شهدای شهرستان آغاجاری و امیدیه

این وبلاگ منعکس کننده ی زندگینامه ، عکس ها و خاطرات شهدای گرانقدر آغاجاری و امیدیه می باشد.

زندگینامه جانباز شیمیایی عبدالرحیم بالیاوی
ساعت ۱:۱٢ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۱٢/٢٦   کلمات کلیدی: زندگینامه جانباز شیمیایی عبدالرحیم بالیاوی

 

زندگینامه جانباز شیمیایی عبدالرحیم بالیاوی  

 

زندگینامه جانباز شیمیایی به کاروان شهدا پیوسته ، سردار رشید اسلام

حاج عبدالرحیم بالیاوی در سال 1341  در خانواده ی  مذهبی و مستضعف

 مرحوم محمد رحیم از اهالی  شهرستان رامهرمز ، بخش جایزان  در روستای

 صَفَر نوزادی چشم به  جهان گشود که 

بر سیمای نورانی و دلنشین اش  نام عبدالرحیم  نهاده شد


عبدالرحیم در حالی روزهای آغازین حیات دنیوی اش را پشت سر می نهاد که در

 فضایی کودکانه نفس می کشید که قلب تپنده ی اسلام در کالبد ابر مرد حماسه

و جهاد علیه طاغوت یعنی (امام امت خمینی (ره) تپیدن آغاز نمود و قضایای 15

خرداد 42 و آغاز حرکت انتخابی مردم ایران را رقم زد تولد این نوزاد مبارک در

سالها 41 و 42 که در سالهای 57 تا 91 سرداری رشید و فرماندهی دلاور از سپاه

 و امام گردید وقتی روح فزا و قابل تأمل است که این سخن ملکوتی امام (ره ) را

 زمزمه کنیم که در سال 42 فرمودند : (( سربازان من در گهواره ها هستند ))

و عبدالرحیم نیز مصداقی روشن از سربازان در گهواره ای اما در سال 42 بود

 که گویی عشق و ارادات ایشان به حضرت امام (ره ) به طور فطری در وجود ایشان

ودیعت نهاده شده بود زیرا در اولین برخوردها با عکس و تصاویر حضرت امام ( ره )

که توسط برادرش  غلامعباس بهمئی و سایر بچه های روستا از طریق شهید

  خدا خواست بهبهانی از همافران هوا نیروز به دست آمده و به منزل ایشان راه

 یافت و جریانی که بر او گذشت و پیگیری های ساواک از منزل پدرش را در پی

 داشت با دیدن  عکس و آشنایی با حضرت  امام   با خود عهد می بندد که تا

 پایان عمر خویش در راه اهداف این سیّد نورانی و انقلابی مستدام بماند و چنین 

 نیز گردید زیرا عبدالرحیم که دوران طفولیت و نوجوانی و تحصیل را سخترین

شرایط مادی و معیشتی گذراند و در سنین نوجوانی شروع به کار وکسب

در آمد نمود با احساس جرقه های انقلاب اسلامی به صف انقلابیون

و  از تاریخ 1/5/59 تا 24/5/60 به عنوان بسیجی ویژه  و در  تاریخ 25/5/1360 نیز

 با آگاهی و عشق وافر و مثال زدنی به استخدام رسمی نهاد مقدس و عاشورایی

سپاه پاسداران  انقلاب اسلامی درآمد.

شیر بچه ی  لشکر خمینی کبیر در 10/7/60 تا 25/12/60 در دشت عباس و

در 25/12/61 در والفجر مقدماتی با رزم مجاهدانه و مخلصانه خود به همراه دوستان

 شهیدش  برگی خونین از جهاد علوی و حسینی را در دفتر تقدیر خود رقم زد و در

 تاریخ 11/11/62 در اقتدایی عاشورایی  به اباالفضل العباس از ناحیه دست راست 

بر اثر اصابت تیر مستقیم مجروح گردید .


 و از طرفی  عشق و ارادت ایشان به روحانیت مبارز و مسئولیت  حفاظت پیرو مراد

 روحانی اش شهید گرانقدر حجه الاسلام و المسلمین سید ابوالقاسم دامغانی امام

 جمعه رامهرمز  ونیزنماینده مردم رامهرمز در مجلس شورای اسلامی در سال 63 و

 نیز دلدادگی او و  اتصال روح پرالتهاب و معنوی اش با شخصیت ملکوتی شهید

دامغانی روز به روز از عبدالرحیم انسانیوارسته و مهذّب و مومن می ساخت که این

عشق و ارادت تا لحظه ای پایانی عمرش با او دمساز بود .این مرد الهی و این فرمانده

دلاور سپاه در سال 66 به عنوان معاون گردان

 

 امام حسین(ع) لشکر 7 ولی عصر(عج)  در عملیاتهای فتح المبین ، بیت المقدس ،

 

کربلای چهار و پنج ، خیبر ، بدر  والفجر مقدماتی و ..... شرکت نمود و از جمله  در نصر 4

 

در غرب کشور  که در تاریخ 25/1/66 در عملیات نصر 4 در منطقه  ماووت عراق

آفرینی غیرت مندانه ای از خود به یادگار گذاشت .

