموقعی که جنگ تمام شد وانتقام خون همه شهیدان گرفته شد،  آن را بردارید تا دشمن بفهمد که مردم ما تا انتقام خون همه شهیدان را

 

 

 

 

نگیرند از پا نمی نشینند.

 وسخن دیگر من با محصلین عزیز این است :

که ای برادر وخواهر محصل با درس خواندن خود وبارور کردن اقتصاد کشور ضربه ای بزرگ به این ابر قدرتها بزنید. درس را فراموش نکنید،  زیرا اگر شما درس خواندن را  رها (ول) کنید ، ضد انقلاب خائن درس می خواند وپست ومقام کشور به دست آنها می افتد

وشما ای معلمین عزیز:

 فرزندان این انقلاب خونبار را درس دهید وآنان را تربیت کنید تا ان شاء الله بتوانند وارث زمین شوند.

 ویک مطلب را  به خواهران عزیز می دهم:

 به عنوان برادر حقیر شما که این حجاب خودرا رعایت کنید وبه گفته امام عزیزمان که می فرماید اگر این جنگ 20 سال هم طول بکشد ما ایستاده ایم .

واز برادران می  خواهم:

که زودتر این آمریکای جنایت کار را به خاک بسپارید وبه گفته امام عزیز می جنگیم ، می میریم سازش نمی پذیریم. این چند کلمه برای ما کافی است وتنها آرزوی من این است به امت شهید پرور ایران می خواهم که با کمک های خود این رزمندگان اسلام را یاری کنید وتا آخرین نفس با این جنایتکار بجنگید وتا آخرین نفس راه کربلا وقدس را بروید. و به این استکبار جهانی نشان دهید که این رزمندگان اسلام با شکست روبرو نیستند واز خدای خود می خواهم که یک هدیه بزرگی به این خانواده های معظم بدهد وعاقبت این جنگ را زودتر با پیروزی ایران نائل بفرمایید

 

 

 

 دیگر عرضی ندارم به جز سلامتی شما آنهم به امید خدا همه ی مسلمین را صحیح وسالم نگه دار0

 

والسلام اجرکم عندالله

 

 

        جهانگیر مؤمنی مورخ 26/10/66

 

 

 


 
وصیت نامه سید محمد علی پوسایی از شهدای آغاجاری
ساعت ۱۱:٤٥ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/۱٢/۱٠   کلمات کلیدی: شهدای آغاجاری ،آغاجاری ،شهدا ،شهید وسایی

 

 

 

باسمه تعالی

وصیت نامه پاسدار شهید سید محمد علی پوسائی

((                    ولا تحسبن الذین قتلو فی سبیل الله امواتا ًاحیاء عند ربهم      یرزقون ))

((                      قرآن مجید ))

 

( ما با خدای خود عهد بسته ایم که دنباله رو امام خود سید الشهداء باشیم

""   امام خمینی ""

 

با سلام و درود به امام و روحانیت مبارز و تمامی شهدای اسلام

مادرم ، برادررانم و دوستانم :

 من زندگی و حیات خود را به آفریده ی خود هدیه کرده ام و بدون شک و ترس و وحشت بسوی مرگ و شهادت رهسپارم ، شما هیچگونه ناراحتی و   اندوه به خود راه ندهید،  بلکه همیشه در برابر حوادث ناگوار که امتحان خدا     می باشند صبر و بردباری داشته باشید. عزیزان من مرگ در راه حق             عا لی ترین ثمره ی  زندگی است و از شما تقاضا دارم گریه نکنید ، اشک نریزید فریاد نزنید ، زیرا همه اینها نشانه ی  ضعف و ناتوانی شما است . این گریه ها  دشمن را خوشحال و گستاخ می کند.

