شهدای شهرستان آغاجاری و امیدیه

این وبلاگ منعکس کننده ی زندگینامه ، عکس ها و خاطرات شهدای گرانقدر آغاجاری و امیدیه می باشد.

مهدی نریمی3
ساعت ٢:٤٦ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/٤/٢٩   کلمات کلیدی: مهدی نریمی3 ،شهدای امیدیه

مهدی نریمی3

 

 

حمال جمهوری اسلامی

 

روحیه ی بالایی داشت، مدام دنبال کار و فعالیت بود .

لحظه ای آرام و قرار نداشت درطول شبانه روز مدام

 در حال جابجایی بود، یک ماشین استیشن داشت،

 که همیشه استراحت و خوابش در همان ماشین بود .

حاج مهدی وقتی در حال جا به جایی از منطقه ای به

منطقه دیگر

 


 

بود از این فرصت استفاده می کرد و به همان شکل نشسته در ماشین می خوابید . برای جبهه از تمام وجود مایه می گذاشت . ساعت 5 صبح که می شد، بالای سر بچه ها توی سنگرها بود و همه را بیدار می کرد و می گفت :

-         چرا خوابیدید بلند شید الان وقت کاره .

نسبت به مصرف بیت المال بسیار حساس بود و می گفت :

-         ما در محاصره اقتصادی هستیم . مردم با سختی این پولها را برای ما می فرستند باید به نحو احسن از آن ها استفاده کنیم .

آدم فعال و پر جنب و جوشی بود، نمی توانست بیکار بماند . در فاصله ی کوتاه تمام منطقه هور العظیم را کابل زیرزمینی کشید. سعی داشت خط تلفن را به جایی ببرد که نزدیک ترین سنگرها نسبت به خط دشمن امکان شنود توسط عراقی ها به صفر برساند . او خودش را یک سرباز می دانست نه یک فرمانده .

به فکر بچه های واحد و نیروهای تحت امرش بود و می گفت :

-         چون نیروهای مخابرات شب تا صبح هم کار می کنند، شب گرسنه می شوند .

خودش می رفت خرید می کرد، یک آشپزخانه نیز راه انداخته بود و برای بچه ها غذا آماده می کرد . یک بار که رفته بود میدان  تره بار تا خرید کند، شخصی به او گفته بود :

-         مقداری پول به من بده تا این ها را در ماشین بار کنم .

-         من خودم حمال جمهوری اسلامی هستم . خودم بار می زنم . اما از پول سپاه نمی توانم چیزی به شما بدهم .

حتی در مقر مخابرات که اهواز بود یک زمین خالی وجود داشت، حاج مهدی به دو نفر از سربازان بومی گفت در آن زمین خیار و گوجه و ... بکارند . سپس آن ها را می فروختند و پول آن را صرف جنگ می کردند.

این که امکانات سپاه در کجا و چگونه مصرف شوند برایش مهم بود و مراقب بود تا ذره ای از آن هدر نرود . در رفت و آمدها، هزینه بنزین مصرفی ماشین ها را محاسبه می کرد و دقت لازم را به خرج می داد برای نصب دکل های 8 و 10 متری به جای سفارش آن ها از تهران، خودش یک کارگاه نزدیک هویزه به پا کرد و وسایل جوشکاری، لوله و میله گرد، تهیه کرد و خودش دکل ها را می ساخت . حتی برای ساختن اتاقک های مورد نیاز واحد مخابرات خودمان دستگاه بلوک زنی آوردیم و شب ها تا صبح  بلوک زدیم، اتاقک ها را ساختیم، دیوارها را پلا ستر کردیم تا مبادا در این بین مقداری از پول بیت المال حیف و میل شود .

 علیرضا علی دادی همرزم شهید 

 

+++++++++++++++++++++++++++++++

 

 

 سردار مهدی نریمی اهتمام ویژه ای به حفظ بیت المال داشت . یک مرکز تلفن دروسط جزایر مجنون نصب شده بود ونام آن لیله القدر بود که مسئولیت ارتباطات آن با سردار مهدی نریمی بود. درآن سال ها حتی یک ساعت نمی گذاشت ارتباط یگان های رزمی قطع شود. قبل ازسقوط جزایر عقب نشینی ازفاو صورت گرفته بود وبعضی ازتجهیزات مخابراتی به تصرف دشمن درآمده بود. روزها فکرش مشغول بود که اگر این موضوع درجزیره تکرارشود ، نباید تجهیزات به غنیمت دشمن درآید. او ازداخل سوله تا بالای سوله را ریل گذاری کردتا به محض اینکه اگر احیاناً اتفاقی افتاد ، بلافاصله این مرکز تلفن روی ریل قرارگیرد وبا هل دادن از روی خودرو قراربگیرداین کار بزرگ وپرزحمت با ابتکارخودش انجام گرفت .

 +++++++++++++++++++++++++