 

و در عملیات والفجر 10  رشادت های مثال زدنی از خود به یادگار گذاشت و در  23/3/66

 

وارد منطقه  عملیاتی شد و در تاریخ 15/11/66 در منطقه  حلبچه از ناحیه چشم و

سر و گردن و داخلی ( شکم و ریه .... ) مورد جراحات شیمایی  و موج انفجار مجروح و

 به در جه پر افتخارجانبازی نائل گردید .بعد از قطعنامه ایشان در سپاه ناحیه شهرستان

 رامهرمز مشغول به خدمت گردید و به عنوان مدیر عملیات و نیز مسئول بسیج ادارات

 در سال 72 تا 82 ایفای نقش نمود

 

که در سال 72 تا 75 درسمت فرماندهی سپاه رامشیر قرار گرفت . از نقاط عطف

 شخصیت نورانی حاج عبدالرحیم که جدّیت درراه صراط امام و مقام عظمای ولایت

 حضرت امام خامنه ای و پیروی سیره نورانی شهیدا ن در رأس آن قرار دارد اینست

 که ایشان ایمان قلبی ، اخلاص و اخلاق و مردمداری را با ولایت مداری را در وجودش

کجا گرد آورد واین طبع  لطیف و چهره خوش و لب خندان و اخلاص و ارادت قلبی اش

  اقوام ورؤسا وعشایر غیور عرب را در دشت آزادگان  و اقوام غیرتمند لر و بختیاری و

طویف دیگر را در باغملک و رامهرمز و جایزان

 

 وامیدیه و  اهواز ...  مجذوب خود نمود که این مهم در تشیع جنازه ی با شکوه ایشان

 و اصرار مردم شریف دشت آزادگان به اینکه اجازه دهند در شهرستان ایشان نیز

تشییع گردد و نیز برپایی مراسما ت بزرگ و حماسی بزرگداشت ایشان در اهواز

،سوسنگرد ، باغملک،رامهرمزو امیدیه و زادگاهش جایزان روستای صَفَر و سخنرانی

 های  تأثیر گذارعلمای استان حضرت آیت ا.. دکتر حیدری  و حجت الاسلام حسن زاده

ائمه جمعه موقت استان و نماینده مردم استان در مجلس خبرگان رهبری  هویدا

گردید .علی ای حال شهید بزرگوار در سال 82 به سمت فرماندهی سپاه ناحیه

شهرستان باغملک منصوب و طی چهار سال و اندی که در آن شهرستان بود ضمن

تفقّد از ایثارگران و خانواده های معظم شهدا و احیای نام و یاد شهیدان به معنای

 واقعی کلمه و پیگیری احداث و تدفین شهدای گمنام، تحولات بنیادین  در پیکره

ظاهری و باطنی سپاه آن ناحیه و مردم شهید پرور آن ایجاد نمود .

 


حاج عبدالرحیم در سال 86 به عنوان فرمانده سپاه ناحیه دشت آزادگان

 

 ( سوسنگر،بستان،هویزه رُفیَع ) به دیار عشار غیور عرب روانه گشت و در کنار

همه ارادتش در بر پایی یادمان و یادواره های شهدا و فرماندهی انقلابی وخالصانه

 درکارنامۀ خود برپایی کنگره ملی حماسه آزاد سازی سوسنگرد را دارد که نام حاج

عبدالرحیم را تا قیام قیامت با 26 آبان و سوسنگرد جاودانه نمود .و حقیقاً این نیکو

 مرد و سردار امین سپاه اسلام استوانه ای از تقوا اخلاص و ولایت مداری بود که

  هرجا عبدالرحیم به عنوان فرمانده یا نیروی جزء حضور داشت اولین کاری که می کرد

برپایی یادواره های شهیدان،نصب تصاویر کاشی های از شهدا بر سر کوچه ها و درب

منازل شهدا،سرکشی ازخانواده های ایثارگران و ازادگان و شهدا و از جمله مدیریت

  واجرای یادواره های شهدای شهرستان رامهرمز،برگزاری یادواره شهید دامغانی

 در جایزان ، برپایی یادواره شهدای سوسنگرد ، رامشیر، باغملک و پیگیری احداث

تپه نورالشهدای جایزان_روستای صفر با همکاری فرزندان معنوی اش در این

شهرستان ها  بوده است که اکنون همه ی وامدار آن همه نورانیت و اخلاص و

 دلسوزی برای مردم و ارزشهای انقلاب و ولایت که در وجود مبارک آن شهید زنده ی

 جاوید در بین ما به ودیعت نهاده شده بود هستیم ، امید که در این مهم موفق باشیم .

 

  یادش گرامی و راه نورانی اش پر رهرو باد 

 

 والسلام .