شهدای شهرستان آغاجاری و امیدیه

این وبلاگ منعکس کننده ی زندگینامه ، عکس ها و خاطرات شهدای گرانقدر آغاجاری و امیدیه می باشد.

اظهارات شهید محمد علی وسایی قبل از شهادتش
ساعت ۱٠:۱٩ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/۱/٢۸   کلمات کلیدی: اظهارات عجیب شهید محمد علی پوسایی

 

 

 

سید محمد علی پوسایی:

 3 روز قبل از شهادتش ، در هنگامی که در حال حفر قبر برای شهدا بودند ، در یکی از قبرهای آماده  خوابید و گفت این قبر را برایم نگه دارید و من را در این قبر خاک نمایید و دوستانش آن را شوخی تلقی کردند

چند روز بعد که عملیات رزمندگان غرور آفرین اسلام به وقوع پیوست روح بلند به آسمان ها پر کشید و پیکر پاکش در همان قبر آرام گرفت.  

 

 

 


 
وصیت نامه شهید حسین داودی
ساعت ۱٠:٠٧ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/۱/٢۸   کلمات کلیدی: شهید حسین داودی

 

 

باسمه تعالی

 

وصیت نامه شهید  حسین داودی

 

زندگی چیزی جز جهاد در راه خدانیست 0 امام حسین (ع)

 

اینجانب حسین داودی فرزند بارون متولد آغاجاری وصیت می کنم که نگذارید این منافقین خلق انقلاب را برهم بزنند 0 آنها را سرکوب کنید و همچنین گروهکهای دیگر را.

  آرزو دارم که هر چه زودتر حضرت مهدی (عج) ظهور کند و تا انقلاب مهدی خمینی را نگهدارد 0

 پدر و مادر م وصیت میکنم که هنگام شهادتم در عزاداریم گریه نکنید و شاد باشید از اینکه در راه خدا شهید شدم .سعی کنید همینطور که من را بار آورده اید برادران دیگرم را سرزنش نکنید و هیچ نگران من نباشید 0 من که از عباس سلیمانزاده و مختاری و بلادی و آور و دیگر برادران شهیدم بهتر نیستم 0 دعا کنید حضرت مهدی (ع) هر چه زودتر ظهور کند 0 والسلام

 

دوستدار شما حسین داودی

 


 
وصیت نامه پاسدار شهید حسین اسفندیاری
ساعت ٩:٥٦ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/۱/٢۸   کلمات کلیدی: وصیت نامه شهید حسین اسفندیاری

 

 

 

باسمه تعالی

 

وصیت نامه پاسدار شهید حسین اسفندیاری

 

معلم اخلاق و استادی انسان ساز و ورزش کاری درس آموخته از مکتب مولا یمان امام علی (ع) که با حضور در بسیج مستضعفین با عقیده ای خالص و پاک ،  یاران را یاری و با حضور در تمامی جبهه ها  ، خود را در محدوده ی  جغرافیایی محدود نکرد و با وسعت اندیشه ، اندیشه اش را گسترد و در اجتماع (من ها) و در فضای ناشی از هواهای نفسانی در سطح وسیع کره ی  خاکی،  با دلی قوی علیه شیاطین به مبارزه برخاست و با اتکا ء به سلاح ایمان و اتصال به مکتب سرخ مولایش امام حسین (ع) شهادت را با شجاعت معنا بخشید ودر وصیت نامه اش فرمود :

 از خدا جز شهادت چیز دیگری نمی خواهم من در زندگی گناهان بزرگ و کوچکی مرتکب شده ام و تنها شاید شهادت باشد که اگر خدا قبول کند،  از گناهانم در گذرد . برادران و خواهران از آنهائیکه رژیم طاغوت را دیده اند و از ظلمها و اختناق ساواک اطلاع دارند بپرسند تا به شما بگویند که چه بر این ملت مسلمان آورده اند تا این جوانان که منحرف شده اند و گول عده ای بی ایمان را خورده اند ، کمی به عقل بیایند و تا دیر نشده است ،به آغوش اسلام برگشته و قدر این انقلاب را بدانند 0 من وقتی که محصلین خود را که شهید شدند بیاد می آورم احساس        شر مساری می کردم و آرزو داشتم که دوش به دوش آنان در جبهه شرکت کنم و این توفیق به من دست داد امیدوارم که ما پیروز شویم و بعد از پیروزی شهادت هم نصیب من شود

 

والسلام

حسین اسفندیاری

یادش گرامی و پر رهرو باد....

 

 


 
وصیت نامه پاسدار شهید اصغر سوقی
ساعت ٩:٥٠ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/۱/٢۸   کلمات کلیدی: وصیت نامه شهید اصغر سوقی

 

 

 

باسمه تعالی

 

وصیت نامه پاسدار شهید اصغر سوقی

 

خدایا تو را سپاس فراوان می گویم که این افتخار و توفیق را به من دادی که بتوانم در راه استقرار دینت و بر پا شدن حکومت اسلامی تلاش کنم و بتوانم در جمع مجاهدان اسلام باشم .

و امام ، امت شهید پرور : جبهه و پشت جبهه را همچنان محکم نگهدارید و بکوشید تا جامه ی ذلت نپوشید و به شما می گویم اکنون که چشم تمامی مسلمانان جهان به شما دوخته شده است . مبادا خدایی ناکرده از مبارزه دلسرد شوید که در این صورت به خون شهدا لطمه زده اید .

برادران و خواهران دانش آموز ، با قّوت و علاقه هر چه تمامتر درستان را بخوانید و فعالانه سعی کنید در سنگر علم و مدرسه مشت محکمی بر دهان دشمنان اسلام بزنید در مسائل شرعی و اخلاقی بسیار کوشا باشید هر کاری که انجام می دهید به یاد خدا باشید و پیوند قلبی و درونی خود را با او نزدیکتر کنید . زیرا ما هر چه داریم از خداست .

به امید اینکه روزی این مطالب موقع عمل کردن آنها فرا رسد .

خدا حافظ

 

اصغر سوقی

تاریخ : 21/10/63

 

 

 


 
وصیت نامه شهید عین الله آور
ساعت ٩:٢٧ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/۱/٢۸   کلمات کلیدی: شهید عین الله آور

 

 

باسمه تعالی

 

وصیت نامه شهید عین الله آور

سنگر خانه ی من ، تفنگم زن من و راه من راه امام خمینی و پیروزی انقلاب اسلامی است .اگر زمانی شهید شدم و جسد را نیاوردند ناراحت نباشید،  چون هر کجا که من افتاده و به شهادت رسیدم ، همانجا زمین خداست در عزایم گریه نکنید و خرج ندهید و برادر دیگرم را بجای من به سپاه بفرستید مبادا از امام دست بردارید. این امام بود که به ما آزادی بخشید و راه بزرگواری را به مانشان داد 0 مبادا روزی رسد که چون غریق برای نجات خود به کف دریا دست بیندازید که غرق شوید،  بلکه ما کشتی نجات خود را پیدا کرده ایم و دستور ناخدا ی او را باید مو به مو عمل نماییم وبرای من اگر عمری باقی بماند تا بر قراری جمهوری اسلامی در سطح جهان مبارزه خواهم کرد 0 مادرم مرا دعا کن و مرا ببخش تا خداوند دعای مرا که همان شهید شدن است را بپذیرد 0

 انشاء الله

والسلام

 

عین الله آور

 

 

 

 


 
وصیت نامه ی شهید اسماعیل گودرزی از شهدای آغاجاری
ساعت ۸:٤۳ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/۱/٢۸   کلمات کلیدی: شهید اسماعیل گودرزی

 

           

          باسمه تعالی

 

وصیتنامه  شهید اسماعیل گودرزی

 

شهادت آرزو ی من است و آرزوی هر مسلمان

 

واقعی 0

 

خواهران و برادران و پدر و مادر عزیزم شاید باور

 

نکنید ولی من اکنون زنده و از این دنیا دور و با

 

نشاطی غیر توصیف و در پناه خدا بسر میبرم و

 

من اکنون در وصیت به آن عملی که خود درست

 

از عهده آن بر نیامده ام ،شما را توصیه می کنم و

 

آن تقواست.

 

 از پدر و مادرم می خواهم به جای گریه و

 

عزاداری مجلس شادی راه ،بیندازند. تقوا را نصب

 

العین خود قرار دهید 0

 

                     والسلام

 

  اسماعیل گودرزی

 

                   


 
روایتی از تفحص پیکر شهید علی هاشمی 4
ساعت ٧:٥٠ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/۱/٢۸   کلمات کلیدی: علی هاشمی

 

 

روایتی از تفحص پیکر شهید علی هاشمی 4

روایت سردار باقرزاده از تفحص پیکر مطهر شهید علی هاشمی:

او می گوید:

کاوش که شروع شد، در کنار سنگر اورژانس، چسبیده به سنگر، در یک فضای تقریباً مثلثی شکل، در حدود 100 متر مربع، شهدا پیدا شدند...