 مادرم و برادرانم:

رسالت شما آن است که خود را قوی و نیرومند نشان دهید ،بدانیدکه خداوند طرفدار مسلمین است هر گاه با دشمن خود ( امریکا و یا عوامل امریکا ) روبرو شدید،  شکوه آنها شما را به وحشت نیندازد و خدای نخواسته حرفی به امام و روحانیت  ، برادران سپاه پاسداران که همه آنها از اسلام بر خواسته اند نزنید،  که از ارزش شما کم شود . شما باید رفتاری داشته باشید که دشمن را به شگفت آورید ...

ضمناً یاد آوری بنمایم به عقیده من هیچ مکتبی . حق نیست به جزء اسلام .

 

 

 

 

 

 

اما شما جوانانی که عاشق استقلال و آزادی هستید

 

 و گول گروهکها ی خود فروخته  ای مانند :حرب توده  ، چریکهای فدایی خلق و منافقین را خورده اید . شما باید بدانید که این اسلام است که همه چیز دارد و این فقط روحانیت میباشد که میتواند ایران را از زیر بار استعمار شرق و غرب نجات بدهد . زیرا هر کدام از این گروهکها را که میبینید یا به شرق وابسته اند و یا به غرب تنها اسلام است که با تمام ابعادش مستقل میباشد

 و به قول پدر طالقانی اسلام ، اسلام است با تمام ابعادش نه کمونیست است  و نه مارکیسسم و نه کاپتالیسم. اسلام همه چیز دارد. امام خمینی دارد .روحانیت دارد. استقلال دارد. مرگ بر آمریکا دارد .حضرت مهدی (عج) دارد و از انجمن اسلامی ها ی  منطقه بخصوص انجمن توحیدی بعنوان برادر کوچک شما تقاضا دارم . برادرانی که به دامن اسلام برگشتند به گرمی بپذیرند و تا آنجایی که      می توانند اسلام را به آنها بشناسانند و در خاتمه از کلیه کسانی که مرا میشناسند طلب بخشش مینمایم و مرا در کنار مزار شهید گمنام به  خاک بسپارید و عکس امام خمینی که تعلق به خودم دارد برای همیشه بالای مزارم بگذارید مقداری پول بدهکار هستم که برادرم رحیم در جریان میباشد در ضمن مقداری نماز و روزه بدهکار هستم که آنها را با برادران سپاه در میان گذارید و از گردنم رد کنید .

 

((ربنا افرغ علینا صبر او ثبت اقدامنا و و انصر نا علی القوم الکافرین ))

 

 

آمین یا رب العالمین

حسین ، حسین شعارماست . شهادت افتخار ماست

خدایا ، خدایا تا انقلاب مهدی خمینی را نگهدار

 

                  سید محمد علی پوسایی

 

 

 

 


 
عباس سلیمانزاده از شهدای آغاجاری
ساعت ۱۱:٤٢ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/۱٢/۱٠   کلمات کلیدی: شهدای آغاجاری ،آغاجاری ،شهید عباس سلیمانزاده

 

 

 

باسمه تعالی

                                             قسمتی ازوصیت نامه پاسدار شهیدعباس سلیمانزاده 

 

 

                                            خدایا هر جانداری می میرد وچه بهتر که این جسم ناچیزم را در راه هدف تو بدهم.

                                          اماما ای سلحشور مظلومان وای حسامی محرومان وای یاور مستضعفان من از ابتدا در محرومیت ومستضعفیت بودم وخوب درد این طبقه را می دانم واین را نیز خوب می دانم که باید در راه اینان بکوشم وهرکوششی از یک کانال به نتیجه می رسد وآن راه امت اسلام است و آن راه که باید راهنمایم باشد،  قر آن است و آن که باید به او برسم  الله است و من باید لقاء الله را درک کنم که اگر خدا بخواهد به نتیجه برسم.

                                           سخنانی از سینه پر دردم را به شما میگویم :

                                               مادرم تو باید به مانند زینب صبور باشی و راه زینب را انتخاب کنی و ندای مظلو مان را به گوش جهانیان تا آنجا که  می توانی برسانی .

