شهدای شهرستان آغاجاری و امیدیه

این وبلاگ منعکس کننده ی زندگینامه ، عکس ها و خاطرات شهدای گرانقدر آغاجاری و امیدیه می باشد.

روز شمار جنگ در سپاه آغاجاری 10 :
ساعت ۱۱:۳٢ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/۱٢/٢٠   کلمات کلیدی:

 

 

 

 

 

روز شمار جنگ در سپاه آغاجاری 10 :

 

از : همچون پرنده ای در پرواز »

 

در خرمشهر وضعیت جنگ بحرانی بود.

 

وضعیت نیروها بدتر.

 

 هر لحظه امکان سقوط شهر می رفت.

 

نیروهای آغاجاری – امیدیه وضعشان از دیگران بدتر بود.

 

 


 

 

گاهی اوقات در محاصره ی نیروهای دشمن قرار می گرفتند

 

 و به سختی برای نجات خود تلاش می کردند.

 

عظیم (نساج) در روز 7 مهر ماه برای گرفتن مهمات به سپاه

 

 خرمشهر رفت و پیش از رفتن گروه را به دست قدرت (علیدادی)

 

 داد و گفت :

 

مراقب بچه ها باش.

 

هوا رو به تاریکی می رفت. عظیم تازه پایش را به مدرسه محل

 

 استقرار سپاه خرمشهر گذاشته بود که یکی گفت :

 

عظیم خودت را برسون که بچه ها محاصره شدند.

 

عظیم سریعاً  برگشت...

 

به جبهه که رسید خیل تانک های عراقی را دید که در شب در

 

حال حرکت هستند و بچه های آغاجاری با زحمت زیاد خود را از

 

 محاصره رهانیده بودند.

 

عظیم بچه ها را به جای امنی برد تا هماهنگی را با جهان آرا بکند...

 

ولی نیرویی برای کمک بچه های آغاجاری نبود و آنها باز تنها

 

 بودند...

 

فردا صبح عظیم به همراه دو نفر دیگر به تانک های دشمن تک زدند.

 

 یک تانک بر اثر شلیک عظیم و گروهش منهدم شد. دشمن هم آنها

 

 را زیر آتش گرفت. باران گلوله های خمپاره و غرش کلوله های

 

تانک عراقی ها به طرف نیروها در حال بارش بود. امکان ماندن نبود.

 

نه نیرویی بود و نه مهماتی .

 

به هر زحمتی بود بچه ها با جنگ چریکی خودشان را کمی عقب

 

 کشیدند.  در سنگری جدید مستقر شدند و خودشان را برای آمدن

 

 تانک ها ی عراقی بر روی خودشان آماده کرده بودند که یکی فریاد

 

 زد: عراقیا فرار کردند...

 

یاد تمام حماسه آفرینان گرامی باد.