شهدای شهرستان آغاجاری و امیدیه

این وبلاگ منعکس کننده ی زندگینامه ، عکس ها و خاطرات شهدای گرانقدر آغاجاری و امیدیه می باشد.

زندگینــــامه شهـــید ســــید محمد رضــــا بـــــلادی
ساعت ۱٠:٤٦ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/٤/٢٠   کلمات کلیدی: زندگینــــامه شهـــید ســــید محمد رضــــا بـــــل

 

زندگینــــامه شهـــید ســــید محمد رضــــا بـــــلادی          

 

سید محمد رضا  بلادی در سالروز تولد حضرت امام  رضا (ع)  و در  

سال 1340 در یک خانواده مذهبی به دنیا آمد . شهید محمد رضا

بلادی از همان کودکی با مسجد و نماز و روزه آشنایی داشت و

دوستان را نیز به


 

  این شیوه راهنمایی می نمود . تکیه کلام او همیشه مکتب اسلام

و محرومین بود .تابستانها پس از فراغت از تحصیل به جهت تامین

 خانواده و احساس درد مستضعفین در شر کتها ی اطراف آغاجاری

 به گارگری مشغول می شد . با اوج گیری انقلاب در تکثیر و پخش

 اعلامیه و پوستر و سخنرانی های حضرت امام خمینی (ره) شرکت

فعال داشته تا بدانجا که توسط نیروهای امنیتی تحت تعقیب قرار می

گیرد . از نیروهای موثر در تشکیل  انجمن اسلامی  دبیر ستان  شهید

 محمدی و انجمنهای انجمن توحیدی بود در برپایی جلسات مخصوصاً

دعای کمیل حضور فعال داشت  پس از اخذ دیپلم  از دبیرستان شهید

 محمدی برای خدمت هر چه بیشتر به سپاه پاسداران آغاجاری

پیوست.

آن زمان سپاه آغاجاری متشکل از مخلص ترین نیروها بود و همه را

 به طرف خود جذب می کرد آرزوی اکثر جوانان پیوستن به این نهاد

 مقدس بود و لباس سبز سپاه را بر تن نمودن:

شهید دقایقی ، علیدادی ، نساج ، آور ، کیان پور و دیگران .

پس از عضو شدن در سپاه به همراه دوستانش به خدمت به نظام

پیوست.

در یک جبهه مبارزه با گروهک های آمریکایی که به خوش خدمتی

به اربابان خود مشغول بودند و دنبال ایجاد بحران در شهر آغاجاری را

داشتند و به انحراف جوانان مشغول بودند ، پرداخت  و از طرف دیگر

حضور در دفاع مقدس را هم برای خود فریضه می دانست. همراه با

سپاه آغاجاری به میادین مختلف نبرد می رفت و هر گاه بریا استراحت

می آمد ، جایگاهش مسجد بود و روشنگری جوانان که گول این

نوکرهای اجانب را نخورند.

  باز هم سید محمد رضا به جبهه رفت و این بار جبهه ی  دارخوین.

 سحر گاه 28/3/60 موج انفجار خمپاره روح بلندش را آسمانی نمود

و به جایی که آرزویش را داشت پرواز  داد.

آری محمد رضا دیگر خسته شده بود و دوست نداشت برگردد. از دنیای

دنی و دنیا زدگان خسته بود  و در نمازهای مخلصانه اش هم همین را

می گفت و خداوند چه خوب دعای بندگان مخلصش را استجاب می

کند.

و پیکرش به آغاجاری آمد ،بر دوش مردم تشییع

 و سپس به زادگاهش بهبهان منتقل و در مزار

شهدای این شهر به خاک سپرده شد.

اکنون نامش زینت بخش یک مدرسه راهنمایی و خیابانی در آغاجاری

است تا نسل آینده بدانند شهر ما چه کسانی را داشته است.

یادشان نرود محمد رضا ها می توانستند مانند بقیه زندگی کنند ،  از

 جنگ  و جهاد بگریزند ، با دلایل عقل پسند ، مانند خیلی ها که

گریختند ،  ولی آنها به استقبال جنگ رفتند تا کشورمان بماند، اسلام

 بماند ، انفلاب بماند.

روحش شاد وراهش مستدام باد.