                                           و اما تو ای پدر پیر همچون پدران سرباز صدر اسلام خوشحال باش که فرزندی تربیت کردی که راه حسین را می رود

                                          و اما از برادرانم : همچون دلیران اسلام می خواهم که  در راه الله مبارزه کنید و کاخهای ظالمان را فرو ریزید که تا ظالم هست مبارزه باید باشد و بقول امامان هر کجا مبارزه هست اسلام آنجاست

                                           و به ملت غیور و خواهران  و برادرانی که زحمت کشیده اند و جسدم را حمل می کنند ،  می گویم که تنها راه امام که همان خط سرخ شهادت  و راه اسلام است راه خداست

 

 

 

 

                                                 دوستان و برادرانی که

                                           شبها تا صبح در کنار هم با منافقان داخلی جهت افشای آنان اعلامیه و پوستر در خیابانها می زدیم ، یادتان باشد که همان شب زنده داری ها میتواند کاخ سفید و کرملین را بلر زه در آورد. بار پروردگارا ای پشتیبان مظلو مان تنها از تو می خواهم به حق شهدای اسلام از عمر تمامی ما بکاه و به عمر نماینده ات بر زمین روح تو خمینی بزرگ بیفزا.

 

والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته

 

عباس سلیمانزاده

 

 


 
شهید ایرج دستیاری اولین شهید جنگ از آغاجاری
ساعت ۱۱:۳٢ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/۱٢/۱٠   کلمات کلیدی: شهدای آغاجاری ،آغاجاری ،شهید ایرج دستیاری

 

         

اولین شهید جنگ

 

شهید ایرج دستیاری قبل از شروع جنگ و زمانی که صدام تحرکاتی را برروی مرزهای کشورمان آغاز نموده بود ، به همراه تعدادی از اعضای سپاه پاسداران انقلاب اسلامی آغاجاری ، به شهر قهرمان خرمشهر اعزام شدند. آنان شب تا صبح بر سر مرز تحرکات نیروهای مزدور عراقی را زیر نظرداشتند و مرتباً به مسئولین منعکس می کردند و ایشان در یکی از این ماموریت ها و قبل از شروع جنگ براثراصابت ترکش های  مین به  درجه ی رفیع شهادت نائل آمدند. او در وصیت نامه اس نوشته بود:

امیدوارم این لباس مقدس سپاه را ازتنم بیرون نیاورم بجز با شهادتم.

و همینطور هم شد.

تشییع پیکر مطهر ایشان با شکوه فراوان در شهرستان امیدیه برگزار شد و برای خاکسپاری به اهواز منتقل شد. اکنون مزار ایشان در گلزار شهدای اهواز هدایت گر ماست

 

راهش مستدام و جاوید باد

 

 

 


 
شهید عزیز الله الماسی از فرماندهان شهید امیدیه
ساعت ۱۱:۱٧ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/۱٢/۱٠   کلمات کلیدی: شهدای آغاجاری ،آغاجاری ،شهدای امیدیه ،شهید عزیزالله الماسی

 

 

 

 

 

شهید عزیز الله الماسی فرمانده مهندسی سپاه ناحیه خوزستان

 

در سال 1340 ه ش در خانواده ای متوسط ودر شهرستان  امیدیه متولد شد. شنا و اسب سواری را نزد پدرش آموخت. هفت ساله بود که مادرش را از دست داد, پس از آن مشکلات او دو چندان شد، درد بی مادری را همیشه بر دوش می کشید. مدتی پس از آن نیز پدرش را از دست داد، در سال 1358 از هنرستان شهید اتابک  فارغ التحصیل شد و در مهر ماه سال 1359 به عضویت سپاه پاسداران انقلاب اسلامی  درآمد.

