شهدای شهرستان آغاجاری و امیدیه

این وبلاگ منعکس کننده ی زندگینامه ، عکس ها و خاطرات شهدای گرانقدر آغاجاری و امیدیه می باشد.

شهید عزیز الله الماسی از فرماندهان شهید امیدیه
ساعت ۱۱:۱٧ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/۱٢/۱٠   کلمات کلیدی: شهدای آغاجاری ،آغاجاری ،شهدای امیدیه ،شهید عزیزالله الماسی

 

 

 

 

 

شهید عزیز الله الماسی فرمانده مهندسی سپاه ناحیه خوزستان

 

در سال 1340 ه ش در خانواده ای متوسط ودر شهرستان  امیدیه متولد شد. شنا و اسب سواری را نزد پدرش آموخت. هفت ساله بود که مادرش را از دست داد, پس از آن مشکلات او دو چندان شد، درد بی مادری را همیشه بر دوش می کشید. مدتی پس از آن نیز پدرش را از دست داد، در سال 1358 از هنرستان شهید اتابک  فارغ التحصیل شد و در مهر ماه سال 1359 به عضویت سپاه پاسداران انقلاب اسلامی  درآمد.

 از کودکی آزاد منش بود و هرگز طاقت دیدن بی بند و باریها و افراد شرور و ناصالح را نداشت . در هر کجا آنها را می دید سعی در اصلاح آنها داشت.

او همیشه عقیده داشت انسان نباید شرف خود را فدای چند روز زندگی دنیوی  کند.
وقتی جنگ تحمیلی توسط صدام و با چراغ سبز اربابانش آغاز گردید،  از اولین کسانی بود که به جبهه اعزام گردید. وقتی برای چند روز مرخصی به منزل آمد روحش آرام نمی گرفت .او مثل کسی که از سرزمین رؤیاهای مادری جدا شده باشد .

 او دوباره و قبل از اینکه مرخصی اش تمام شود به جبهه بازگشت. چند روزی را هم که برای استراحت به خانه می آمد یا برای تامین امکانات و نیازهای جبهه تلاش می کرد یا سعی در اصلاح معضلات ومشکلات اجتماعی داشت.
  او هیچ وقت احساس خستگی نمی کرد.
حضور تمام وقت درجنگ مانع از این نشد که او به سنت الهی ازدواج بی توجه باشد.
چند روزی که در مرخصی به سر می برد، با مراسمی ساده ازدواج کرد وچند روز بعد باز به جبهه برگشت.
از روزی که وارد جنگ شد تا آخرین روزهای این نبرد نابرابر در جبهه ماند.

 او سال 1365 درآزمون سراسری دانشگاه شرکت کرد ودر دانشگاه اهواز پذیرفته گردید .

 بعد از قبولی در دانشگاه, خانواده اش را به اهواز منتقل کرد وچند روزی نیز به دانشگاه رفت ,اما  با توجه به نیازهای جبهه و جنگ ، .عزیز الماسی دانشگاه را رها کرد و به جبهه برگشت,

 او می گفت: امام خواسته اند که ما به جبهه برویم و آنجا را پر کنیم ,پس هیچ بهانه ای نمی تواند توجیه کننده ی  عدم حضور در جبهه باشد.
همیشه نماز را اول وقت برپا می داشت و پس از نماز با صوت دلنشین قرآن تلاوت می کرد. هرگز مسئولیتهایش را در سپاه و جبهه ابراز نمی کرد.
پس از خاتمه ی جنگ تحمیلی در یک ماموریت و بدون در نظر گرفتن کمک های بی شمار دولت کویت به عراق در زمان جنگ تحمیلی ؛برای خاموش کردن چاههای نفت کویت که توسط نیروهای عراق به آتش کشیده شده بود , به آن کشور رفت .او با هدایت گروه تحت فرماندهی اش ,بهترین عملکرد رادر بین گروه های اعزامی از چند کشور اروپایی و آمریکایی در خاموش کردن چاه های شعله ور نفت در کویت داشت.

پس از بازگشت از کویت به تهران رفت و مدتی در آنجا خدمت کرد. مدتی بعد به لبنان رفت وبا استفاده از نبوغ وابتکار خود به یاری مردم مظلوم این کشور شتافت, او با ارائه آموزش و انتقال تجارب خود ,جوانان لبنانی را برای بیرون راندن اشغالگران صهیونیست آموزش داد.
بعد از انجام موفقیت آمیز این ماموریت به ایران برگشت . در سال 1371 گروهک منافقین پس از خیانت های بی شمار به کشور و مردم ایران به دستور آمریکا،  ماموریت به اصطلاح انهدام صنعت نفت ایران را به عهده گرفتند.