سردار باقرزاده ادامه می دهد:

در منطقه قرارگاه «خاتم 4» 3 سنگر اصلی داریم؛ همین الان هم آثارش آنجاست و بنا داریم که آنجا را به عنوان نقطه یادمانی به نام «دلاور هور» احیاء کنیم. اکنون هم پیمانکار در حال کار است و کارهای مقدماتی را با یاد حماسه شهید علی هاشمی و هم‌رزمانش شروع کرده‌ایم. ....................................................

 

      


 
نظرات دوستان:
ساعت ۱۱:٢٦ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/۱/٢٢   کلمات کلیدی:

 

 

 

  

 

 نظرات دوستان:

اصغر سوقی: 


 اهل روستای داربهاره از توابع شهرستان بهبهان بود یکی از بهترین

بچه های دوران بود هیچکس مثل او نیست در روز خاکسپاریش ترک

 و لر پیر و جوان زن و مرد همه می گریستند چون او واقعا یک اسوه

بود نام او افتخار روستای ما و منطقه زیدون است زبان از گفتن

خصوصیات اخلاقیش قاصر است یاد او همیشه در قلب ماست ،خداوند

به پدر ومادرش صبر دهد انشاالله

.   

داریوش کرمی

++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++

سلام عزیز
روح تمام شهدای ایران بخصوص این شهدا شاد

راستی 2 برادر شهیدان یوسفی هم در امیدیه و آغاجری بودند.
البته الآن خانواده ی محترمشون در تهرون زندگی میکنند .

نویسنده: عاشق کوهستان

++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++

شهید حمد الله قنواتی

شهید حمدالله قنواتی دایی من هستند,انشاالله که در سرای ابدی من رو شفاعت کنن..

نویسنده: زینب

++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++

سلام.
اگر در کنار پرداختن به اسامی شهدای عزیز به ذکر خاطرات نیز بپردازید بسیار خوب خواهد بود
موفق باشید

نویسنده: جواد [http://sghg.persianblog.ir]

+++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++

 

 

 

 

 

 

 


 
سید محمد علی پوسایی:
ساعت ۱۱:٠۱ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/۱/٢٢   کلمات کلیدی: شهید محمد علی پوسایی

 

 

 

سید محمد علی پوسایی:

 3 روز قبل از شهادتش ، در هنگامی که در حال حفر قبر برای شهدا بودند ، در یکی از قبرهای آماده  خوابید و گفت این قبر را برایم نگه دارید و من را در این قبر خاک نمایید و دوستانش آن را شوخی تلقی کردند

چند روز بعد که عملیات رزمندگان غرور آفرین اسلام به وقوع پیوست روح بلند به آسمان ها پر کشید و پیکر پاکش در همان قبر آرام گرفت.  

      

 


 
شهید جمشید اورنگی
ساعت ۱٠:۱٦ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/۱/٢٢   کلمات کلیدی: شهید جمشید اورنگی

 

 

  

 

شهید جمشید اورنگی:

از کودکی با فقر دست و پنجه نرم کرده بود. جزء مستضعف ترین اهالی

 

شهر  بودند. صداقت خاصی در نگاه ، برخورد و چهره اش نمایان بود.

 

زودتر از بقیه به دیگران سلام می کرد. هنگامی که زمان خدمت

 

سربازیش فرا رسید، رژیم  عراق مدتها قبل حمله اش را به کشور

 

عزیزمان آغاز کرده بود و او هم برای  جلوگیری از حمله ی متجاوزان

 

به جبهه اعزام شد و در جبهه ی مهر عنبر و در ارتش خدمتش را ادامه

 

داد و   در یکی از این حملات از دنیا و دنیا پرستان  راحت شد. تاکنون

 

هیچ اطلاع یا خبری از او نشده است و نامش بعنوان مفقود  الاثر در

 

صفحات تاریخ رقم خورده است...

 

یادش جاوید و پاینده باد. 

 

 

 

 

 

 


 
وصیت نامه شهید غلامحسین سزمکس
ساعت ۱٠:٠٤ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/۱/٢٢   کلمات کلیدی: شهید غلامحسین سرمکس

 

 

  

 

 

 

باسمه تعالی

وصیت نامه پاسدار شهید غلامحسین      سرمکس

 

ان الله یحب الذین یقاتلون فی سبیل صفا کانهم بنیان    مرسوس

خداوند دوست می دارد مؤمنانی راکه در صف واحد همچون سدی آهنین در راه اونبرد می کنند.

با سلام ودرود به رهبر کبیر انقلاب اسلامی ایران امام خمینی وبا سلام به ملت شهید پرور ایران ، سخنم را با نام خدا آغاز می کنم وبا نام خدا به پایان می برم.

 امید وارم که سخنانم واین شهادتم را خداوند متعال بپذیرد سخنی با پدر ومادر دارم که عرض می کنم:

 که من آگاهانه در این راه پاک قدم گذاشتم وهیچکس مرا مجبور به حبهه رفتن نکرد و خودم با چشمی باز و قدمی والا به جبهه آمدم تا به زور گویان عالم بفهمانم که:

 ای آمریکا و شوروی خیال نکنید که همینطور بتوانید به جنایتهای خود ادامه دهید و هیچ کس حق ندارد به شما چیزی بگوید ،

شما اشتباه کر ده اید زیرا فرزندان امام زمان (عج) ، امام و اسلام را نشناخته اند و تا آخرین نفس و تا آخرین نفر بر علیه ظالمان می جنگند ، حتی اگر در این جنگ جان خود را فدای خدا و اسلام و امام عزیزمان و امت قهرمانشان کنند ،

 شهادت میلاد سرخ ملت ماست. شهادت وسیله ی آن است که برای رسیدن به خدا ،  ما رزمندگان اسلام آمده ایم اینجا ، که نزدیک شویم به خدا. ما ملت مسلمان از هیچ ابر قدرتی نمی ترسیم و شهادت را با آغوش باز میطلبیم.

 

 سخنی با ملت مسلمان ایران دارم هر چند که من کوچکتر از آنم که تذکری به این ملت بدهم که:

 همیشه پشت سر این امام باشید و از دستورات آن پیروی کنید

و با دعای خود زیر درگاه خدا سلامتی رهبر انقلاب را بخواهید،  زیرا که امید ما به خدا و بعد به امام است،  نکند روزی مانند مردم کوفه رهایش کنید و عذاب الهی را دچار خود سازید ولی من این را می دانم که شما امت اسلامی دست از اسلام بر نمی دارید و با فرزندانی که در راه خدا دادید ثابت کردید که حکومت اسلام شکست ناپذیر است . سخنی دیگر به عرض برادرانم برسانم که :

برادران : همچون حسین وار ، راه مرا ادامه دهید تا نگویند برادرش شهید شد ودیگر با این انقلاب نیستند .در هر جایی دست از راه خدا برندارید و کاری کنید که خدا از شما خشنود شود.

 سخنی دیگر با خواهرانم دارم:

 که همچون زینب وار استقامت در برابر سختیها داشته باشید وراه حضرت فاطمه (س) را ادامه دهید تا انشاء الله لطف خدا نصیبتان شود.

 از پدر و مادرم میخواهم:

 که مرا در آغاجاری در قطعه شهداء دفن کنید. برایم شیون و زاری نکنید،  که دشمنان را از خود خشنود میسازید . دیگر عرضی ندارم جز سلامتی رهبر انقلاب وپیروزی سپاه اسلام بر سپاه کفر .

 

 

 

 

 

از خون شهید عطر جان می جوشد     

               گل های بهار جاودان می جوشد

بر وادی عشق کن نظر تا ببینی  

                     سیلاب زچشمه جهان میجوشد

 

والسلام

غلامحسین سر مکس   

مورخ 27/10/61

 

روحش شاد و جاودان باد.

 

بعد از مدتی دیگر برادر دیگرش ، ولی الله هم با او همسفر شد و

 

پرواز را آغاز کرد. و پدر و مادرش هم مدتی بعد ، از دوری آنان

 

هجرت به سوی خدا نمودند.

 

روحشان شاد باد.

 

 

 

           

 

 

 

 

 

 


 
یادواره ی شهید صیاد شیرازی:
ساعت ٩:۳۳ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/۱/٢٢   کلمات کلیدی: شهید صیاد شیرازی

 

 

         

 

 یادواره ی شهید صیاد شیرازی:

یادواره ی شهید صیاد شیرازی و علی معمار در 18/1/90 در کاشان برگزار

 

گردید.  