 از کودکی آزاد منش بود و هرگز طاقت دیدن بی بند و باریها و افراد شرور و ناصالح را نداشت . در هر کجا آنها را می دید سعی در اصلاح آنها داشت.

او همیشه عقیده داشت انسان نباید شرف خود را فدای چند روز زندگی دنیوی  کند.
وقتی جنگ تحمیلی توسط صدام و با چراغ سبز اربابانش آغاز گردید،  از اولین کسانی بود که به جبهه اعزام گردید. وقتی برای چند روز مرخصی به منزل آمد روحش آرام نمی گرفت .او مثل کسی که از سرزمین رؤیاهای مادری جدا شده باشد .

 او دوباره و قبل از اینکه مرخصی اش تمام شود به جبهه بازگشت. چند روزی را هم که برای استراحت به خانه می آمد یا برای تامین امکانات و نیازهای جبهه تلاش می کرد یا سعی در اصلاح معضلات ومشکلات اجتماعی داشت.
  او هیچ وقت احساس خستگی نمی کرد.
حضور تمام وقت درجنگ مانع از این نشد که او به سنت الهی ازدواج بی توجه باشد.
چند روزی که در مرخصی به سر می برد، با مراسمی ساده ازدواج کرد وچند روز بعد باز به جبهه برگشت.
از روزی که وارد جنگ شد تا آخرین روزهای این نبرد نابرابر در جبهه ماند.

 او سال 1365 درآزمون سراسری دانشگاه شرکت کرد ودر دانشگاه اهواز پذیرفته گردید .

 بعد از قبولی در دانشگاه, خانواده اش را به اهواز منتقل کرد وچند روزی نیز به دانشگاه رفت ,اما  با توجه به نیازهای جبهه و جنگ ، .عزیز الماسی دانشگاه را رها کرد و به جبهه برگشت,

 او می گفت: امام خواسته اند که ما به جبهه برویم و آنجا را پر کنیم ,پس هیچ بهانه ای نمی تواند توجیه کننده ی  عدم حضور در جبهه باشد.
همیشه نماز را اول وقت برپا می داشت و پس از نماز با صوت دلنشین قرآن تلاوت می کرد. هرگز مسئولیتهایش را در سپاه و جبهه ابراز نمی کرد.
پس از خاتمه ی جنگ تحمیلی در یک ماموریت و بدون در نظر گرفتن کمک های بی شمار دولت کویت به عراق در زمان جنگ تحمیلی ؛برای خاموش کردن چاههای نفت کویت که توسط نیروهای عراق به آتش کشیده شده بود , به آن کشور رفت .او با هدایت گروه تحت فرماندهی اش ,بهترین عملکرد رادر بین گروه های اعزامی از چند کشور اروپایی و آمریکایی در خاموش کردن چاه های شعله ور نفت در کویت داشت.

پس از بازگشت از کویت به تهران رفت و مدتی در آنجا خدمت کرد. مدتی بعد به لبنان رفت وبا استفاده از نبوغ وابتکار خود به یاری مردم مظلوم این کشور شتافت, او با ارائه آموزش و انتقال تجارب خود ,جوانان لبنانی را برای بیرون راندن اشغالگران صهیونیست آموزش داد.
بعد از انجام موفقیت آمیز این ماموریت به ایران برگشت . در سال 1371 گروهک منافقین پس از خیانت های بی شمار به کشور و مردم ایران به دستور آمریکا،  ماموریت به اصطلاح انهدام صنعت نفت ایران را به عهده گرفتند.

