شهدای شهرستان آغاجاری و امیدیه

این وبلاگ منعکس کننده ی زندگینامه ، عکس ها و خاطرات شهدای گرانقدر آغاجاری و امیدیه می باشد.

مردی که حماسه ای ماندگار به یادگار گذاشت.
ساعت ۱٠:٥٥ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/٤/۱۸   کلمات کلیدی: شهدای امیدیه

 

 

 

 

یادی از شهدای امیدیه :

 

مردی که حماسه ای ماندگار به یادگار گذاشت

 

ارسال شده توسط: admin

 

 

برای ثبت تاریخ حماسه های رزمندگان اسلام و انتقال آن به مردم

 جامعه هر تلاش و فعالیتی که انجام شود ستودنی است و از آن

میان انتشار « تمبر یادبود » یکی از ارزشمندترین آنهاست . اخیرا

 تصویر یکی از سلحشوران دوران دفاع مقدس به نام سردار شهید

 مهندس محمدرضا پورکیان به صورت تمبر یاد بود منتشر گردیده

است . او اولین فرمانده شهید سپاه

 


 

 

پاسداران در دفاع مقدس می باشد که در خطه دلاور خیز خوزستان در نبرد تن با تانک و در تاریخ   23/ 7 / 1359 به درجه رفیع شهادت نائل آمد و حماسه ای ماندگار را برای نسل امروز و فردای ایران اسلامی به یادگار گذاشت .

صفحه جبهه و جنگ که پیش از این نیز ـ در چهارم دی ماه سال 1385 ـ از این سردار وفادار و ایثارگر یاد کرده است ضمن ستودن این اقدام مروری کوتاه بر زندگی و جهاد مقدس او را برای جوانان و دانشجویان عزیز ضروری و لازم می داند.

 

روز بیست و سوم شروع جنگ که صدای غرش تانک های متجاوز دشمن در دشت خوزستان به گوش رسید. و خیانت ها از ستون پنجم در همکاری با آنها آشکار شد حماسه ای در دفاع از سوسنگرد شکل گرفت و اولین فرمانده شهید سپاه پاسداران انقلاب اسلامی دانشجوی پاسدار محمدرضا پورکیان دلاورانه نبرد تن با تانک را تاریخی نمود و ندای ارجعی شنید و دعوت حق را لبیک گفت .

محمدرضا در سال 1338 در شهرستان آغاجاری ـ امیدیه استان خوزستان متولد شد . پدرش یکی از مقلدان امام خمینی محسوب می شد . به همین علت او نیز از همان آغاز خردسالی با عشق به خمینی کبیر(ره ) پرورش یافت . سال 1344 به مدرسه رفت و ضمن آموختن علوم جدید قرائت قرآن را فرا گرفت به طوری که علیرغم سن کم حافظ کل قرآن و بخش زیادی از نهج البلاغه گردید. اواخر دوره دبیرستان تمام وقت خود را صرف فعال نمودن مسجد جامع امیدیه دعوت از روحانیون تاسیس کتابخانه اسلامی و جذب جوانان به مسجد و آوردن کتابهای ممنوع مذهبی به کتابخانه کرد. نوشتن مقالات و شعارهای اسلامی برعلیه حکومت یکی دیگر از اقدامات او بود . پورکیان در سال 1354 به علت نوشتن مقاله ای در خصوص ماهیت رژیم و وابستگی او به آمریکا مورد تعقیب قرار گرفت و مدتی بعد در خوزستان بازداشت و در زندان شکنجه گشت . تا اینکه یکی از افسران ارتش با وساطت بسیار او را از اعدام قطعی نجات داد و محمدرضا به آغوش خانواده بازگشت وی همزمان با فعالیت های سیاسی دیپلم ریاضی را در اهواز گرفت و در آزمون ورودی دانشگاه در چند رشته پذیرفته شد. او رشته مهندسی عمران دانشگاه اهواز را انتخاب کرد و به همراه دوستانش تشکل دانشجویی را سازمان داد. وی نقش عمده ای در اعتصابات ادارات به خصوص شرکت نفت و راهپیماییها ایفا نمود. بعد از پیروزی انقلاب به همراه سردار رضایی و دریابان شمخانی در تشکیل سپاه پاسداران نقش بسزایی ایفا کرد. مسئولیت ستاد فرماندهی و قائم مقام سپاه پاسداران اهواز را پذیرفت . سپس برای رسیدگی به نابسامانی شهرستان رامهرمز و تاسیس سپاه به آنجا رفت و نقش مهمی در تشکیل هسته های مقاومت بسیج خواهران و برادران و اخراج عناصر منافق و دستگیری عناصر وابسته به طاغوت ایفا نمود. آنگاه با گروههای منافق که درصدد تجزیه استان خوزستان بودند به مبارزه برخاست و در زمان جنگ تحمیلی به عنوان فرمانده سپاه سوسنگرد معرفی شد. او سرانجام در جاده سوسنگرد ـ حمیدیه طی یک نبرد نابرابر به محاصره دشمن درآمد. اما توانست نیروهایش را از چنگال آنها نجات دهد و 5 دستگاه تانک آنها را منهدم سازد . پورکیان در هنگام مقابله با دشمن بر اثر اصابت گلوله به پیشانی به شهادت رسید