در این مراسم سردار فضلی جانشین بسیج کشور  یکی از فرماندهان دفاع

مقدس طی سخنانی ضمن تمجید از خدمات صیاد شیرازی گفت: منافقان

نظام حمهوری  اسلامی توطئه ها  و فتنه های جدیدی در سر می پرورانند

و مردم باید دست از  ولایت برندارند تا این توطئه ها خنثی گردد....

  

لازم به ذکر است شهید صیاد شیرازی  به دست گروهک منافقین به شهادت رسیدند... 

 

           

 

 

 


 
یادواره ی شهدای لنگیرات و روستاهای زیدون
ساعت ٩:٢٦ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/۱/٢٢   کلمات کلیدی: یادواره ی شهدای لنگیرات

 

 

یادواره ی شهدای  لنگیرات و روستاهای زیدون

یادواره ی 26 شهید لنگیرات و روستاهای بخش زیدون در مورخ 18/1/90 در محل روستای داربهاره برگزار گردید. در این مراسم حجت الاسلام سّیدی در مورد شهدا و نقش آنان با استفاده از روایات  سخنرانی نمودند. در این یادواره  برنامه های مداحی ، دیکلمه و ... هم اجراء گردید.

 


 
یادواره ی شهدای آسیاب و روستاهای اطراف
ساعت ٩:٢٠ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/۱/٢٢   کلمات کلیدی: یادواره شهدای آسیاب

 

 

 

  

 

یادواره ی شهدای آسیاب و روستاهای اطراف

یادواره ی 19 شهید آسیاب و شهدای روستا های شهرستان امیدیه در مورخ

 18/1/90 در محل امامزاده سید یبر برگزار گردید. در این مراسم  خانواده ی

شهداء، رزمندگان دفاع مقدس ، مسئولین ، آیت الله جزایری امام جمعه اهواز ،

موسی پور معاون استانداری ، پور حیدری امام جمعه ی موقت اهواز و دیگر

مسئولین شهرستان امیدیه حضور داشتند ، پور حیدری امام جمعه ی  موقت اهواز

طی سخنانی از مقام شهداء و خانواده ی معظم آنان تقدیر نمود و اظهارداشتند: اگر

شهدا جانفشانی نمی کردند ، دشمنان نظام تمام کشور را مورد تهاجم قرار می

دادند. در این مراسم مداحی ودیگر برنامه های جانبی اجرا گردید........

 

 


 
آسمانی شدن 5 جانباز دیگر :
ساعت ٩:٠۸ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/۱/٢٢   کلمات کلیدی: تشییع جنازه ی شهدا

 

 

 

آسمانی شدن 5 جانباز دیگر :

حسین عابدین زاده  از جانبازان 70 % شیمیایی شهرستان  آران و بید

گل  در سن 53 سالگی به دوستان شهیدش ملحق شد.این شهید  در

بمباران شیمیایی   فاو  در والفجر  در سال 64  مصدوم گردید . از

حدود دو سال قبل حال او  رو به وخامت نهاد و در بیمارستان بستری

گردید  و نهایتاً در 14 فروردین سال  90  آسمانی شد. از این شهید یک

دختر 4 ساله به جا مانده است.

همچنین علی اکبر حسینی جانباز 70 % شهر مشکات کاشان هم در 6

فروردین  به  شهادت رسید. او در سن 59 سالگی  به دلیل قطع نخاع

شدن روح بلندش  پرواز نمود.

جانباز رمضان نظریان در سن 57 سالگی  به آسمان پرواز کرد. او که

در زمان  جنگ سرپرست جاده ی تدارکاتی جزیره ی مجنون را بر عهده

داشت ، در سال 65 و در عملیات کربلای 4 شیمیایی شد  و مدت 25

سال درد و رنج  ناشی از جراحت  را با خود حمل می کرد...

 

پیکر پاک و مطهر رضا کنعانی هم در مشهد تشییع  و در زادگاهش به

خاک  سپرده  شد. این شهید که جانباز 70% بود در سال 71 بر اثر

برخورد با مین به  درجه ی جانبازی نائل آمده بود.

پیکر مطهر  صفر برزگر  هم در اسد آبادهمدان تشییع گردید. او در سال

 ۶۵ بر  اثر ترکش خمپاره ی بعثیون به درجه ی جانباز 70 % نائل

 آمد...

 

یادشان گرامی باد....


 
شهید حمد الله قنواتی
ساعت ٥:۱٢ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۱/۳   کلمات کلیدی: شهید حمد الله قنواتی

 

 

شهید حمد الله قنواتی


 
امیر بامری زاده
ساعت ٤:٤۸ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۱/۳   کلمات کلیدی: امیر بامری زاده

 

 

امیر بامری زاده

 

شهید امیر بامری زاده:

از اقشار مستضعف محله ی تانکی سفید آغاجاری بود. زمان

 

سربازیش همزمان باحمله ی متجاوزان عراقی به میهن اسلامیمان

 

گردید. پس از طی آموزش  به جبهه اعزام گردید و دریکی از

 

عملیات های سلحشوران اسلام همراه با تعدادی از رزمندگان به

 

اسارت صدامیان در آمد و به زندان موصل منتقل گردید... صلیب

 

سرخ جهانی اسارت ایشان را تایید و به خانواده اش اطلاع داد.

 

چندی بعد خبر شهادت ایشان باطلاع رسید و پیکر مطهرش در

 

قبرستان شهر موصل عراق به خاک سپرده شد.

تا  این تاریخ دولت عراق علت شهادتش را اعلام نکرده است ولی

 

دوستانش مقاومتش در مقابل  سربازان بعثی را علت شهادتش

 

می دانند. پدر و مادرش تا لحظات آخر عمرشان منتظر بازگشت

 

پیکر او به منطقه بودند ولی دولت متجاوز عراق از بازگشت و

 

عودت او خودداری نمود...

دوستان اگر گذرتان به عراق افتاد ، به مزار بدون زائر امیر هم

 

سری بزنید و برایشان فاتحه ای بدهید...

 

روحش شاد باد.

 

 

 

 

 


 
وصیت نامه پاسدار شهیدسید نعمت الله موسوی
ساعت ٤:۱٢ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۱/۳   کلمات کلیدی: شهید سید نعمت الله موسوی

 

 

 

 

 

 

 

 

باسمه تعالی

وصیت نامه پاسدار شهیدسید نعمت الله        موسوی     

 

شهادت می دهم که

 اشهد ان لا اله اله الله و اشهد انّ محمد رسو الله و اشهدان علی ولی الله

یا ایها الذین آمنوا ،  هل ادلکم علی تجاره تتحکم من عذاب الیم ،  تومنون بالله و رسوله و تجاهدون فی سبیل الله با موالکم و انفسکم ،  هذا لکم خیر لکم ان کنتم تعملون .

  ای اهل ایمان ، آیا شما را به تجارتی سود مند که شما را از عذاب درد ناک  آخرت  نجات بخشد ،  دلالت کنم. به خدا  و رسولش ایمان بیاورید و در راه خدا  با اموالتان  و جانتان بجنگید. این برای شما بهتر است ، اگر دانا باشید بهتر است .

 

شهادت دعوتی است بسوی نسلها که وقتی جبهه حق خلع میشود راه سوم را در بر می گیرد که اگر میتوانی بمیران و اگر نمی توانی بمیر .

خط سرخ شهادت خط آل محمد (ص) و علی (ع) است و این افتخار از خاندان نبوت و ولایت به ذریه طیبه آن بزرگوار و به پیروان خط آنان به ارث میرسد . اینک که توانستم شهادت را همانند عزیزترین کسم در بر گیرم و روحم از جسم مادی که از بین رفتنی است ،  جدا و در بالای سرم قرار گیرد،  دلم می خواهد که وقتی خبر شهادتم را به پدرم می دهند،  همانند امام عزیزکه وقتی خبر شهادت حاج مصطفی را به وی می دهند بطور سریع بگویند:

 

 

 (( انا لله و انا الیه را جعون ))

همین عکس العمل را هم پدرم انجام دهد. آن موقع است که قلبم آرام و آرام تر می گردد .پس ای خداوند کریم و دانا به پدر م و اهل خانواده ام صبری عطا فرما که بتوانند دنباله رو خودم و تمامی شهدا باشند.

 راه شناخت شهادت خودم را ،  با دید کامل و در ذهنم مجسم ساختم که همانند شهادت راه حسین (ع) و آرزوی وی بودو گفتم:

 که من از پیروان و این هدیه از طرف خداوند به من داده شد و این خود هدیه اصلی خداوند بود که در راه او واگذار کردم و با جان و دل پذیرفتم و افتخار می کنم. هر قطره ی خون شهید دارای معنا و هر نفسی از نفسهای آخر شهید پیامی برای پیروانش می باشد و این را هم می دانید که آنقدر از ته دل باشد که آسمان هم گریه کند . آن که قطره قطره خون شهید را از تن جدا شده،  شهید را می بینند.