آنها در یکی از این ماموریتها چاه شماره 50حوزه نفتی اهواز را منفجر کردند. عمق و گستره آتش سوزی به اندازه ای بود که امکان نزدیک شدن به آن نبود. بر اثر شدت و حجم شعله های آتش مجبورشدند مسیر جاده اهواز به امیدیه را که از فاصله چند صد متری این چاه می گذشت عوض کنند وبا دورتر کردن جاده از چاه شماره 50از آسیبها دیدگی مسافران و خودروهای عبوری از این مسیر جلوگیری کنند.
شرکتهای معتبر بین المللی در پاسخ به درخواست شرکت نفت ایران برای خاموشی آتش این چاه، پولی را مطالبه می کردند که از ارزش ذخیره ی نفت آن بیشتر بود. این حادثه به یک موضوع حیثیتی برای جمهوری اسلامی ایران تبدیل شده بود.
عزیزالله الماسی همراه با تعدادی دیگر از رزمندگان دفاع مقدس با بسیج امکانات موجود در شهر اهواز و در یک عملیات ابتکاری موفق شد آتش این چاه نفت را خاموش کند و یکی از بی نظیرترین عملیات اطفاء آتش را در قرن 20 به نام ایران  ثبت کند.
او که روزی در جبهه ها به دنبال شهادت می دوید وپس از پایان دوران دفاع مقدس غم بزرگ دوری از دوستان شهیدش اورا آزرده کرده بود؛در هفدهم اسفند ماه 1371دراین عملیات افتخارآفرین با کشش ایجاد شده به داخل آتش فوران شده  کشیده شد و در مقابل بهت و حیرت دوستانش که شاهد   به شهادت رسیدن او بودند و کاری هم از دستشان بر نمی آمد به به ملکوت اعلی پرواز کرد،  تا سندی باشد بر اقتدار و حضور قدرتمند سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در تمام عرصه ها.

وصیت‌نامه ی شهید عزیزالله الماسی:


بسم الله الرحمن الرحیم

 
با درود و سلام خدمت حضرت امام خمینى بت شکن و شهداء گلگون کفن

 و با سلام و درود فراوان خدمت امت شهید پرور, به خصوص مردم جسور منطقه شهید پرور که همواره پیرو و پشتیبان امام بوده‌اند و امید است که مردمى این چنین مقاوم و مطیع امر رهبرى ، به چند نکته که شایان نظر تمام رزمندگان است همیشه توجه داشته باشند:

 هیچگاه از پشتیبانى امام دست نکشند و از بى‌عدالتى‌هائى که مشاهده مى‌شود، دلسردنشوند

.امت قهرمان ، موهبتى در چهار چوب انقلاب اسلامى به وسیله رهبرى قاطع امام و همت بلند خود شما پیش آمده که از آن همه کج روى و منجلاب نجات پیدا کنیم. باید روى این نکته عنایت خاص داشته باشیم و بدانیم که اگر خدشه‌اى به این حرکت عظیم وارد شود ,به اسلام‌ وارد شده وهیچگاه و شاید تا روزگارى بس دراز دیگر رنگ چنین تشکیلاتى را نبینیم،  زیرا که ابر قدرتها و دشمنان اسلام به این نکته رسیده‌اند که اسلام چه قدرت عظیم و مردم غیور ایران چه سان مردمى هستند.
پس قدر این رهبرى و این ابر مرد تاریخ را بدانید. از این‌موقعیت استفاده کنید و پیش از پیش به‌جبهه‌ها هجوم بیاورید که صدام خط مقدم و مستحکم ابرقدرتها محسوب  می شود و به حمدا... این خط و این جبهه‌ در حال فروریختن است.
هرجا تبعیض و بى عفتى و هر گونه فسادى دیدید،  بى‌تفاوت از کنار آن‌ نگذرید تا اینگونه باعث دلسرى نشود که این مسایل شاید درزمان پیغمبر (ص) نیز بوده است ولى دلیل نمى‌شود که ریشه کن نشوند.
در حال حاضر جبهه ها احتیاج به نیرو دارند و اگر هر کس به طریقى نرفتن خود را توجیه کند،  جنگ بیشتر طول مى‌کشد و معلوم نیست که به نفع ما تمام شود. هر کدام از برادرانى که در جبهه حضور دارند در امر زن و بچه‌و پدر و مادر و هزار گرفتارى هستند،  ولى با همه این اوصاف به جبهه ها آمده‌اند, آنها را نباید تنها گذاشت اگر پیروزى در جنگ حاصل شود اوضاع نیز بهتر خواهد شد و  ان شاءا... گرفتارى مردم کمتر خواهد شد.
همیشه از مردم, پدرم یا هر روزگار دیده ی  دیگرى مى‌پرسیدم که این همه عمرت چگونه گذشت ؟

