شهدای شهرستان آغاجاری و امیدیه

این وبلاگ منعکس کننده ی زندگینامه ، عکس ها و خاطرات شهدای گرانقدر آغاجاری و امیدیه می باشد.

زندگینامه نامه شهید درویشعلی ناصری کریموند
ساعت ۱۱:۱۱ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/٦/٢۳   کلمات کلیدی: زندگینامه نامه شهید درویشعلی ناصری کریموند

 

 

زندگینامه نامه شهید   درویشعلی

  ناصری کریموند

از شهدای شهرستان امیدیه

  

شهید درویشعلی ناصری در 12 آبان سال 1337 در منطقة

 آغاجاری در یک خانوادة مذهبی و از طبقة کارگر دیده به جهان

 گشود و از همان دوران کودکی بسیار متین و باوقار بود و

 احساسات مذهبی در وی بسیار شدید بود ؛ به طوری که با

آهنگ زیبایی اذان می گفت و

 

 


 

 

بیشتر مواقع به مسجد می رفت و حتی قبل از سن بلوغ نماز می خواند . تا اینکه پا به مدرسه نهاد . در مدرسه هم از شاگردان زرنگ و با انضباط بود . پس از اخذدیپلم در انستیتوی تکنولوژی اهواز موفق به ادامة تحصیل در رشتة مهندسی راه و ساختمان شده سال اول تحصیلش در انستیتو مصادف بود با انقلاب خونبار مردم مسلمان بر علیه رژیم منفور پهلوی که در این موقع همگام با دیگر دانش آموزان و دانشجویان مسلمان دست به اعتصاب زد و با شرکت در راهپیمایی ها و تلاش و کوشش به طور متفرقه در جهت شناساندن رژیم منحوس پهلوی به دیگر خواهران و برادران که از فعالیتهای عمده اش در زمان انقلاب بود انجام می داد . پس از 2 سال تحصیل در انستیتو از ادامة تحصیل در آن رشته صرف نظر نمود و بار دیگر در امتحان کنکور سراسری شرکت نمود و این بار در رشتة مدیریت بازرگانی ادامه تحصیل داد . در آنجا هم در انجمن اسلامی فعالیتهایی داشته که پس از جریانات انقلاب فرهنگی و بسته شدن دانشگاهها در تابستان 130 وارد سپاه پاسداران این نهاد جوشیده از بطن تودة مردم گردید . از خصوصیات بارز شهید اخلاص در عمل بود که بطور چشمگیری توجه اطرافیانش را جلب کرده بود . وی هیچگاه در مورد کارهایی که انجام می داد برای کسی صحبت نمی کرد و معتقد بود که اگر ما کاری را برای رضای خدا می کنیم و خوشنودی خدا برای ما مهم است ، دلیلی ندارد که دیگران از آن مطلع شوند . اخلاق وی با اعضای خانواده بسیار دلسوزانه بود وهمیشه خیر و صلاح دیگران را می خواست . معتقد بود که ما باید راهی را که می پیماییم آگاهانه باشد و تمام وقت خود را وقت مطالعه و فراگیری این مکتب انسان ساز یعنی اسلام عزیز کنیم و خود نیز در این راه لحظه ای به خود سستی راه نمی داد به طوری که عشق به مطالعه در او به حدی بود که بعضی از شبها تا نزدیکی صبح او را به بیداری وادار می ساخت و یا شبها تا دیروقت مشغول خواندن قرآن و نهج البلاغه و همچنین تفسیر آنها بود . شهید همیشه می گفت که یک مرد مسلمان باید سعی کند که وجودش مفید باشد و خود در این راه سعی بسار می کرد و همیشه این را مد نظر خود داشت و از خواهران و برادرانش نیز انتظار داشت که چنین باشند . تقوایش ، نظم و ترتیب در کارهایش ، شرکت مستمر در نمازهای جمعه و جماعت ، و صمیمیتش را که از دیگر خصوصیات بارز آن شهید بود نیز از یاد نخواهیم برد . وی عشق شدید به امام خمینی داشت و به اعتقاد او امام خمینی به رؤیای دیرینة پیامبران و همة انسانهای ستم کشیده تحقق بخشید . چندین بار به جبهه اعزام شد تا اینکه در 21 خرداد 1360 در دارخوین بر اثر اصابت گلوله منهدم کننده ای که به پهلویش خورد به شهادت رسید . و این نشانة ضعف و زبونی دشمن زخم خورده بود که برای نجات خود از مهلکه بدن فرزندان پاک این امت را آماج گلوله های خود قرار می دهند . پس از 4 ماه جنازة وی را پیدا کردند و در قبرستان شهدای امیدیه به خاک سپرده شد . روحش شاد و یادش گرامی باد . حال تو ای برادر و خواهر مسلمان ! زندگی این شهید و دیگر شهیدانمان را الگوی خود قرار بده و بدان که ما امروز در معرض امتحان سختی قرار گرفته ایم و کمی به رسالتیک ه بر دوش داریم بیاندیش . رسالتی که زینب انجام داد و تو هم اگر می خواهی حسینی و زینبی باشی باید انجام وظیفه کنی و گرنه از یزیدیان هستی .