 آیا در ذهن خود مجسم نمی کنند آنان که زندگی رابر آخر ت  ترجیح می دهند که حتی قطره ای از چشمان خود جاری نمی سازند؟

 آری افراد با ایمان و جهاد،  اگر به اینان بگویید و سر جدا شده از تن را،  نشان دهید و بگویید که به چه دلیل و گناهی کشته شده ای؟

 ای راهیان راه خدا و انبیاء و اولیاء به آنان بگویید: بروید جاهلان و بروید. کسانی که مرگ را نابودی تعریف می کنند ، بخدا قسم شهید می گویند. مرگ سرخ هیچ امر مکروه و خلاف انتظار و تازه ای را برایم پدید نیاورده و هیچ چیز

ناپسند ی رخ نداده ، نه تنها پیشآمد شهادت برایم نا گوار نبود،  بلکه آنقدر به این سر نوشت علاقه داشتم و رسیدن به آن برایم شور انگیز و هیجان آور

 

 

 

بود که همانند کسی که در شب تاریک در جستجوی آب در صحرا ی بی پایانی می گردد و ناگاه چاه آبی و یا سر چشمه ای پیدا کند و همانند آنکه گمشده ای را که مدتها در جستجوی اوست و ناگاه گمشده  ی خود را بیابد .

 شهادت برایم دوست داشتنی و شور انگیز بود این است تصور یک شهید بر شهادت. پس ای کسانیکه گوش به وصیت حقیر تان م یدهید بیا یید که بالاتراز همه نیکو کاردیگری است تا آنجا که مرد در راه خدا شهید شود همینکه در راه خدا شهید شد بالاتر از اونیست

و بدانید که:  اکرم الموت القتل .

امام علی (ع) می گویند :گرامی ترین مر گها کشته شدن در راه خداست.

 ای مردم و ای امت شهید پرور:

 به خدا هر کدامیک از شما ،  چه کوچک و چه بزرگ که رهنمود های ولایت فقیه را عمل نکند به خون تمامی شهدا خیانت کرده و در آخرت باید جوابگوی هزاران شهید باشد و امام عزیز همانند شهید زنده در بین تمامی شما ها میباشد و نماینده ی تمام شهیدان است.

 اکنون ای خانواده ی عزیز م:

 اگر با جدا شدن فرزندتان از مبارزه با دشمنان خدا و گوش ندادن به رهنمودهای امام امت دست بردارید بخدایی خدا قسم می خورم که هیچیک از شما را شفاعت نخواهم کرد ف مگر آنکه این اعمال را انجام دهید و بگویید       بقیه ی فرزندانمان را هم از انصار ابا عبدالله الحسین(ع) می دانیم و در اختیار خدا و امام زمان (عج)و نائب وی خمینی کبیر می باشند ،

گوش دهید ای مادران و پدران شهداء :

 

 

 

شما ها بودید که فرزندی از جانب خدا وند بزرگ تحویل گرفته و بزرگ کردید و حالا هم سالم به صاحبش پس دادید. این است آیین انسان سازی در این دنیا . شهید آنقدر از کرامت خدا لذت میبرد که دوست دارد که دوباره زنده شود و بار دیگر جهاد کند و برای خدا کشته شود.

 خداوندا من بنده ی  حقیر و ناچیز ت هستم ، جز بنده  ی تو نیستم و راضیم به رضای تو و با چشم باز تو را دیدم وشناختم و سپس عاشق تو شدم و در راهت فدا.

 و در آخرت تو را ستایش می کنم بارالها این جان را خود داده را با خطا ها یش پذیرا باش و بر اشتبا ها تم در گذر

 

آمین 

 

سید نعمت الله موسوی          

 

   مورخ: 20/10/1361

 

یادش گرامی و جاوید باد.

 

لازم به ذکر است مدتی بعد برادر دیگر ایشان محمد موسوی هم پروازش بسوی عرش الهی را آغاز نمود...

 

 

 

 

 

 


 
وصیت نامه پاسدار شهیدابراهیم امیری
ساعت ٤:٠۸ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۱/۳   کلمات کلیدی: شهید ابراهیم امیری

 

 

باسمه تعالی

          وصیت نامه پاسدار شهیدابراهیم امیری

 

بسم الله الرحمن الرحیم

 

      شهادت تقدیری است الهی که در عرصه هستی و حیات یک ملت جریان پیدا می کند . ((امام خمینی))

 

سپاس و ستایش بی قیاس بر یزدان پاک و بی همتا و بی کران بر بت شکن زمان پیر جماران.

 درود بر گمنام شهدای اسلام،  که مرگ سرخ را بر زندگی سیاه ترجیح دادند و رحمت و برکات خداوند بر رزمندگان دلیر اسلام .

 بارالها توشه ی عمر از کف رفت و در این کوتاه مدت اعمال زشتمان چنان بوده،  ظلمت در بینمان افکنده که یکباره تو را فراموش کردیم و وجودمان سر گردان این خراب آباد پر غوغا گردید .خدایا محبت و مهر بانی ات را با این بنده ی حقیر چگونه گویم و چطور توصیف الطاف ملکوتی ات کنم،  حال آنکه در محضر تو گستاخ از آنهمه محبت،  هر عمل قبحی را بجای آوردیم ،

 ای خدا تو دریای بیکران رحمتی. تو بر حقارت و ضعف این عبد بی توشه آگاهی،  پس به چشم عنایت بنگر،  زیرا تنها اندوخته ی ما امید است و بس.

 پروردگارا در این لحظات چگونه سروش آسمانی و قاتلوهم حتی لا تکون فتنه را بشنویم ، ولی در جهتمان رونقی نبخشیم،

 ای علی (ع) یار گرامی رسول خدا (ص) طنین دلنشین کلام تو را که اگر کو هها جنبیدند تو دندانهایت را بهم بفشار و پایت را بر زمین بکوب و نگاهت را به اقصای دشمن بیافکن و جمجمه ات را بخدا بسپار و پیروزی را از خدا بطلب، در عمق گوش و دلمان روان است،

 

 

 پس ای شوهر پاک دختر گرامی پیامبر (ص)،  این رزمجویان توحید ، عزم زیارت تربت فرزند شهیدت را دارند تا از آنجا بسوی قبلگاه نور پرواز نمایند و اینان همگی سخن شیرینت را آویزان گوش داده و بتو بانوی گرامی اسلام زهرا (ص) توسل دارند تا لحظه ای حمایت بیدریغ را از این کفر ستیزان اسلام دریغ ندارید .

گر چه شهداء خونشان و مظلومیتشان وصیت و پیام است ولی برسم یه سنت سخن     کو تاهی نه بعنوان وصیت ، بلکه بعنوان نصیحت و اتمام حجت می نمایم:

 اول آنکه اطاعت از رهبری . زیرا به روایتی هر که از امام خود عقب افتاد ،  هلاک شد و هر که نیز جلو افتاد باز هم هلاک شد،  پس همان بهتر که همگان با رهبر باشیم .برادران و خواهران عزیز خداوند انسان را در رنج آفریده و این سختیها هستند که انسان را همواره متوجه آن کانون با عظمت و پر شکوه هستی میکنند پس حوادث و مشکلات موجب شانه خالی کردن از جهاد نشوند که سر انجام آن خشم قادر متعال است در خاتمه از تمامی عزیزانی که بطریقی از این بنده حقیر رنجش دیده اند حلالیت و پوزش مینمایم ؟

 

                                                                  والسلام

 

 

                                                                          ابراهیم امیری یک شب قبل قبل از عملیات

 


 
روایتی از تفحص پیکر شهید علی هاشمی 4
ساعت ۳:٤۳ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۱/۳   کلمات کلیدی: علی هاشمی

       

 

 

روایتی از تفحص پیکر شهید علی هاشمی ۴

روایت سردار باقرزاده از تفحص پیکر مطهر شهید علی هاشمی

رئیس بنیاد حفظ آثار و نشر ارزش‌های دفاع مقدس می‌گوید: کاوش که شروع شد، در کنار سنگر اورژانس، چسبیده به سنگر، در یک فضای تقریباً مثلثی شکل، در حدود 100 متر مربع، شهدا پیدا شدند...

