خاطراتی از شهید اصغر سوقی:

 

http://www.khavaranshop.com/

 

 

 

خاطراتی از شهید اصغر سوقی:

 

 خاطرات از: برادر رزمنده عبدالرضا لرکی

 

در عملیات خیبر و در اطراف جزیره ی مجنون ، گردان آغاجاری 

هم حمله را شروع کرد . وقتی با قایق ها به زمین های اطراف

جزیره حمله  بردیم ، جنگ سختی  در گرفته بود.حدود ظهر بود.

نیروهای عراقی با گرینف تعدادی از نیروها ی خودی را به

شهادت رساندند. اصغر سوقی و من در حال تیر اندازی بودیم که

یک مرتبه اصغر گفت : نیر خوردم. به بالای سرش رفتم. تیر به

گوشش خورده بود و خون زیادی از وی می رفت. به زور جلوی

خون ریزی را گرفتیم و او را سوار قایق کرده و به عقب

فرستادیم. او بسیار شوخ بود و همیشه خندان و خوش رو و

خوش برخورد بود.

 

                       یادش گرامی باد

http://www.khavaranshop.com/

 

/ 4 نظر / 10 بازدید
مسعود

براي افزايش بازديد سايت يا وبلاگ خود به لينک زير برويد و کد را در سايت يا وبلاگ خود قرار دهيد http://codejadoei.persianblog.com/

ملتمس دعا

یه عاشق قدیمی وتنها

در مسلخ عشق جز نکو را نکشند روبه صفتان زشت خو را نکشند گر عاشق صادقی ز مردن نهراس مردار بود هر آنکه او را نکشند یا فاطمه الزهرا م-ن-دوستار-ش-ا-س

یه عاشق قدیمی وتنها-غریب آشنا

انا لله و انا الیه راجعون بدین وسیله درگذشت مادر شهید اصغر سوقی را به خانواده شهید تسلیت میگوییم واز خداوند منان برای آن عزیز از دست رفته علو درجات را خواستاریم. با تشکر از زحمات بی دریغتان این ضایعه ی اسفناک را به شما مدیر وبلاگ نیز تسلیت می گوییم.