شهدای شهرستان آغاجاری و امیدیه

این وبلاگ منعکس کننده ی زندگینامه ، عکس ها و خاطرات شهدای گرانقدر آغاجاری و امیدیه می باشد.

زندگینامه شهید شیرشکن
ساعت ۱٠:٢٦ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/۱٠/۳٠   کلمات کلیدی: شهید شیر شکن ،شهدای آغاجاری

 

 

** زندگینامه شهید جمشید شیرشکن **

تهیه کننده : فاطمه قنواتی دبیر ادبیات

دبیرستان شهید سادات

شهرستان آغاجاری

نویسنده: دکتر عبدالهادی مطلق از دوستان

 نزدیک شهید

مهر ماه 1389

 


 

 

بسم الله الرحمن الرحیم

 

پاداش شهید در قرآن

 

فالذین هاجزوا و اخرجوا من دیارهم و اوذوا فی سبیلی و قاتلوا لا کفرن عنهم سیئاتهم ولادخلنهم جنات تجری من تحتها الانهار ثوابا من عندالله والله عنده حسن الثواب

سوره آل عمران ، آیه 195

آنان که مهاجرت کردند و از خانه ها و کاشانه های خود رانده شدند و در راه من شکنجه و آزار دیدند و مقاتله  و نبرد نموده و کشته شدند هر آینه گناهان آنان را می پوشانیم و جبران می کنیم که از زیر درختهایش نهرها در جریان است و اینها همه پاداشی است از نزد خداوند و در نزد خداوند نیکو پاداشی است.

 

(( قسمتی از بیانیه    دفتر تبلیغات مسجد جامع آغاجاری ))

 

یا کوکبا ما کان اقصر عمره                        ولکن هکذا تکون کواکب الاسحار

او را دیگر نمی بینیم ، اما اعمال ، کردار ، پندار ، و ندای دلنشین دعای کمیل او را با قطرات اشکش همراه با زمزمه حسین ،حسین   در دلهای خونین و رنجورمان زیباتر خواهیم دید.

عزیزمان جمشید شیرشکن که یکی از شمع های پرفروز جامعه اسلامی بود سوخت تا ما انسان ها همانند پروانه از شمع وجودش رستگار شویم و به لقاء مقصود نائل آئیم ، حال او به معشوق رسید و عند ربهم یرزقون و بر ماست که ادامه دهنده راه او و رساننده پیام او به عالمیان باشیم ، باشد که خدایمان توفیق دهد تا از قید و بندهای دنیوی رسته و مستمرین اهدافش باشیم.

 

(( اجر شهید از دیدگاه رسول اکرم (ص) ))

 

قال رسول الله ( صلی الله علیه و آله و سلم ) :

فوق کل بر ،  بر حتی یقتل الرجل فی سبیل الله فاذا قتل فی سبیل الله عز و جلف لیس فوقه بر ...

( خصال شیخ صد.ق باب واحد )

بالای هر نیکی و خیری ، نیکی و خیر دیگری است تا برسد به مرحله شهادت و کشته شدن در راه خدا ، که وقتی آدمی ، در راه خدا کشته شد فوق آن بری نیست و مقامی شایسته تر از مقام شهادت نمی باشد.

 

***  شهادت یک رستگاری بزرگ است  ***

امام خمینی (ره)

 

((قسمتی از بیانیه کمیته امداد امام خمینی آغاجاری ))

 

او که عمری در راه خدا برای تحقق دین خدا خالصانه و صادقانه کوشید و لحظه ای در این راه آرام نداشت ، شهید عزیزی که مسجد را به عنوان سنگر و دژ محکم بر علیه طاغوت و طاغوتیان انتخاب و مدتها در سنگر تبلیغات در راه نشر و اشاعه فرهنگ اصیل اسلامی کوشید و از آنجا که خود از خانواده محروم و مستضعفی بود در جهت خدمت به محرومین در کمیته امداد امام خمینی به رسیدگی امورات ضعفا و مستمندان مشغول بود ، گرچه جسم شریفش از میان ما رفت و لکن یادش همواره در کنامان خواهد بود.