سردار باقرزاده می‌گوید: در منطقه قرارگاه «خاتم 4» 3 سنگر اصلی داریم؛ همین الان هم آثارش آنجاست و بنا داریم که آنجا را به عنوان نقطه یادمانی به نام «دلاور هور» احیاء کنیم. اکنون هم پیمانکار در حال کار است و کارهای مقدماتی را با یاد حماسه شهید علی هاشمی و هم‌رزمانش شروع کرده‌ایم.

وی می‌افزاید: تا آنجا که ما اطلاع داشتیم، تقریبا 15 نفر از جمله بچه‌های رابط لجستیکی، رابط مخابرات، مسئول مخابرات، شهید نویدی و چند نفر دیگر در آنجا بودند و سردار گرجی در آنجا اسیر شد؛ شرایط خاصی در آن نقطه به وجود آمد و حضور شهید هاشمی تا لحظات آخر در آن نقطه، نشانه این است که او می‌خواست به هر شکلی جزایر را حفظ کند و عقب ‌نشینی نکند.

رئیس بنیاد حفظ آثار و نشر ارزش‌های دفاع مقدس بیان می‌دارد: از چند سال گذشته، کار گسترده‌ای را در منطقه مجنون، جاده سیدالشهدا(ع) و جاده قمر، در چند مرحله شروع کردیم. در گام نخست 90 شهید را پیدا کردیم و این کار همین طور ادامه پیدا کرد تا به سمت منطقه انتهایی جاده شهید همت رسیدیم. به سمت قمر و یک مقداری هم به سمت مجنون رفتیم که تعداد قابل توجهی شهید پیدا شد؛ در استمرار کار به این نقطه رسیدیم، در این نقطه 3 قرارگاه اصلی قرارگاه «خاتم 4»، اورژانس بیمارستان صحرایی و سنگری که در حال حاضر مقر بچه‌های تفحص است، مواضع توپخانه بود.

وی می‌افزاید: این 3 قرارگاه مانند دانه‌های تسبیح پشت سر هم قرار ‌گرفته‌اند و فاصله‌ آنها نیز کم است. این نقطه که دقیقاً محل پیدا شدن پیکر طیبه شهداست، در کنار همین سنگر اورژانس است که چیزی در حدود 200 متر از قرارگاه فاصله دارد.

سردار باقرزاده اظهار می‌دارد: قبل از شروع شناسایی، به دلیل وجود آب در این نقطه، ماهیگیری نیز صورت می‌گرفت و به جز بچه‌های ارتش، یگان دیگری آنجا حضور نداشت. آن زمان به اتفاق 2 نفر از بچه‌های بسیجی و یک برادر عراقی از مجاهدین لشگر بدر اینجا آمدیم که وضعیت نامناسبی بود.

 عراقی‌ها یک مهندس زن ایتالیایی را برای ساخت یک دژ مرزی در امتداد مرز آورده بودند؛ برای اینکه هور را خشک کنند و بتوانند مجاهدان عراقی را سرکوب کنند؛ به این نقطه رفتیم و بچه‌ها شروع به کار کردند؛ یکی از اهداف ما از روز اول پیدا کردن پیکر شهید هاشمی و هم‌رزمانشان بود.

رئیس بنیاد حفظ آثار و نشر ارزش‌های دفاع مقدس می‌افزاید: با توجه به سابقه درگیری شهید هاشمی و همرزمانش با بالگرد عراقی در این نقطه می‌دانستیم که آنها در این منطقه حضور داشتند زیرا عراقی‌ها بالگرد را برای دستگیری و اسیر کردن شهید علی هاشمی بلند کرده بودند لذا باید پیکر آنها را در آن اطراف پیدا می‌کردیم؛ عراقی‌ها مختصات قرارگاه را داشتند شنود می‌کردند و اطلاعات‌شان دقیق بود.

 وقتی وارد صحنه شدیم، در ابتدا چیزی دیده نشد، جاده پاکسازی شده بود و اثری از آنها نبود ولی کاوش که شروع شد، در کنار سنگر اورژانس، چسبیده به سنگر، در یک فضای تقریباً مثلثی شکل، در حدود 100 متر مربع، شهدا پیدا شدند و جالب اینجاست که آثار و بقایای بالگرد و ماشین هم دیده می‌شد.

از ظواهر این طور بر می‌آمد که نیروهای دشمن قصد هلی‌برد داشتند به هین دلیل با بالگرد روی جاده نشستند و نیروهایشان را پیاده کردند تا بتوانند راه را ببندند. از طرفی راه دیگری هم برای گریز نبود؛ شهید علی هاشمی براساس همان منطق «هیهات من الذله» با ماشین به این بالگرد عراقی زد و آنها را به هلاکت رساند و خود به همراه همرزمانش به شهادت رسید.

وی یادآور می‌شود: این صحنه نشان می‌دهد که ایشان برای اینکه به اسارت در نیاید، این عملیات شجاعانه و شهادت طلبانه را انجام داده است و این نکته بسیار مهم است البته عراقی‌ها اجساد خودشان را برده و از صحنه خارج کرده بودند. بر اساس آن چیزی که پیدا کردیم، حدود 5 شهید را دوستان تأیید کردند.

رئیس بنیاد حفظ آثار و نشر ارزش‌های دفاع مقدس بیان می‌دارد: طبیعی است با توجه به گل، خاک، آب، هور و جابه‌جایی‌ها، یک مقداری از این استخوان‌ها باهم مخلوط شود؛ پس از پیدا شدن پیکر مطهر این شهدای گرانقدر در مرحله اول با اقداماتی که در پزشکی قانونی و کارهای آناتومی و بعد هم کار تکمیلی DNA انجام گرفت، خوشبختانه جواب گرفتیم و حتی با آخرین نظریه‌ای که مرکز تحقیقات ژنتیک سپاه اعلام کرد ما توانستیم 2، 3 استخوانی را که اضافه با بدن ایشان مخلوط شده بود را جدا کنیم؛ در حال حاضر ما بر اساس اطلاعاتی که داریم در آستانه شناسایی چند شهید دیگر از این سانحه هستیم.

: می‌خواهم به خاطره‌ای اشاره کنم که یکی از دوستان به نقل از فرماندهان و همرزمان شهید علی هاشمی تعریف می‌کردند؛ ایشان تقریبا یک ماه قبل از شهادتشان اعلام کرده بود «من تعداد زیادی از عملیات‌ها را بودم، چرا یک بار هم مجروح نشدم؟». این دغدغه خیلی جالب است، یعنی همان دغدغه امیرالمؤمنین (ع) بعد از جنگ بدر است که چرا من در جنگ بدر شهید نشدم؟ در این مطلب دو، سه نکته است. فرمانده عزیزی در پاسخ ایشان گفته بود «خدا شما را سالم نگه داشته که یک دفعه تحویل بگیرد» و همین طور هم شد.

 شهید هاشمی از ابتدای جنگ در همه عملیات‌ها شرکت کرد؛ در عملیات ام‌الحسنین، در جبهه طراح بود و کرخه کور، کرخه نور شد، بعد در عملیات بیت‌المقدس تیپ 37 نور را تشکیل داد، خطی که از قرارگاه قدس به اینها داده شده بود را ادامه داد و تا طلائیه آمد و حد فاصل طلائیه تا کوشک، خط را توسعه داد و تا چزابه آمد. در طول 21 ماهی که در خوزستان، جنگ قفل شده بود، ایشان با آن حرکت عمیق و شناسایی‌هایی که صورت داد و سازماندهی خوبی که بین بچه‌های عرب ایرانی و عراقی منطقه ایجاد کرد، توانست به خوبی در آن منطقه اشرافیت پیدا کند و راه رخنه ایران را به مواضع دشمن در خاک عراق فراهم کند.

رئیس بنیاد حفظ آثار و نشر ارزش‌های دفاع مقدس ادامه می‌دهد: این مدال خیلی با ارزشی‌ است و زیبایی‌های دیگری نیز در زندگی این شهید بزرگوار وجود دارد. به عنوان مثال در جریان عملیات خیبر، احدی غیر از فرمانده‌شان آقا محسن و فرماندهان دیگر که در آستانه عملیات مطلع شدند، از کار ایشان باخبر نشد، من تعبیری داشتم که بر اساس روایت «المؤمنُ ملجّم»، مؤمن لجام دارد و بالاخره دهانش قرص است. این بزرگوار با یک تأنی و با یک تدبیر خاصی عملیات را شناسایی و هدایت کرد، تا جایی که ما توانستیم عملیات خیبر را در حد بسیار قابل قبول به انجام برسانیم. این مرهون تلاش‌ها، ذکاوت، درایت، تدبیر و دقت ایشان و همرزمان ایشان بود. نکته دیگری که شاید کمتر بیان شده، این است که ایشان انسانی شوخ طبع و رئوف، با اخلاق مهربان نسبت به مردم و مردم دار بود. یکی از دوستان نقل می‌کردند؛ یک روز در بازار سوار ماشین بودیم؛ جمعیت انبوهی آمدند که عبور کنند، راننده بوق زد، شهید هاشمی اعتراض کرد که «چرا بوق می‌زنید» راننده گفت «راه باز نمی‌شود، ما باید سریع‌تر برویم»، گفت «صبر کن که همه بروند، رد که شدند آن وقت شما بروید». وی در این مسائل این قدر صبر و حوصله داشتند که مبادا مردم آزرده شوند.