جواب مى‌دادند که انگار همین دیروز بود که با بچه ها بازى مى‌کردیم پس جهان‌درگذر است و مرگ حق ولى براى غافلان باور کردنى نیست.

 


والسلام عزیز الله الماسی                    

 

 

 

منبع:پرونده شهید در بنیاد شهید وامور ایثارگران اهواز,مصاحبه با خانواده ودوستان شهید

 


 
شهید بهروز عطوفت شهیدی از آغاجاری
ساعت ۱٢:۳۳ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱٢/٧   کلمات کلیدی: شهدای آغاجاری ،آغاجاری ،شهدا ،شهید بهروز عطوفت

 

 

                

 

 

 

 

باسمه تعالی

وصیت نامه پاسدار شهیدبهروز عطوفت

 

(ربنا و اتنا ما وعد تنا علی رسلنا و لا تخذ نا یوم القیمه لا تخلف المیعاد فا ستجات لهم ربهم انی لا اضیع) (عمل عامل منکم من ذکر اونثی بعضکم من بعض )

سوره آل عمران آیه 192-

 

سر انجام زندگی مرگ است و مرگ خود آغاز زندگی دیگر

اینجانب بهروز عطوفت متولد سال 1342 شماره شناسنامه 57 موالید ،   محل صدور  بهبهان

 من هم مانند یکی دیگر از فرزندان مستضعف این سرزمین در خانواده ای از طبقه سه به دنیا آمدم. اول کودکی را همانند دیگر بازیگران گذراندم تا اینکه انقلاب اسلامی ایران فرا رسید و در ایران تحولی دیگر بوجود آمد و  در درون من هم تحول دیگری پدید آمد ، تحولی از ظلمت به نور ، از تاریکی به روشنایی و سر انجام از کفر به توحید .

حال که برادران سپاه که شهید شده اند جلوی نظرم هستند .

                                           

پدر و مادر گرامی سلام علیکم ....

از اینکه شهید شدم هیچگونه نگرانی نداشته باشید زیرا اول حرفهایم گفته ام که سر انجام زندگی مرگ است و مرگ خود آغاز زندگی دیگری است .

مادر گرامی می دانم چقدر زحمت کشیدی تا مرا بزرگ نمودی،  ولی باید بگویم که سر انجام من امانتی بودم نزد شما و شما چه خوب از این امانت پاسداری نمودید.

 پدر و مادرم مبادا برایم گریه و زاری نمائید،  زیرا با گریه ی شما دشمنان

 

 

 

 

شاد می شوند پدر و مادر عزیزم مبادا بجای مجلس قرآن ، مجلس عزا برایم بگیرید،  زیرا با این کار منافقین و کفار به پایکوبی مشغول می گردند. مادر تو هم زینب وار مقاومت کن و راه انبیاء را ادامه بده

 و تو پدر عزیزم مانند اصحاب امام حسین (ع) بر دشمنان اسلام بخروش برادرانم : مبادا از دوری من شما آزرده خاطر گردید برادرانم مبادا از دوری من سیل اشک از چشمانتان بر روی گونه هایتان جاری