 

 

(( خصال شهید از دیدگاه نبی گرامی اسلام ))

 

قال رسول الله (ص) :

للشهید سبع خصال من الله اول قطرة من دمه مغفور له کل ذنب و الثانیة دفع راسه فی حجر زوجیته من الحور العین و یمسهان الغبار عن وجهه یقولان مرحبا بک و یقول هو مثل ذلک لهما و الثلاثه یکسی من کسوة الجنة و الرابعة یبتدرخزنة الجنة بکل ریح طیبة له یأخذ منه و الخامس ان یدی منزلته و السادس یقال الروح اسرحی فی الجنة حیث شئت و السابعة ان ینظر فی وجه الله و انها لباهیة لکن نبی و شهید.

(( روضة الواعضین ح 2 ص 363 ))

برای شهید از سوی خداوند هفت خصلت است یکی اینکه اول قطره ای که از خون او ریخته می شود هر گناهی از او آمرزیده خواهد گردید دوم اینکه سربلند کردنش در آغوش دو همسر بهشتی اوست آنان گرد و غبار را از چهره او پاک کرده و می گویند : آفرین بر تو ، و او نیز همین را به آنان خواهد گفت سوم آنکه از جامه های بهشتی پوشیده خواهد شد چهارم مأموران بهشتی هرگونه بوی خوشی برای او می آورند و او از آن عطرها می گیرد و استفاده می کند پنجم منزلت و مقام خود را مشاهده می کند ، ششم به او خطاب می شود که گردش کن در هر جایی از بهشت که بخواهی ، هفتم ، اینکه نظر در وجه الله می کند و تحقیقا که این خصلت واجب و حتی برای هر پیامبر و شهیدی است.

 

(( حالات شهید از شهادت تا روز قیامت ))

قال امیر المؤمنین (ع) :

و اذا زال الشهید عن فرسه بطعنة او ضربة لم یصل الی الارض حتی یبعث الله عز و جل زوجته من الحور العین فتبشره بما اعد الله له من الکرامة فاذا وصل الی الارض تقول له مرحبا بالروح الطیبة التی اخرجت من البدن الطیب ابشر فان لک ما لا عین رأت و لا اذن سمعت و لا خطر علی قلب بشر و یقول الله عز و جل انا خلیفته فی اهله و من ارضاهم فقد ارضانی و من اسخطهم فقد اسخطنی.

ق اول حدث (مجمع البیان جلد 2 ص 538 )

و هنگامی که شهید با نیزه و یا شمشیر دشمن از مرکب خود سرنگون می گردد هنوز به زمین نرسیده خداوند همسر او را که از حوریان بهشتی است می فرستد ، پس آن بانوی بهشتی او را به آنچه که خداوند برایش آماده کرده و فراهم آورده از گرامی داشت های عظیم ، مژده خواهد داد ، و وقتی که به زمین رسید به او می گوید : آفرین به روح طیب و پاک که از تن پاک و طیب خارج گردید.بشارت باد تو را ، زیرا که برای تو است نعمت ها و رحمت هایی که چشمی ندیده و گوشی نشنیده و بر قلب انسانی خطور نکرده و نگذشته است و خدا می فرماید :

من جانشین او در اهل و بازماندگان اویم، کسی که آنان را خشنود گرداند مرا خشنود گردانیده و هر کس آنان را به خشم آورد مرا به خشم آورده است.

شهید آن طائر بلند پرواز قدسی است که فضا و عرصه گیتی را برای پرواز خود ناچیز و کوچک می بیند و از اینرو پر می گشاید و به سوی باغات بهشتی و منازل عالیه جهان پرواز می کند.