 البته یک مقدار فرآیند شناسایی پیکر مطهر ایشان طول کشید، علتش هم این بود که می‌خواستیم مطمئن شویم. یک ملاحظاتی بود، یک مقداری هم از طرف خانواده وقفه شد، زیرا وقتی ما می‌خواستیم نمونه خون بگیریم و کارهای اولیه را انجام دهیم، اوایل با ما همکاری نشد، چون تصور می‌کردند که ایشان اسیر شده است.

 تا این که اخوی بزرگوارشان را در یک مراسمی در اهواز دیدم و آنجا گلایه کردم و گفتم «زودتر بیایید و این کار را انجام دهید که ما کار را شروع کنیم» الحمدالله ایشان، مادر مکرمه خود را در جریان قرار دادند و مقدمات کار شروع شد.

سردار باقرزاده اضافه می‌کند: در فتوای مقام معظم رهبری نیز در مورد پیکرهای گمنام اشاره شده است؛ در صورت یأس از شناسایی، اجساد مطهر باید دفن شوند لذا ما باید آن قدر تلاش کنیم که مأیوس شویم و واقعاً مطمئن شویم که دیگر اینها قابل شناسایی نیستند. در مورد ایشان چون مطمئن بودیم که شناسایی می‌کنیم، یک مقدار دست نگه داشتیم و همین طور کاوش کردیم، ادامه دادیم و کار را تا به اینجا رساندیم، بعد هم الحمدلله به نتیجه رسیدیم و هیچ تردیدی نداریم.

رابطه مادر و فرزند و رابطه برادر با برادر، الحمدالله بر اساس نظریه مرکز تحقیقات ژنتیک سپاه کاملاً احصاء شده و به نتیجه رسیدیم. مردم باید این شهید را بشناسند؛ شخصیت این بزرگوار را، و خصائص و سجایای اخلاقی ایشان را، انسانِ مطیع، منضبط، در خطِ امام خمینی (ره) به تمام معنا، فداکار، بی‌مدعا، مظلوم، مظلوم و مظلوم. این مظلومیت را در تشییع و تدفین وی همزمان با سالروز شهادت مظلومانه حضرت زهرا سلام الله علیها می‌بینید.

اینها همگی روی حساب و مبنایی است. همان طوری که آیه شریفه دارد «و ما تدری نفس بأیّ ارض تموت»، هیچ کس نمی‌داند در چه سرزمینی می‌میرد، فلذا نمی‌داند در چه روزی تدفین می‌شود و هیچ کس نمی‌داند در چه سرزمینی دفن می‌شود، اینها نکاتی است که من فکر می‌کنم از مقامات معنوی شهید است که سال‌های سال در دل هور، در غربت بماند و بعد ما متوقف بمانیم و بعد هم پیکر شناسایی شود و سرافراز و با عزت به آغوش ملت برگردد.

یکی از دوستان فرزند شهید علی هاشمی نیز در این جمع می‌گوید: سردار یکی از نکات پنهانی این است که بر حسب حکمت خداوند، اربعین مراسم تشییع حاج علی روز 4 تیر، مصادف با روزی است که این اتفاق برای ایشان رخ داده است.

از قضا روزی که ما برنامه‌ریزی می‌کردیم که زمان تشییع و شهادت ایشان را اعلام کنیم؛ همزمان کتابی به نام «راز گمشده مجنون» توسط خواهری به نام نظرلو به چاپ رسید و جالب اینجاست که این خواهر 30 شب ماه مبارک رمضان تا سحر را به نوشتن این کتاب پرداخته بود؛ به ایشان گفتم که معلوم است این شهید و خدای متعال کار شما را قبول کرده است که شما اکنون موفق شدید در چنین روزی از این کتاب رونمایی کنید.

یکی از همراهان سردار باقرزاده در این جمع می‌افزاید: نکته دیگر اینکه می‌گفتند این کتاب یک سال و اندی در نوبت چاپ بوده، یعنی آماده شده بود و چاپش به این زمان رسید.

یکی از دوستان فرزند شهیدعلی هاشمی در پاسخ به سؤال سردار باقرزاده مبنی بر اینکه مادر شهید الآن چند سال‌شان است، اظهار می‌دارد: 79 سال، خیلی شکسته شده‌اند. حاج آقای بزرگمان پدر حاج علی که چهار، پنج سال پیش به رحمت خدا رفتند، از روزی که حاجی مفقود شد، فکر می‌کنم به مدت 16سال هر روز صبح فرشی را جلوی در حیاط، پهن می‌کرد و منتظر حاجی می‌نشست. 16 سال دم در حیاط نشست، سن زیادی هم نداشت، ایشان حتی فوتبال هم بازی می‌کرد و ورزشکار بود. منتهی حاجی در این 16 سال منتظر بود و به رحمت خدا رفت.

 


 
وصیت نامه پاسدار شهید نور الله طواف
ساعت ۱٠:۱٧ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/۱/۳   کلمات کلیدی: شهید نور الله طواف

باسمه تعالی

وصیت نامه پاسدار شهید نور الله طواف

 

 

ولا یزالون یقاتلونکم یرد و کم عن دینکم ان استطا عوامن یرتد دمنکم عن دینه فیمت و هو کافر فا ولئک اعمالهم فی الدنیا و الا خره و اولالئک اصحاب النار هم فیها خالدون  آیه *******217

ان الذین آمنو والذین هاجر واو حاهدو افی سبیل الله اولئک یرجون رحمت الله و الله غفور رحیم (بقره )

اینجانب نور الله طواف فرزند عبدالرسول شماره شناسنامه 154/1 به وحد انیت خداوند متعال گواهی میدهم که محمد (ص) رسول اوست و علی (ع) ولی اوست ومن مرید خمینی هستم . سپاس خدای را که مرا به راه راست خود هدایت فرمود و ننگ کفر را از من برداشت و سعادت پرستش ، سعادت شهادت را به من عطا فرمود و هزار بار شکر که ان شاء الله مرا از آتش دوزخ میرهاند . برادران و خواهران مسلمان شما هم همیشه شکر خدای را بجای آورید که شما را از آن لجنزار رهانید . شما را انتخاب کرد که حکومت الله را در جهان برقرار گردانید شما ای ملت قهرمان ماموریت خطیری بر دوش دارید ماموریتی الهی . و چه خوش سعادتی که بر شما مردم مسلمان فرود آمد : شما نیز وظیفه خودتان را انجام دهید که شما پیروزید چه شهید و پیروزی ظاهری شما فقط تکلیف خود را انجام دهید و از هیچ تهدید تو خالی نهراسید که خدا پشتیبان شماست از هیچ قدرتی کمک نخواهید و در تنگی به قدرتی روی نیاورید **اگر شما جنگ میکردید به یقین تا بحال تاب مقابله نداشتید و از یاد هو خیر الرازقین*** فقط بخدا پناه ببرید و از خدا روزی بطلبید شما استقامت کنید زیرا که شما اگر پیروی کنید.