 گردد . مبادابا رفتن من از هدف اصلی که همان تداوم انقلاب اسلامی است باز بایستید . مبادا که امام و یارانش را تنها بگذارید و شما ای دوستان ، و همکلاسان و هموطنان شما را به خدا قسم که قدر این انقلاب و اما مان را بدانید آیا قدرتی را سراغ دارید که این چنین در مقابل امریکا بایستد و بگوید ( امریکا هیچ غلطی نمی تواند بکند ) و شما همکلاسانم هنوز بیاد دارم که چگونه سر کلاس با یکدیگر می خندیدیم ، خشم می کردیم و در آخر باز هم می خندیدیم به آن دسته از برادرانی که صادقانه به طرف این گروهک های منحرف کشیده شده اند پیام می دهم: حد اقل کمی بفکر شهداء و خونبهای آنان باشید و در آخر به خانواده ام ،هم  وطنم و هم دینم می گویم که من با چشم باز این راه را انتخاب نمودم بدون هیچ تهدیدی .... در ضمن هر جا که خانواده ام ( پدر و مادرم ) صلاح دیدند خاکم کنید

گر مرد رهی میان خون باید رفت          از پای فتاده سر نگون باید رفت

تو پای به ره و هیچ مگوی                     خود را بگویدت که باید رفت

سخن زیاد است . در آخر میخواهم که مبادا یاد شهیدان اسلام را از یاد ببرید .

شهیدانی چون عین الله * پرویز ها * اسماعیلها * عبدالکریم ها * و  .....

.

 

 

 

 

 

بامید پیروزی اسلام بر کفر جهانی

 

 

 

بهروز عطوفت

 

 

          

 

 


 
عباس سلیمانزاده شهیدی از آغاجاری
ساعت ۱٢:٠٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱٢/٧   کلمات کلیدی: شهدای آغاجاری ،آغاجاری ،شهید عباس سلیمانزاده

      

 

 

باسمه تعالی

                                             قسمتی ازوصیت نامه پاسدار شهیدعباس سلیمانزاده 

 

 

                                            خدایا هر جانداری می میرد وچه بهتر که این جسم ناچیزم را در راه هدف تو بدهم.

                                          اماما ای سلحشور مظلومان وای حسامی محرومان وای یاور مستضعفان من از ابتدا در محرومیت ومستضعفیت بودم وخوب درد این طبقه را می دانم واین را نیز خوب می دانم که باید در راه اینان بکوشم وهرکوششی از یک کانال به نتیجه می رسد وآن راه امت اسلام است و آن راه که باید راهنمایم باشد،  قر آن است و آن که باید به او برسم  الله است و من باید لقاء الله را درک کنم که اگر خدا بخواهد به نتیجه برسم.

                                           سخنانی از سینه پر دردم را به شما میگویم :

                                               مادرم تو باید به مانند زینب صبور باشی و راه زینب را انتخاب کنی و ندای مظلو مان را به گوش جهانیان تا آنجا که  می توانی برسانی .

                                           و اما تو ای پدر پیر همچون پدران سرباز صدر اسلام خوشحال باش که فرزندی تربیت کردی که راه حسین را می رود

                                          و اما از برادرانم : همچون دلیران اسلام می خواهم که  در راه الله مبارزه کنید و کاخهای ظالمان را فرو ریزید که تا ظالم هست مبارزه باید باشد و بقول امامان هر کجا مبارزه هست اسلام آنجاست

                                           و به ملت غیور و خواهران  و برادرانی که زحمت کشیده اند و جسدم را حمل می کنند ،  می گویم که تنها راه امام که همان خط سرخ شهادت  و راه اسلام است راه خداست

 

 

 

 

                                                 دوستان و برادرانی که

                                           شبها تا صبح در کنار هم با منافقان داخلی جهت افشای آنان اعلامیه و پوستر در خیابانها می زدیم ، یادتان باشد که همان شب زنده داری ها میتواند کاخ سفید و کرملین را بلر زه در آورد. بار پروردگارا ای پشتیبان مظلو مان تنها از تو می خواهم به حق شهدای اسلام از عمر تمامی ما بکاه و به عمر نماینده ات بر زمین روح تو خمینی بزرگ بیفزا.