قال امیر المؤمنین علی (ع) :

و اذا کان یوم القیامة یخرج من قبره شاهرا سفیه تشخب اوادجه دما اللون لون الدم و الرئحة رائحة المسک یخطو فی عرصة القیامة.

روز قیامت که فرا رسید ، شهید از قیر خود بیرون می آید در حالیکه از رگهای (بریده) گردنش خون جاری است رنگ آن ، رنگ خون ، ولی بوی آن بوی مشک است ، در این حال در پهنه قیامت گام بر می دارد و راه می پیماید ، آنگاه می فرماید:

فو الذی نفسی بیده لو کان الانبیاء علی طریقهم لترجلو لهم لما یرون من بهائهم حتی یأتو الی موائد من الجواهر فیقعدون علیها.

سوگند به خدایی که جان من در دست اوست که اگر انبیا و پیامبران خدا برسر راه آنان- شهدا- باشند از کسرت بها و نورانیت و شکوهی که از آنان مشاهده می کنند به احترامشان پیاده خواهند شد و آنگاه شهدا می آیند تا بر موائد گرانقدر الهی می رسند و کنار سفره رحمت پروردگار می نشینند.

و یشفع الرجل منهم سبعین الفا من اهل بیته وجیرته حتی ان الجارین یختصمان ایهما اقرب فیقعدون معی و مع ابراهیم هلی مائدة الخلد فینظرون الی الله تعالی فی کل بکرة و عشیة.

یک نفر از شهیدان ، هفتاد هزار از نزدیکان و همسایگان خود را شفاعت می کند ، حتی اینکه دو نفر که همسایه بو ده اند و به شهادت رسیده اند باهم نزاع و گفتگو می کنند که کدامیک به فلان همسایه نزدیکترند- برای شفاعت کردن اقوام و همسایگان که به هر دو پیوسته اند باهم مجادله می کنند- پس با من و با حضرت ابراهیم، بر سر سفره جاوید حق تعالی می نشینند و صبح و شام نظر به سوی خدا رحمت الهی می کنند.

قسمت آخر (مجمع البیان ، جلد 2 ، ص 538)

 

((گزیده ای از زندگی شهید ارجمند جمشید شیرشکن ))

 

اکنون که او رسالت خویش را با نثار خون خود به اتمام رسانیده بر ماست که راه خوب زیستن را از زندگی گهربار او بیاموزیم و ادامه دهنده خط سرخ شهادت باشیم. اینک خلاصه ای از زندگانی او که با ما وداع نمود و مسئولیت سنگین ادامه راه را بر دوشمان نهاد. در سال 1342 در گوشه ای از شهر آغاجاری در خانه ای محروم کودکی چشم به دنیا گشود که از رخسار او علامت رشد و استعداد به چشم می خورد، او را جمشید نام نهادند دوران طفولیت را با خواندن دروس ابتدایی و راهنمایی با نسیم اسلامی خانواده و همراه با آهنگ دلنشین خانه خدا (مسجد) سپری کرد و ابتدا دوران جوانی خویش را با اوج نهضت امام خمینی (ره) آغاز و همانند امت حزب الله در صحنه های تظاهرات و نبرد بر علیه رژیم منحوس پهلوی همگام و در کلاس های احکام و قرآن که در سال های 56 و 57 در مسجد جامع آغاجاری تشکیل می شد شرکت جست، او که با محرم و رمضان انس دیگری داشت در این ماه ها مسجد را خانه خود می دانست ، و بعد از پیروزی انقلاب در راه توسعه افکار انقلابی فعالیت های بیشتری را آغاز نمود و در سال 1359 لحاظ شرکت فعالانه ای که در این گروه داشت به عضویت دفتر تبلیغات اسلامی مسجد جامع آغاجاری که تبلیغات شهر و حتی روستاهای اطراف را در اوایل پیروزی انقلاب به عهده داشت درآمد و مسئولیت سنگین تبلیغ را پذیرا شد.