 

 

 

 

 از قرآن و از حافظ و مفسر قرآن امام خمینی حتماً پیروزید،  زیرا در آن صورت این شما نیستید که مبارزه می کنید شما وسیله ای بیش نیستید و افتخار کنید که شما انتخاب شده اید (( فلم تقتلو هم ولکن الله قتلهم و ما رمیت النار میتو لکن الله رمی )) اگر شما جنگ میکردید به یقین تا بحال تاب مقابله نداشتید و از پا در می آمدید پس آگاه باشید که تمام کفر دارد با خدا می جنگد و شما نفس و راحت طلبی شیطانی را سر کوب کنید و رنج جهاد را بر خود تحمل کنید که خدا وعده پیروزی به شما داده است (( قاتلو هم بعذهم الله بایدیهم ویخزیهم و ینصر کم علیهم ))به این چند روز دنیا دل مبندید که تحمل رنج دنیا آسان است ،لیکن بیاد آور که علی (ع) آن شیر خدا و ساقی کوثر و معصوم چگونه از آتش عذاب الهی یاد  میکند . اما  اگر این چند سال  عمر را  به اطاعت  خدا و  حقیقت و  راستی بپردازید. آسایش ابدی نصیبمان خواهد شد

(( وبشر المومنین الذین یعلمون الصالحات ان لهم احراحسنا ماکتین فبه ابدا ))

و آنهایی که میپندارند باز گشتی وجود ندارد فکر میکنند که در دنیا جاودانه می مانند به یقین اشتباه کرده

((اندفحسبتم انما خلقناکم عبثا و انکم الینا لا تر جعون ))

بیدارشوید که  بسوی قبر سرازیر  شدید  دیگر  پشیمانی سودی ندارد و  راه تقوی را پیش گیرید تا وقت هست که پس از آن ولا یمکن الفرار من

 

 

 حکومتک **خدایا جمجمه ام را به تو سپرده ام هر چند زندگی برایم مثل زندان  بود لیکن  هیچوقت از تو  آرزو ی مرگ  نکردم هر چه تو خواستی من هم به همان راضیم پدر و مادر م من که بسیار شما را آزار و اذیت کردم حالا پشیمان هستم امیدوارم که مرا ببخشید و مرا حلال کنید پدر و مادر برادرانم و دوستانم شما رابه پیروی از امام و مقاومت دعوت میکنم بر شهادت من گریه نکنید که الدنیا سحن المومنین . اگر خدا قبول کند مرگ برای  من بهتر از هزاران سال زندگی است سخن را کوتاه کنم دنیا برایم همچون قفسی بود که از آن  رها شدم دوست داشتم نفس امام دست امام سخن امام را حس کنم تا عظمت خدا را حس کنم و اما خوشا بحال شما که به کربلا میرسید وبه قدس میرسید و طعم وعده پیروزی را می چشید . تمام مستحبات کفن ودفن را تا آنجا که ممکن است برایم بجای بیا ور ید در مورد مکان دفنم  خانواده ام  تصمیم میگیرند و  اما شما خوب مواظب باشید که رابطه جای ضابطه را نگیرد بخصوص در سپاه و افرادی ظاهر فریب نفوذ نکنند .درضمن یکسال نماز و روزه قضا بدهید برایم بگیرند .

 

برقبرم حک کنید سرباز خمینی                 

  از همه رفقا حلالیت می طلبم

والسلام علی من اتبع الهدی

نور الله طواف

مورخ :  20/10/61 


 
وصیت نامه پاسدار شهید عباس کلا کج
ساعت ۱٠:٠٦ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/۱/۳   کلمات کلیدی: شهید عباس کلاه کج

 

 

 

 

باسمه تعالی

وصیت نامه پاسدار شهید عباس کلا کج

انا الله و انا الیه را جعون

ولا تحسبن الذین قتلو فی سبیل الله امواتا بل احیا ء عند ربهم یرزقون

 

سلام بر پدر و مادر عزیز م.

 سلام مرا با   صمیمانه ترین و گرمترین شادیها پذیرا باشید و منتظر پیروزی رزمندگان اسلام در چند روز آینده باشید.

 پدر و مادر عزیز م  میدانم که من خیلی اذیت و حتی توهین و پر خاش به شما کرده ام که میدانم ،  شما اینقدر سنگدل نیستند که به من نفرین کنید هر چند که هر چه بگویند و بکنید حق دارید.

 مادر خیلی بر من حق دارید و من این همه حقانیتی که بر گردن من دارید را فراموش نخواهم کرد و همیشه از درگاه خداوند متعال خواستارم که شما را در زندگی پیروز دارد .

 پدر و مادر عزیزم،  شما می دانید که من خیلی دلم می خواست در این حمله سر نوشت ساز شرکت نمایم ولی شما مخالفت می کردید و می گفتید که در دو یا سه حمله شرکت کردید و دیگر نمی خواهم بروی. درست است من دو یا سه حمله ای که در گذشته شد ، شرکت کردم  ، ولی این کفایت این همه رحمتهای خداوندی که به من داد را نمی کند و خداوند بر ما حق دارد.

 آیه ای است به این صورت که :

انا لله وانا الیه راجعون

 مااز خداییم وازبه سوی آن بازمی گردیم یعنی او به ما جان داد ومارا آفرید ویک روزی هم این جان را از ما خواهد گرفت پس چه بهتر که درراه  مبارزه

 

 

 

 

با کافران کشته شویم  ، نه در بستر بیماری.

 ما هرچه خدمتی در راه او بکنیم  ، باز هم کم کرده ایم وبهترین خدمتی که من می توانم درراه او انجام دهم جها د علیه کافران و منافقان و مستکبران است .

کافرانی همانند صدام ومزدورانش که این همه سرزمینهای مارا گرفتند. این همه خوردند واین همه بردند وچه تجاوزاتی که برعلیه سرزمین ما نکردند وما می رویم تا شهرها وسرزمینهای وسیع اسلامیمان را از لوث متجاوزین بعثی پاک کرده وایران را گورستان بعثی ها کنیم .

به امید  پیروزی علیه باطل

 و سخن دیگرم با کسانی است که در رأس ارگانها وسازمان های نشستند مخصوصاً در منطقه خودمان .

ای برادرانی که هم  اکنون در رأس ارگانها وسازمانها نشسته اید تورا به خدا ، تورا به خون صدهزار شهیدی که چه در اوایل انقلاب وچه در جنگ تحمیلی خون پاکشان را برای آبیاری ورشد درخت اسلام نثار کردند ، دست و قلم شما را به عنوان یک برادر رزمنده اسلام از راه دور می بوسم ،  بیایید و برای اسلام واقعی کار کنید وبرای مردم محروم ومستضعفینی که این انقلاب را به وجود آودند 0

 کمبودها و نیازها ی آنها را بر طرف کنید. این قدر برای مقام روبروی هم قرار نگیرید. برای مردم مستضعف کار کنید. من خیلی معذرت می خواهم که اینهمه گستاخی کردم،  ولی چه بکنم این دل من خیلی غصه ها دارد .

چون در منطقه خودمان بودم واین چیزها را می دیدم ومی شنیدم بازهم      می گویم. دست وقلم شما را از راه دور می بوسم برای مردم مستضعف کار کنید.

 

 

 

 

 از اهالی مسلمان آغاجاری می خواهم به عنوان یک برادر کوچک فعالیتهای اسلامی خودشان را گسترش دهند. هر چند خودم هیچ فعالیتی نداشتم،  ولی من به اشتباه خودم پی برده ام ونمی توانم ببینم ، شما هم به این درد مبتلا شوید من آمده ام جبهه که مقداری از این کارها را که مبارزه بر علیه کافران است را انجام دهم.

 به امید پیروزی ما برعلیه کافران  

به امید پیروزی ما بر علیه تمامی مستکبرین.

 برادرانم حسن ، محسن وغلام

سلام مرا از راه دور پذیرا باشید 0از خداوند متعال می خواهم که آرزوی برادرم حسین برآورده گرداند وبرادرم حسن را در کارهایش پیروز کند.

 غلام جان امیدوارم که فعالیتهای اسلامی خودرا ادامه دهید .

و از خواهرم می خواهم که حجاب خودرا همچون زینب نگه دارد.

  محمد جان را از راه دور از طرف من ببوسید و علی وار آن را بزرگ کنید 0

پدر ومادرعزیزم شما را از راه دور می بوسم .

صادق بهمئی ، قدرت اله شیرعلی واصغر قلندرنژاد :  امیدوارم که در کارهایتان موفق باشید واز شما می خواهم که فعالیتهای اسلامی  خود را فراموش نکنید و آنها را گسترش دهید. به کوری چشم حسودان وکافران وخیانت کاران به امید پیروزی تمامی شما بر کافران ومنافقان

 وبه امید پیروزی تمامی رزمندگان اسلام برعلیه کافران بعثی .   

  والسلام

خدایا خدایا تورا به جان مهدی تا انقلاب مهدی خمینی را نگه دار از جان ما بکاهو وبه جان او بیفزا

وای اگر خمینی حکم جهادم دهد         ارتش دنیا نتواند که جوابم دهد

 

 

 

 

 

نه شرقی نه غربی جمهوری اسلامی

 

عباس کلاه کج

 

 

یادش گرامی و جاوید باد.

لازم به ذکر است برادر ایشان هم حسن کلاه کج بعد از مدتی در جبهه بسوی دیگر برادرش پرواز نمود....