آنها در یکی از این ماموریتها چاه شماره 50حوزه نفتی اهواز را منفجر کردند. عمق و گستره آتش سوزی به اندازه ای بود که امکان نزدیک شدن به آن نبود. بر اثر شدت و حجم شعله های آتش مجبورشدند مسیر جاده اهواز به امیدیه را که از فاصله چند صد متری این چاه می گذشت عوض کنند وبا دورتر کردن جاده از چاه شماره 50از آسیبها دیدگی مسافران و خودروهای عبوری از این مسیر جلوگیری کنند.
شرکتهای معتبر بین المللی در پاسخ به درخواست شرکت نفت ایران برای خاموشی آتش این چاه، پولی را مطالبه می کردند که از ارزش ذخیره ی نفت آن بیشتر بود. این حادثه به یک موضوع حیثیتی برای جمهوری اسلامی ایران تبدیل شده بود.
عزیزالله الماسی همراه با تعدادی دیگر از رزمندگان دفاع مقدس با بسیج امکانات موجود در شهر اهواز و در یک عملیات ابتکاری موفق شد آتش این چاه نفت را خاموش کند و یکی از بی نظیرترین عملیات اطفاء آتش را در قرن 20 به نام ایران  ثبت کند.
او که روزی در جبهه ها به دنبال شهادت می دوید وپس از پایان دوران دفاع مقدس غم بزرگ دوری از دوستان شهیدش اورا آزرده کرده بود؛در هفدهم اسفند ماه 1371دراین عملیات افتخارآفرین با کشش ایجاد شده به داخل آتش فوران شده  کشیده شد و در مقابل بهت و حیرت دوستانش که شاهد   به شهادت رسیدن او بودند و کاری هم از دستشان بر نمی آمد به به ملکوت اعلی پرواز کرد،  تا سندی باشد بر اقتدار و حضور قدرتمند سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در تمام عرصه ها.

وصیت‌نامه ی شهید عزیزالله الماسی:


بسم الله الرحمن الرحیم

 
با درود و سلام خدمت حضرت امام خمینى بت شکن و شهداء گلگون کفن

 و با سلام و درود فراوان خدمت امت شهید پرور, به خصوص مردم جسور منطقه شهید پرور که همواره پیرو و پشتیبان امام بوده‌اند و امید است که مردمى این چنین مقاوم و مطیع امر رهبرى ، به چند نکته که شایان نظر تمام رزمندگان است همیشه توجه داشته باشند:

 هیچگاه از پشتیبانى امام دست نکشند و از بى‌عدالتى‌هائى که مشاهده مى‌شود، دلسردنشوند

.امت قهرمان ، موهبتى در چهار چوب انقلاب اسلامى به وسیله رهبرى قاطع امام و همت بلند خود شما پیش آمده که از آن همه کج روى و منجلاب نجات پیدا کنیم. باید روى این نکته عنایت خاص داشته باشیم و بدانیم که اگر خدشه‌اى به این حرکت عظیم وارد شود ,به اسلام‌ وارد شده وهیچگاه و شاید تا روزگارى بس دراز دیگر رنگ چنین تشکیلاتى را نبینیم،  زیرا که ابر قدرتها و دشمنان اسلام به این نکته رسیده‌اند که اسلام چه قدرت عظیم و مردم غیور ایران چه سان مردمى هستند.
پس قدر این رهبرى و این ابر مرد تاریخ را بدانید. از این‌موقعیت استفاده کنید و پیش از پیش به‌جبهه‌ها هجوم بیاورید که صدام خط مقدم و مستحکم ابرقدرتها محسوب  می شود و به حمدا... این خط و این جبهه‌ در حال فروریختن است.
هرجا تبعیض و بى عفتى و هر گونه فسادى دیدید،  بى‌تفاوت از کنار آن‌ نگذرید تا اینگونه باعث دلسرى نشود که این مسایل شاید درزمان پیغمبر (ص) نیز بوده است ولى دلیل نمى‌شود که ریشه کن نشوند.
در حال حاضر جبهه ها احتیاج به نیرو دارند و اگر هر کس به طریقى نرفتن خود را توجیه کند،  جنگ بیشتر طول مى‌کشد و معلوم نیست که به نفع ما تمام شود. هر کدام از برادرانى که در جبهه حضور دارند در امر زن و بچه‌و پدر و مادر و هزار گرفتارى هستند،  ولى با همه این اوصاف به جبهه ها آمده‌اند, آنها را نباید تنها گذاشت اگر پیروزى در جنگ حاصل شود اوضاع نیز بهتر خواهد شد و  ان شاءا... گرفتارى مردم کمتر خواهد شد.
همیشه از مردم, پدرم یا هر روزگار دیده ی  دیگرى مى‌پرسیدم که این همه عمرت چگونه گذشت ؟

جواب مى‌دادند که انگار همین دیروز بود که با بچه ها بازى مى‌کردیم پس جهان‌درگذر است و مرگ حق ولى براى غافلان باور کردنى نیست.

 


والسلام عزیز الله الماسی                    

 

 

 

منبع:پرونده شهید در بنیاد شهید وامور ایثارگران اهواز,مصاحبه با خانواده ودوستان شهید