شهید خود در مورد عضویت دفتر تبلیغات چنین می گوید :

" هدف از عضویت من در دفتر تبلیغات اگر نزد خداوند قادر مورد قبول باشد تبلیغ در راه خدا است اگرچه بدون شرکت در این جریانات تبلیغاتی شهر می توانیم از نظر مسائل غیره (شخصی) پیشرفت کنم، ولی سنگینی خون شهدا خیلی زیادتر است که توجه نکنم."

و مسئول کتابخانه ولی عصر (عج) گردید و فعالیت خود را در راه توسعه کتابخانه و ترویج احکام الهی و هدایت جوانان و نوجوانان مسلمان که در هیاهوی گروهک ها دچار بودند شروع و به افشاگری و مخالفت با گروه های ضد انقلاب پرداخت و معرفی چهره ننگین آنان را به امت یک وظیفه در خود می دانست تا آنجا که خود را فراموش کرده و اوقات بیشتری از عمر خود را صرف خدمت به انقلاب اسلامی و مردم محروم نموده و مصداق این کلام شهید رجایی بود :

" حزب الله کسانی هستند که آنقدر کار می کنند که ساعت آنها را سرزنش می کند."

شهید در این مورد می گوید:

" دقیقا از اینکه چقدر از وقت خود را صرف دفتر تبلیغات می کنم نمی دانم که چند ساعت می شود ولی گاهی اوقات ساعت ها از صبح تا ظهر ، یا از عصر تا شب دیروقت "

با توجه به مسئولیتی که در دفتر تبلیغات به عنوان عضو شورا داشت و مسئولیت هایی در انجمن اسلامی دبیرستان و کارهای اجرایی روزمره داشت در سال 1362 موفق به اخذ دیپلم شد و در همین سال به عنوان مسئول بخش فرهنگی کمیته امداد امام خمینی آغاجاری انتخاب و فعالیت خویش را در رابطه با فرزندان محرومین و برگزاری اردوها و کلاس های آموزشی آغاز نمود و در اوقات فراغت از کمیته نیز اموات مربوط به دفتر تبلیغات را انجام می داد و در اواخر سال 63 به خدمت مقدس سربازی (پاسدار وظیفه) رفته و بعد از 5 ماه که در خرم آباد کردستان (مریوان) به خدمتگزاری مشغول بود و هر روز که می گذشت به محبوب توجه بیشتر می یافت تا آنجا که مضمون حدیث شریف قدسی شد : که او عاشق خدا و خدا عاشق او و معشوق عاشق خود را از میان خلق می برد و خون بهایش را خود قرار میدهد و چه زیبا معامله ای.

 

((نمونه هایی از خصوصیات اخلاقی شهید جمشید شیرشکن))

 

شهید است که دریای هدایت را به جریان در می آورد و این حرکت را با خون خود به دریای هدایت می بخشد و با خصوصیات اخلاقی خویش تزئین می نماید، شهید جمشید شیرشکن از خصوصیات اخلاقی ویژه ای برخوردار بود که زینت بخش محافل برادران حزب الله در زمان حیات و ممات اوست ، باشد با ذکر گوشه ای از آن درس گیریم و در زندگی خویش بکار گیریم.

او به نماز و دعا علاقه ای خاص داشت و چنان با آن مأنوس بود که او را جدا از آنان در جامعه نمی توان دید در و دیوار مسجد و حسینیه آغاجاری و خاک پاک قطعه شهدا و خانه های شهدا هنوز ندای دعای کمیل او را به یاد دارند ، او جزء اهدا کنندگان این سنت (دعای کمیل) در شهرمان بود و به جرئت می توان گفت مراسم دعائی نبود که در شهر برپا شود و ایشان دست اندر کار برگزاری آن نباشد و با نماز نیز عشقی دیگر داشت و نماز را عادت نمی دانست بلکه آن را فریضه می دانست و نمازش را با خضوع و خشوع کامل ادا می کرد.