 


 
وصیت نامه پاسدار شهید منو چهر بهمئی از شهدای آغاجاری
ساعت ٩:۳۸ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/۱/۳   کلمات کلیدی: شهید منوچهر بهمئی

 

 

 

 

باسمه تعالی

وصیت نامه پاسدار شهید منو چهر بهمئی:

احسب الناس ان یتر کواان یقو لوا منا و هم لا یفتتون

آیا مردم چنین پنداشتند که به صرف اینکه گفتند ما بخدا ایمان آورده ایم رهایشان کنند و دیگر هیچ امتحانشان نکنند(آیه 2 سوره عنکبوت )

 

اینجانب از دور دست و بازوی قدرتمند شما را که دست خداوند بالای آن است میبوسم و به این بوسه افتخار میکنم (امام خمینی )

 

اینجانب منوچهر ( طاهر ) بهمئی فرزند یدالله متولد 1340 عضو بسیج سپاه پاسداران انقلاب اسلامی آغاجاری ،  من زبان راهنما و گویا و قامت استوار امام ، که نشان دهنده قامتی استوار و زبانش نجات دهنده مستضعفین جهان و سرکوب کننده  ی ابر قدرتان و معرفی اسلام . که تمام اهداف الهی در آن نهان است می بوسم و به این بوسه و این رهبر افتخار میکنم برادران و خواهران سلام:

 

 مادرم ، اگر کو ههابلرزند تو از جای تکان مخور و پا بر جا باش

 

تو ای مادری که مرا از دوازده سالگی که پدرم را از دست دادیم به جایی رساندی، مانند یک شیر زن مسلمان اگر فرزندت را از دست دادی پا بر جا بمان ، محکم و استوار ، سرت را بالا نگهدار ، حتی اگر تو تنها بمانی مقاوم و صبور باش که می دانم هستی و زیر زور و ظلم ستمگران نرو و در صورت شهادت دیگر برادرانم نیز زانوانت خم نشود ، چون این نذری       می باشد که تو در راه خدا دادی و به این قربانی و نذر که با دیگر قربانیها فرق بسیار ی دارد افتخار کن.

و بدان که اگر من شهید شدم و در راه خداوند دار فانی را وداع کرد م ،به میل خود رفتم چون اسلام را در خطر دیدم و بدان این را که تو مانند ابراهیم ، که برای امتحان خدا از قربانی         می خواست و او پسر خویش را میخواست قربانی کند هستی وبه امت شهید پرور اعلام میکنم کهخودم راه را انتخاب کردم و کسی به من نگفت به جبهه برو بلکه خودم این امر را یک وظیفه شرعی دانستم و عازم جبهه شدم شما مانند کوفیان نباشید که اگر امام را تنها گذاشتید

 

 

 

 

هم در این دنیا و هم در آن دنیا جزایی سخت خواهید داشت.

 با اعزام کردن خود به جبهه ها،  سدی عظیم و شیطان شکن در جلوی این مزدوران آمریکا بسازید و در داخل نیز با هوشیاری تمام جلوی مزدوران آمریکا (منافقین ، فدائیها و توده و ...) را بگیرند مادرم ، اگر شهید شدم و لیاقت این را پیدا کردم

 

مشتهایت را گره بزنید تا ببینند با مشتهایم بر دهان امریکا کوبیدم

 

 و دهانم را باز بگذارند تا ببینند هنگام مردن هم شعارم ا... اکبر بود.

 سینه ام را نشان بده تا ببینند که سینه ام را آماج گلو له های شیطان قرار دادم و نگذاشتم که این مزدوران قدمی جلو تر بر دارند

 

پاهایم را صاف نگه دار تا ببینند که تا آخر ین قطره ی  خونم بر روی پای خود ایستادم.

 

و در مرگم اشک نریز که باعث شادی آنان بشود تا ببینند مادرم و مادررانم مانند کوه استوار ایستاده و خم به ابرو نیاورید.

 .

مادر ، همانطور که قرآن می گوید:

 ( انا لله و انا الیه راجعون ) ما از آن خدائیم و بازگشت ما بسوی اوست

 بدان که من امانتی بودم که خدا مسئو لیت و نگهداری و تربیت او را به تو محول کرده و اگر خدا جان مرا گرفت،  هیچ ناراحت نشوید و بعد از شهادت اگر اتفاقی افتاد نگوئید: که من هم شهید   داده ام ،  بلکه این جانی بود که خدا به من داد و بعد هم از من گرفت.

 برادران و خواهرانم ، دوستان و آشنایان به راهتان که همان راه انبیاء می باشد ادامه دهید و به رهنمود های امام گوش فرا دهید و وی را تنها نگذارید و از اینکه در طول زندگی آزارتان دادم باید مرا ببخشید و امید وارم که گناهانم را ببخشید مادر جان ، درست است که تو را در طول زندگی زیاد اذیت کردم ولی امیدوارم که شیرت را حلالم کنی چون اگر مادری فرزندش را نبخشد،  حتی اگر با زیباترین اتفاقات شهید بشود بدرد نمی خورد.

 

 

 

 

 

 

 

 

خواهرم فر زندانت را به خوبی تربیت کن

که در مکتب اسلام عزیز،  مادران سازندگان فردا می باشند و آنان را طوری بار بیاور که از سر داران رشید اسلام باشند.

 .

 برادران کوچکم ایرج و امید:

 

 که البته سرورم هستید، مبادا از اسلام چشم پوشی کنید که در این صورت برادر من نیستید،  بلکه دشمنم هستید ،

 درسهایتان را بخوانید که یکی از راههای پایدار بودن اسلام،  با سواد بودن افراد و سر بازان خدا می باشد.

سر و پا گوش بفرمان امام باشید، که تنها راه آزادی مسلمین پند های امام است. در ضمن برای برای اینکه خدا مرا ببخشد،  از برادران سپاه و بسیج تقاضا می کنم که به جایم نفری پنج روز روزه و در صورت امکان توانائی ، دو ماه نماز بخوانند

 

 برادران فریب خورده:

 

 به شما که گول آمریکا را خورده اید می گویم که بنشینید و یک دقیقه به آینده خود فکر کنید که چرا برادران خود را در خیابانها   می کشید شما دم از اسلام راستین می زنید،  چرا رهبرانتان نیاستادند تا بقول خودشان اسلام راستین را پیاده کنند . می دانید چرا نایستادند،  چون هدفی نداشتند و ایمانی.

 بدستور اربابشان آمریکا این حرفها و کارها را می کنند. دیدید که فرار کردند و به سوی پایگاه بزرگترین جنایت کاران ،  دزدان سیاسی رفتند و هر روز برای اسلام و امت شهید پرور تو طئه   می چینند و این را بدانید که خدا شاهد است که اگر بر نگشتید و توبه نکردید ،  توسط همین امت دستگیر خواهید شد یک لحظه به خود آئید .

 

به برادران حزب الهی توصیه میکنم که مواظب گرو هکها باشید مساجد را پر کنید اگر تاریخ را نگاه کنیم در طول مبارزات اسلامی مسجد سنگر بو دنش را تثبیت کرده است.

 در خاتمه به امام سلام می رسانم  و دعا می کنم .

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

که خدا یا از عمر من کم کن و به عمر امام بیفزای و گناهانم را ببخش و در کاروان شهدای خود قرار بده. مادرم در مرگ من اشک نریز و می دانم که نمی توانی در مرگ فرزندت گریه نکنی و برادران و خواهرانم در مرگ برادر کو چکتان اشک نریزید ولی تقاضا میکنم که اگر شهید شدم در تشیع جنا زه ام اشک نریزید که باعث خوشحالی دشمن می شود ، اگر چه او کور است ونمی داند که برای چه اشک می ریزد که شما از خوشحالی و از اینکه فرزندت و برادرتان را در راه خدا قربانی کردید،  اشک شوق میریزید. ا ز تمام شما خداحافظی میکنم

 

خون شهید خفته به دامان خاک وخون         

       تا مصدر لقاء الهی پریده است

 

با خون هر شهیدی در این خط شرف

    از هم گسسته آن چه که دشمن کشیده است

 

چون  نخل پر تلاوت خرمای ثمر خون  

         خرمای نخل خون وشهادت رسیده است

 

باشوق طره ی  جوان ، قدم استوار  خویش       

        بنهاده در نبرد زدنیا بریده است

 

نقاش انقلاب چروک نهیب مرگ        

         بر چهره کریه ستمگر کشیده  است 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

در ضمن مرا در نزد برادر شهید عباس کلاه کج یا پائین مزارش

 خاک کنید .

 الله اکبر خمینی رهبر  ،مرگ برضد ولایت فقیه ، درود بر

 

 رزمندگان اسلام ،  سلام بر شهیدان مرگ بر آ مریکا ،

 

 

مرگ بر شوروی ، مرگ بر اسرائیل ، مرگ بر منافق

وفدائی وملی گرایی

 

والسلام

 

 

منوچهر ( طاهر) بهمئی

 

مورخ: 11/4/61

 

یادش گرامی و جاوید باد.

لازم به ذکر است بعد از مدتی برادر دیگرش ایرج هم راهی عالم ملکوت گردید.