شهدای شهرستان آغاجاری و امیدیه

این وبلاگ منعکس کننده ی زندگینامه ، عکس ها و خاطرات شهدای گرانقدر آغاجاری و امیدیه می باشد.

یادی از شهدای دارخوین1:
ساعت ۱۱:۱٧ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۳/٢۳   کلمات کلیدی: یادی از شهدای دارخوین1:

 

   

 

 

یادی از شهدای دارخوین1:

 

شهید  اسماعیل مختاری:

 

 

جوانی قد بلند و لاغر اندام و استخوانی بود.

 ریش و سبیلش تازه در آمده است. با پیروزی انقلاب ، لباس

  سبز سپاه را پوشید. خوشحال بود. انگار که تازه می خواهد

 ازدواج کند.

 


راستی  مجرد هم بود. فرصت ازدواج پیدا نکرد ، چون وظیفه ای

 

 مهم تر بر عهده داشت. شب و روز نداشت.

 

سال 59 و 60 شهرها در قرق گروهکهای قلابی بود.

 

مجاهدان دروغی . مجاهدان و فدائیان آمریکایی و به همین

 

 دلیل اسماعیل خواب نداشت و تلاش داشت کاری کند تا این

 

 خائن ها به اهداف خود نرسند.

 

مرداد ماه سال 60 با گرمای شدیدش ،  به همراه گردان آغاجاری

 

 در  مارد بودند. منطقه ای گرم که چیزی کمتر از جهنم نداشت. 

 

 روزها سنگر سازی و آمادگی برای عملیات.

 

روزی رادیو اعلام کرد :بنی صدر از فرماندهی  کل قوا  عزل شد.

 

همه خوشحال شدند. یکدیگر را در آغوش گرفتند  . اکنون حضرت

 

امام فرماندهی جنگ را بر عهده دارد.

 

عملیات با نام فرمانده کل قوا ، خمینی روح خدا طراحی شد.

 

بامداد21 خرداد ، شب شکنان هجوم خود را آغاز کردند تا شب

 

 پرستان را از کشور  اسلامیمان بیرون کنند. نبرد سختی در

 

گرفته  بود. صدامیان در حال فرار و اسماعیل در حال تعقیب  

 

آنان .

 و صبح هنگام روشن شدن هوا ، حمله ی عراقی ها برای تصرف

 

 مناطق تصرف شده ، آغاز شد. هجومی سخت  با دهها تانک ،

 

که باعث عقب نشینی رزمندگان اسلام  شد و بعد از بازگشت

 

 گردان آغاجاری ، از منطقه ی نبرد ، اسماعیل هم جا مانده بود.

 

 

6 یا 7 ماه بعد با هجوم رزمندگان اسلام و تصرف مواضع عراقی ،

 

  پیکر مطهرش به همراه دیگر شهداء ، کشف و به  آغاجاری آمد

 

 و تشییع شد تا برای خاکسپاری به اصفهان برود. جایی که

 

خانواده اش برای سکونت  رفته بودند.

 

چند سال بعد ، برادرش قاسم هم  در کردستان به خیل شهداء

 

 پیوست تا دو برادر در بهشت زندگی را با هم آغاز کنند.

 

یادشان گرامی باد.