شهدای شهرستان آغاجاری و امیدیه

این وبلاگ منعکس کننده ی زندگینامه ، عکس ها و خاطرات شهدای گرانقدر آغاجاری و امیدیه می باشد.

زندگینامه پاسدار شهید قاسم جمعه پورنیان
ساعت ۱٠:٢٦ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/۱٢/٢٠   کلمات کلیدی:

 

 

 

 

زندگینامه پاسدار شهید قاسم جمعه پورنیان

 

در سال 1346 در خانواده ای مستضعف ، در آغاچاری

 

دیده به جهان گشود.

 

او سومین فرزند خانواده بود و با ورودش به جمع

 

 خانواده  گرمی زیادی به ارمغان آورد و فضایی از

 

شور و شعف را بر خانواده حاکم نمود.

 


 

 

دوران کودکی را در محله شان ، محله ی حسینیه ی

 

 طالقانی طی نمود. از همان دوران کودکی ساکت

 

 وآرام وعلاقه زیادی به انجام فرایض  مذهبی به

 

خصوص نماز وروزه ویادگیری قرآن داشت.

 

دوران مدرسه را با تحصیل در دبستان مهرداد (شهید

 

 عطوفت ) شروع کرد و پس از پایان تحصیلات ابتدایی

 

 تا دوم  راهنمایی تحصیلاتش را در مدرسه ی شهید آور

 

ادامه داد و سپس به دلایلی تحصیل را ادمه نداد. او  از

 

 سال 1357 همیشه  در نمازهای مسجد جامع حضور

 

 می یافت و  در سال 1358 با  دفتر تبلیغات مسجد

 

فعالیتش را در جهت نشر فرهنگ اسلامی ادامه داد.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 سال 1360 که گروهک های خائن و آمریکایی در همه

 

 ی  شهرها به فعالیت های ضد دینی مشغول بودند و

 

به انحراف جوانان می پرداختن ، از هر فرصتی برای

 

 افشاگری بر علیه آنان می پرداخت و برای خدمت

 

 بیشتر عضو پایگاه مقاومت شهید بروجردی شد و شب

 

ها را به پاسداری از دستاوردهای انقلاب مشغول شد.

 

او در برخوردهایش ،  اخلاق اسلامی را رعایت می کرد

 

 در تابستان 1362 گروهانی از سپاه آغاجاری عازم

 

 جبهه بود. سریع به بسیج رفت و نام نویسی کرد و با

 

گروهان عازم پادگان شهید مصطفی خمینی اندیمشک

 

شد و دوره های نظامی را گذراند و بعد عازم خط مقدم

 

 شد. جبهه ی پاسگاه زید.

 

4 ماه در جبهه ماند و گاهی اوقات که به مرخصی

 

می آمد ، جایگاهش مسجد و شب ها در پایگاه مقاومت

 

بود. گاهی اوقات خانواده به او می گفتند:

 

شما برای مرخصی آمده اید ، کمی استراحت کنید .

 

او می گفت : وقت برای استراحت زیاد است.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

چندین بار دیگر هم در جبهه ها حضور یافت.

 

در جبهه های مختلف.

 

آخرین بار در جبهه ی  شرق جزیره ی مجنون و پاسگاه شطعلی

حضور یافت. در جبهه ای سخت و  کمین بر روی آب

 

های هورالعظیم.  وجودش گرمی خاصی به این جبهه

 

داده بود. همیشه شاد و سر زنده بود و همه خواستار

 

این بودند که او در کنار آنان باشد. در یمورخ 7/12/ 1364  

 

ناگهان خمپاره ی 60  هوا را شکافت و ترکش های آن

 

بدنش را پاره پاره نمودند ، بطوریکه تمام  اعضای

 

 شکمش به بیرون ریخت.

 

آری ترکش ها بدن قاسم را  پاره نمودند و روح بلندش در

 

کمال ناباوری به آسمان عروج کرد و پیکرش به شهر آغاجاری

 

 بازگشت و با شکوه فراوان در کنار دیگر شهداء آرام گرفت .

 

و اکنون مزارش زیارتگاه ماست و راهش جلو راه ما.