شهدای شهرستان آغاجاری و امیدیه

این وبلاگ منعکس کننده ی زندگینامه ، عکس ها و خاطرات شهدای گرانقدر آغاجاری و امیدیه می باشد.

خیبر شکنان ۱۰
ساعت ۱٢:۳٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/۱٢/۱٢   کلمات کلیدی:

 

 

خیبر شکنان ۱۰

 

عزمش را جزم کرده بود که به جبهه برود ولی نمی دانست

چگونه به مادرش بگوید


دوره ی  آموزشی خود را در پادگان در عباس گذرانده بود.

 

با خودش مرتب فکر می کرد اکنون اگر بمانم و درس بخوانم

بهتر است یا به جبهه بروم.

این انتخاب مدتها فکرش را مشغول کرده بود . گاهی اوقات

می گفت :

به هر حال مملکت به افراد درسخوان هم نیاز دارد  و لبخندی

می زد و شب مجدداْ فکر می کرد و با خودش می گفت :

اگر نیرو کم باشد و جبهه ها عقب نشینی کنند چه می شود

و اگر دشمن جلو آمد و کشور به دست دشمن  افتاد- درس

 خواندن من به چه درد می خورد.

باز غم و غصه صورتش را می گرفت.

بالاخره تصمیم مهمی گرفت وگفت :

 موضوع را فردا به مادرم می گویم و با لبخندی به خواب رفت.

فردا صبح بعد از صبحانه موضوع رفتن به جبهه را با مادر مطرح کرد 

و گفت: مادر در همه ی موارد من نظر شما را می پذیرم ولی در

مورد جهاد باید به تکلیف عمل کنم.

فردایش برای ثبت نام رفت و اعزام و دوره و حضور در عملیات

خیبر . بالاخره در تاریخ ۱۹/۱۲/۹۲ ترکش یک خمپاره او را راهی نمود.

راهی بهشت.

اکنون مزارش در قطعه ی شهداء زیارتگاه ماست.