 سخن شهید در این مورد :

" من در دنیا چیزی ندارم که بوسیله آن ارتباط خود را با خدای خویش نزدیک کنم فقط همین نماز است که مرا با خدا مرتبط می سازد، پس صبر کنید تا لااقل نمازم را با حال و خضوع بخوانم ، ما هر چقدر زحمت بکشیم برای همین نماز است اگر خدای نخواسته نمازمان مقبول نیفتد دیگر کارها هیچ هستند."

در سلام کردن و احترام گذاشتن به دیگران سبقت می گرفت. او که از قشری محروم بود زندگی خود را وقف محرومین کرده بود و بسیار ساده زندگی می کرد و بنا به نقل پدرش :

"آرزو داشتم در مدت عمرش یک وقت از من لباس یا چیز دیگر بخواهد."

و از آنجا که دفتر تبلیغات مسجد جامع آغاجاری فاقد بودجه مالی بود و از مساعدت خود برادران و مؤمنین اداره می شد گاه شهید عزیزمان همراه با دیگر برادران بر این می شدند که کار کنند و مزد آن را صرف امور تبلیغاتی نمایند.

سخن شهید در این مورد :

" اینقدر برای خدا  در راه خدا کار میکنم تا خدا عاشقم شود و مرا با سعادت از این دنیا به سوی خود رهسپار و با بهترین بندگان خود محشور نماید."

دیگر از خصوصیات بارز ایشان انس برادران خردسال به ایشان بود که با اخلاق مجذوب خود آنان را جذب می کرد و به آنان نماز و احکام یاد می داد و همیشه چند تن از برادران خردسال با او بودند و از او تعلیم می گرفتند.

یادش گرامی و راهش پر رهرو باد

 

از جان گذشته ایم و به جانان رسیده ایم                               از درد رسته ایم و به درمان رسیده ایم

ما را به سر توقع سامان خویش نیست                       کز سر گذشته ایم و به سامان رسیده ایم

از پیشــگاه میکده تــا بارگــاه یـــار                       صد بار بیش مست و غزلخوان رسیده ایم

نیروی عشق بین که در این دشت بی کران                                گامی نرفته ایم و به پایان رسیده ایم

(( وصیّت نامه شهید جمشید شیرشکن))

***  این وصیّت نامه ها انسان را می لرزاند و بیدار می کند. ***

امام خمینی (ره)

 

بسم الله الرحمن الرحیم

اینجانب جمشید شیر شکن دارای شناسنامه شماره 24236 متولد سال 1342 وصیّت نامه خود را آغاز میکنم :

 

جنگ جنگ است و عزت و شرف ما در گرو همین مبارزات است ( امام خمینی )

امت قهرمان همیشه در صحنه ، برای حفظ تداوم این انقلاب بکوشید و نگذارید لحظه ای بر این انقلاب فشار بیاید که باعث کندی آن بشود و همه برای صادر شدن و پایدار ماندن این انقلاب عظیم بکوشید و خود را در صحنه قرار دهید مبادا برای نفعی ، یک روز ، یک شب پف و یا یک ساعتی را در بی تفاوتی بگذرانید این انقلاب وارث خون شهدای بسیاری است در حفظ تاریخی ماندن این خون امت و کوشش نمایید. بنده حقیر به جبه های جنگ عزیمت نموده ام که اگر لایق بودم و شهید شدم از شما امت حزب الله می خواهم که حضور همیشه خود را در صحنه مستحکم تر نمایید برای خداوند متعال در نمازهای جمعه و جماعت ، و دعای کمیل شرکت نمایید...

 

متأسفانه شهید عزیزمان وصیّت خود را ادامه نداده و ما را از رهنمود های دیگر خود محروم کرده است.

 

روحش شاد و یادش گرامی باد