دکتر محسن رضایی فرمانده وقت سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در مورد محاصره سوسنگرد و شهادت شهید پورکیان می گوید : در اوایل جنگ در نزدیکی حمیدیه عراقیها جاده حمیدیه سوسنگرد را تهدید می کردند در آنجا من بیادم دارم که برادر شهیدم « پورکیان » وقتی فهمیده بود که جاده حمیدیه سوسنگرد مورد خطر قرار گرفته به اتفاق 15 نفر از برادران با دو ماشین به سمت عراقیها حرکت می کنند . عراقیها که این دو ماشین را مشاهده می کنند سوار بر تانکها و نفربرها شده و با سرعت به سویشان حرکت می کنند برادرها هم از ماشین پیاده می شوند و در شیارها و جویها سنگر می گیرند. تانک ها می آیند تا به 25 متری اینها می رسند . تعدادی از برادرها در اینجا شهید می شوند و 5 تانک را نیز می زنند از طرف دیگر تمام فشنگهایشان تمام می شود . (چون اینها احتمال درگیری طولانی نمی دادند.) وقتی فشنگها تمام می شود برادرمان « پورکیان » به دیگران می گوید برگردید! خودش دو نارنجک را می کشد و آماده می شود که اگر عراقیها نزدیکش آمدند اقدام کند. آنها هم حرکت می کنند و به ستون یک عقب نشینی می کنند.... برادرمان « پورکیان » با دو نارنجک خود یک تانک دیگر عراقی را ناقص می کند و خودش هم شهید می شود و در همان جا می ماند. او یکی از فرماندهان سپاه در خوزستان بود که ماموریت سوسنگرد به او محول شده بود.

همچنین امیر دریابان « علی شمخانی » فرمانده وقت سپاه خوزستان در این باره اظهار می دارد :

ایشان ابتدا در اسفند ماه 57 با تشکیل کمیته انقلاب اسلامی در اهواز به عضویت آن کمیته و پس از آن در فروردین سال 58 با تشکیل اولین دوره آموزشی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی به عضویت سپاه درآمدند و به واسطه ویژگی های معنوی و اخلاقی خاص ایشان به سمت معاون فرمانده سپاه پاسداران استان خوزستان در اهواز منصوب گردیدند. و در شکل گیری سازمان سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در آن برهه خاص در کنار اینجانب نقش موثر و بسیار ارزنده و مفیدی ایفا نموده است . ایشان در بحبوحه اخلال و تشنج در خوزستان و بمب گذاری توسط عوامل خودفروخته آمریکا و دشمن بعثی و بلوای گروهک خلق عرب و همچنین اعزام نیرو به کردستان یکی از فرماندهان شاخص در مبارزه با ضدانقلاب بوده و در استقرار امنیت در اهواز و شهرستان های تابعه نیز نقش بسزایی داشتند. نامبرده در همان سال در جهت سازماندهی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی رامهرمز به سمت فرمانده سپاه پاسداران انقلاب اسلامی رامهرمز منصوب و با جدیت زائدالوصف به سازماندهی و جذب و استقرار جوانان غیور و برقراری امنیت و سرکوب نمودن عوامل رژیم ستمشاهی و ضدانقلاب در منطقه عشایری اهتمام ورزیدند . با هجوم دشمن بعثی در 31 شهریور 59 به دلیل شخصیت متمایز و توانایی های فراوان ایشان به فرماندهی سپاه پاسداران سوسنگرد منصوب و در محاصره تاریخی این شهر با مقاومتی مثال زدنی ضمن نجات سایر همرزمانش در تاریخ 1359 7 23 خود به درجه رفیع شهادت نایل گردیده و در زمره حماسه آفرینان مدافعین سوسنگرد نخستین فرمانده شهید سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در جنگ تحمیلی دفاع مقدس محسوب می گردند.