 

والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته

 

عباس سلیمانزاده

 

 

  

 

 


 
مهدی بیغوله شهیدی از آغاجاری
ساعت ۱۱:٠۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱٢/٥   کلمات کلیدی: شهدای آغاجاری ،آغاجاری ،شهدا ،شهید مهدی بیغوله

 

       

 

 

باسمه تعالی

وصیت نامه پاسدار شهیدمهدی بیغوله:

 

(( ولا تحسبن الذین قتلو ا فی سبیل الله امواتا بل احیاء عند ربهم یرزقون ا))

 

مر گ امری است طبیعی و شهادت افتخار همه ما مسلمین بخصوص شیعیان امیر المومنین علی  ابن

 

ابیطالب (ع) است ، آنچه بیشتر از همه، برای ما ارزش فراوان دارد،  حفظ دین مقدس اسلام است .

 

حفظ آیه به آیه قرآن کریم.

 

علی (ع) با فرقی شکافته در همین راه شهید شد فرزندان برومندش هریک بطوری دراین راه شهید شدند

 

شهادت امام حسین (ع) به ما ارث رسیده است.

 

 راهی را انتخاب کردم هم اکنون در پیشگاه مقدس الهی خوشحالم واز خداوند متعال از همه گناهانم

 

طلب بخشش ومغفرت می کنم سفارشم به فرزندانم آن است که از مادرشان که برای آنها زحمتهای

 

فراوانی کشیده است خوب مواظبت کنند سفارش دیگرم آن است که فرزندان بزرگم دررابطه با تشکیل

 

خانواده و ازدواج به برادرشان عیسی کمک و مساعدت نمایند تا از زندگی در پرتو اسلام وقرآن

 

برخوردار باشند.

 

 آن چه مهمتر از همه،  سفارشاتم می باشد امام خمینی است دست از این نعمت الهی وخط سرخش

 

برندارید.  پشتیبان اسلام ، قرآن ، روحانیت باشید فرزندانم دست از نماز، روزه، مسجد، و قرآن بر ندارید.

  

 سعادت دنیا وآخرت در گردن گذاشتن به احکام مقدس اسلام است.

 

 از تفرقه بین یکدیگر (برادران) بپرهیزید و در جماعت باشید که دست خدا با جماعت است.

 

مؤید باشید

 

والسلام علیکم ورحمه الله وبرکاته

 

مهدی بیغوله مورخ 18/1/63

 

             

 


 
وصیت نامه پاسدار شهیداسماعیل مختاری از شهدای آغاجاری
ساعت ۱٠:٥٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱٢/٥   کلمات کلیدی: شهدای آغاجاری ،آغاجاری ،شهدا ،اسماعیل مختاری

 

 

                      

 

 

باسمه تعالی

وصیت نامه پاسدار شهیداسماعیل مختاری

بسم رب الشهدا

( به نام خداوند درهم کوبنده ستمگران)

 

پدر ومادر عزیز وای خواهر، وتو ای برادر،  من بعد از 18 سال زندگی بیهوده خود را باز یافتم وراه حسین را

 

انتخاب کردم ، زیرا که شهید شدن به نظر من سر آغازی دوباره میباشد .

 

مادر عزیز و پدر گرامی:  من در طول عمر خدمتی که به شما نکردم  ، طلب بخشش و عفو میخواهم و از شما

 

می خواهم که به خاطر من حتی یک قطره اشک نریزید  ، چرا که من همیشه در کنار شما هستم و مگر من از

 

جوانهای دیگری که به خاطر خدا واسلام عزیز تا آخرین قطره خون خود را برای هدفشان که ایمان به جندالله

 

است نثار کردند ، بالاتر هستم .

 

 از همه دوستان و برادران که از من اشتباهی دیدند مرا ببخشید همه ی شما را به خدا می سپارم .